جبر را گر جبر به جبری جبرا اختیارت . نداری دگر فرصت اختیار تا اختیار اختیارا کنی علیرضا فرجزاد -- کشاورزی/ بیو تکنولوژی . /"Биотехнология | سر لوح وب و سوز دل در فراق و هجران
تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ | ۱:۲۵ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

آدما اشتباه میکنن دنبال خوشبختی میگردن، خوشبختی پیدا کردنی نیست ، خوشبختی ساختنی ست

/



دلتنگتم
دیگر بیا
نیرویی برایم نمانده تا دوریت را تحمل کنم.
عشقم.........ازادی از قفس تنگ دنیا


برچسب‌ها: آدما اشتباه میکنن دنبال خوشبختی میگردن

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ | ۱۰:۲۹ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد،

 باعث اشك ريختن تو نمي شود.

 

قلب  شکسته ام  تسلیت.
در ره عشق من آواره و سر گردانم

آنقدر در فراق آن آنی خواهم بود که هر دم از نفسم .
همره حسرتی باشد .
و دیده گانم هر زمان اشگ بار
 و یک دم دیدن را آخرین دم نفسم باشد.

.

...............}{


برچسب‌ها: تسلیت قلب صبورم, علیرضا

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ | ۸:۳۵ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

http://s1.picofile.com/file/6178548288/4_Geryehe_Masti.mp3.html


انقدر در فراق ان انی خواهم بود که هر دم از نفسم همره حسرتی باشد

و دیده گانم هر زمان اشگ بار و یک دم دیدن را اخرین دم نفسم باشد.

 

.
/ فردا دیر است؟؟؟ .سربداراست سردار
ازبهر جفا بی وفایان...حال که چنین است باید کرد پرواز چقدر وفادار خواهید بود؟...

نوشته اصلي بوسيله alireza.f.h نمايش نوشته ها
وقتی فروخته میشوی یا خود خود را می فروشی !
یک چیز را بدان به چه قیمت و به چه کسی!!! :"

كاش مي دانستي، مارا مجال آن نيست ،


     
   

      Barcode generated by TEC-IT
   



برچسب‌ها: فردا خیلی دیر است

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ | ۲:۴۵ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

Salam.
Bu veb Fars Mjbvra inşa edilir yazılmalıdır.
Digər ölkələrin content, şəkillər və daha çox istifadə etmək istəyirsinizsə.
Hər bir ölkənin site tərcüməçi bayraqları şəklində edə bilər, dil tərcümə üçün bayraq
basın.


گفتی توهم به مجلس اغیار می روی    اغیار خود منم تو پی یار می روی

 

بی خارنیست گرچه گلی درجهان ولی   حیف از تو گل که خودعقب خارمی روی

 

ای نو عروس پرده نشین خم شراب    گفتم که خود به خانه ی خمار می روی

 

احرام بسته ای و حرامت نمیکنم    دل داری و به کعبه ی دل دار می روی

 

باری خیال خود به پرستاریم گذار   ای  نا طبیب کز سر بیمار می روی

 

این بار غم کمرشکن است ای دل از خدا  یاری طلب که زیر چنین بار می روی

 

گیرم مسیح آیت و منصور رایتی   ای دل نگفتمت که سر دار می روی

 

این آخرین عزل به خداحافظی بخوان   ای بلبل خزان که ز گلزار می روی

 

دیگر میا که وعده ی دیدار ما به حشر   آن هم اگر به وعده ی دیدار می روی

 

دنبال توست آه دل زار شهریار    آهسته رو که سخت دل آزار می روی

 

.اری تو بدان که من آن من نبودم/من خود باران بودمسلام عزیزان خیلی خوش آمدید Shabahang's Pictures style= وشاید دگر هیچ وقت نبارد...


ECG principle slow.gif




.
.
برچسب‌ها: بدون شرح, پنجشنبه اخر سال 91 گره خورد با پنجشنبه اول سال92

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ | ۶:۳۱ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |
در واپسین روزها قلم لغزش را در صحفه می نماید ولی با تفاوتی دیگر  جملات را به فعل نمی رساند و انها را منقطع می کند  و در واری ماورایی می خواهد سیر کند دیگر  خود را تا ابد در قلمدان محصور کند  یعنی توان
ان را ندارد دیگر بنویسد جوهر سیاه اش را به رنگ نامریی تبدیل می کند و از فریاد بلندی که در قالب سکوت است به گوش خاکیان و افلاکیان می رساند .
اری اگر جنس دل که از جنس ماده بود که بود و ان را فنا  بایدی که بایدی شد که باید میشد ...
 ولی جنس ان طرفش که یک جنس ماورایی بود تحت هیچ بایدی  بایدی برایش شکل نمی گرفت .
اگر جنس هوا و هوس را راهی یابد به دورن ان دل همان انی و انی شود به دیگری واگذار شود ...

به یـــــــاد عــاشــــقـای ایــن دیـــــار
به داغ عاشقـای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلـف یـار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
.


برچسب‌ها: بـبار ای بـارون بـبــــار

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱ | ۴:۱۳ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

.     .



 

یوســف مـیدانست تمام درها بسته هستند

اما به خاطر خدا و به امــید او حتی بــه سوی درهای بسته دوید

و تمام درهای بسته برایـــش باز شد …

“ اگر تمـام درهـای دنیا هــم به رویت بـسته شــدند ، به طرف درهای بستـه بــدو چـون خـدای تـو و یوسف یکیست ”

هیچگاه بـه خاطر “هـیچکس” دســت از “ارزشهایت” نکش …

چون زمانی کــه آن فرد از تو دست بکشد ،

تو می مانی و یک “من” بی ارزش …

هیچکس ارزش “ارزش هایت” را ندارد !

 

 

گــاهی وقت ها لازم است مـثل یـــک رهبر ارکســتر رفتار کنیـم :

به همه پشت کنیم و مشغول کار خودمان باشیم ،

چون درست بعد از اینکه کارمان تمام شد ،

همه ی آن کسانی که به آنها پشت کرده بودیم ،

مجبورند بلند شوند و تشویقمان کنند …

... فقیر به دنبال شادی ثروتمند،و پولدار به دنبال آرامش زندگی فقیر است،

کـــودک به دنبال آزادی بزرگتر و بزرگتر به دنبال سادگی کودک است،

پـــیر به دنـبال قـــدرت جـــــوان و جـــوان در پی تــجربه ســالمند است،

آنـان که رفته اند در آرزوی بازگشت و آنان که مانده اند در رویای رفتن

ز ديده گذشت هيچ از او ياد نکن                       فردا که نيامدست فرياد نکن

بر آمده و گذشته بنياد نکن                              حالی خوش باش عمر بر باد نکن

از آمدنم نبود اگر دين را سود                          وز رفتن من جاه و جلالش نفزود

وز هيچ کسی نيز دو گوشم نشنود                     کين آمدن و رفتنم از بهر چه بود

ای بس که نباشيم جهان خواهد بود                     بی نام ز ما بی نشان خواهد بود

زين پيش نبوديم نبد هيچ خلل                            زين پس چو نباشيم همان خواهد بود

ايام تو گفتی که بسی خواهی خفت                    بی مونس و بی حريف و بی همدم و جفت

گفتی که به کس نگو تو اين راز نهفت                هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت

تا کی ز چراغ مسجد و دود کنشت                    تا کی ز زيان دوزخ آسوده بهشت

رو بر سر راه ببين که استاد قلم                       روز ازل آنچه بودنی بود نوشت         

                                                                                                             ...خيام..

 


برچسب‌ها: آنی آنی که ای, بـه خاطر “هـیچکس” دســت از “ارزشهایت” نکش

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۱ | ۹:۳۵ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

اگه حرفی نزدم از دردام

فکر نکن بی غم و دردم  .تنهام

قفس سینه ی من پر شد از کینه و درد

توی اوج قصمون هوا شدش یک دفعه سرد

تا که اسمت میومد روح من پر میکشید

به هرکجا که شک می کرد بخاطرت پر میکشید

دیگه اشکات واسه من ارزش قبل و نداره

اون چشمای نازه تو راهی به قلبم نداره

دیگه خستم نمیبینی نفسه آخرمه

اشتباهامو نبین تو روزای آخرمه

ننوشتم که تو دور شی از نگاه سرده من

هفته ای یه بار بیا با شاخه گله سری بزن

بسه خوب منتظرن فرشته های مرگ من

دارن از اونجا میگن.میگم به تو سر نزنن

ننوشتم سرسری نگذر ازش به سادگی

این نبود رسم زمونه نبود این دلدادگی

انقدر حرف زیاده ولی مهلتم کمه

اونی که برام زیاده آره غصه و غمه

میگیم رسم ادما ست ولی رسم بدیه

توام از دست نده بدون خوب فرصتیه

هرکسی عشق را در اوج دوست داشتن و محو شدن در آن کند

در اشفته بازاریی به دیناری فروخته خواهد شد
}{ 
هرحکمتی را حکمتی است هریک حکمت را هزار حکمت است /

 زخمی که میزنیم.دلی که میشکنیم.ارزان نیست یک جایی باید بهایش را بپردازیم.یک وقتی

شاید همین نزدیکی ها…. /

آنی که آن کند و آن خود را آنی دیگری کند/ غافل از آن  و آنی

است که میشود و باید بداند که هیچ آنی دیگر آن برایش  نخواهد شد


=============


در واپسین روزها قلم لغزش را در صحفه می نماید .

ولی با تفاوتی دیگر  جملات را به فعل نمی رساند.

 و انها را منقطع می کند .

 و در واری ماورایی می خواهد سیر کند.

 دیگر  خود را تا ابد در قلمدان محصور کند .
 یعنی توان

ان را ندارد دیگر بنویسد جوهر سیاه اش را به رنگ نامریی

تبدیل می کند و از فریاد بلندی که در قالب سکوت است .

به گوش خاکیان و افلاکیان می رساند .

اری اگر جنس دل که از جنس ماده بود که بود

و ان را فنا  بایدی که بایدی شد که باید میشد ...

 ولی جنس ان طرفش که یک جنس ماورایی بود.

 تحت هیچ بایدی  بایدی برایش شکل نمی گرفت .

اگر جنس هوا و هوس را راهی یابد.

به دورن ان دل همان انی و

انی شود به دیگری واگذار شود ...

من باورم را فروختم من هویتم را از دست دادم
 
من دنیا را با ان طرف دیگریش معاوضعه کردم
 
من  در قالب ان منی شد که باز من باور نمی کردم که باورم

را در اشفته بازاری به درهمی  به حراج بگذارند
 
که این در جبر خود جبری شد

که ان اختیار جبری بر من شد ...
 
من ان من باید میشدم نا ان من ان میشدم ...

 جسم که سوخت  توان فیزیکی اش تعدیل پیدا کرد .

 بدون شک روح

نیز به دنبال ان انزوا

را انتخاب خواهد کرد ...
 
اری ابهام گونه سخن گفتن من ساده ترین فهم است .

بر ان و انی که در صدم ثانیه ان شود ...

اینجا اخرین معوا و جایگاهی است

که پایان را باید دید انهم به رنج و مشقت...

.


بـبار ای بـارون بـبــــار
بــا دلـُم گــــریه کن، خون ببار
در شبای تـیـــره چــون زلـــف یــار
بهر لیلی چـو مـجـنـون بـبـار ای بـــارون
دلا خــــــــــون شــــــو خــــــون بــــبـــــــــــار
بر کوه و دشت و هامون بـــبار

بــه ســـرخـــی لـــبــای ســـرخ یـــــــــــــــار
بـــــــه یـــــــاد عــــــاشـــــــــقــــــای ایــن دیـــــــار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
بــــبـــار ای بــارون بــــــبـــــــــار
بـا دلُـم گـریـه کـن، خــون بـــبــــار
در شــبــای تـیـــره چـون زلـف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
ببار ای ابر بهار


برچسب‌ها: ببار ای ابر بهار

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ | ۱:۳۹ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

12.00

چگونه بخوانمت؟ چگونه یادت كنم؟ كه شرمسارم از اینكه چون تو خدایی و چون ما بندگانی چون تو مهربان وبنده نواز وبخشنده و چون بندگانی بی رحم و متجاوز


خدایا !

شرمسارم كه بندگانت به نام تو سر از تن جدا میكنند.
خدایا !

خجلم كه بندگان تو به نام تو آزار و شكنجه می دهند و حقوق انسان ها را زیر پا می گذارند.
خداوندا

شرمسارم كه بندگان تو با نام تو حكومت می كنند و دلهای امیدوار به تو را مایوس می سازند.
خدایا !

غصه دارم كه مدعیان راه تو در حالی مشعول زر اندوزی هستنددر حالی كه مردانی شرمسار از فقر و نداری نزد زن و همسر خود سر در گریبان می كنند.
خدایا !

شرمسارم از این همه ریا و دقل بازی! دلهایی كه نور تورا ندیده اند اما زبان و ظاهر آنها تو را فریاد می زند
خدایا !

شرمسارم كه بر درو دیوار شهرم همه جا نام توست اما دریغ از اینكه در رفتار و كردارها بتوانم ترا بیابم.
خدایا !

خجلم كه ما بندگان از نعمتی چون فكر و اندیشه خود بهره نمی بریم و عاقبت آن را نصیب و قسمت تو می دانیم.
خدایا !

شرمسارم كه ما نمی خواهیم ترا آنگونه كه هستی بشناسیم

خدایا !

شرمسارم كه هنوز آنقدر تورا نشناخته ایم كه تصور می كنیم برای رابطه با تو باید كسی یا چیزی را نزد تو روان كنیم.
خدایا !

خجلم كه از زمان بت پرستی تا كنون نوعی پرستش در ذهن ما نقش بسته كه به ما اجازه نمی دهد بیشتر ترا بشناسیم و هنوز خوی بت پرستی در وجود ماست.

خدایا

شرمسارم كه در آسمانها به دنبال تو می گردیم در حالی كه تو با مایی و اگر خود اراده كنیم دست ما را میگیری.
خدایا !

از این ناراحتم كه روزی بسیاری از درهای علوم را بر روی خود بگشاییم و هنوز شناختمان از تو تنها در همین حد باشد.
خدایا !

شرمسارم كه نمی بینیم تو خارج از قوانین طبیعی هستی هرگز هرگز عملی انجام نمی دهی با این حال همه ما بندگان دست به دعا بر می داریم كه : قوانینت را به نفع كار ما تغییرده
خدایا !

خجلم كه جهالت خود را به تو نسبت می دهیم.و هرگونه كم و كاستی و كوته اندیشی خود را ناشی از قوانین تو می دانیم. در حالی كه قوانین طبیعی تو افراد متفكر و صاحب اندیشه را میطلبد, كه بدانند این قوانین ازلی و ابدی است.
خدایا !

شرمسارم كه در طول تاریخ همه آنان كه خواستند به درستی تو را به مردم بشناسند, شكنجه دادیم و به نام كافر آنها را بر دار كردیم. و از آنان روی بر گرداندیم چرا كه آنان می خواستند تعقل را به جای تعبد پیشه ما سازند.
خدایا !

خجلم كه چون فكر نمی كنیم به حقیقت نمی رسیم پس ناچار می شویم موهومات را خیلی راحت بپزیریم.

الهی! بر هر که داغ محبت خود نهادی، خرمن وجودش را به باد نیستی در دادی.
الهی! همه آتش ها بی محبت تو سرد است و همه نعمتها بی لطف تو درد است.
الهی! مخلصان به محبت تو می نازند و عاشقان به سوی تو می تازند. کار ایشان تو بسازکه دیگران نسازند، ایشان را تو نواز که دیگران ننوازند.
الهی! محبت تو گلی است محنت و بلا خار آن، آن کدام دل است که نیست گرفتار آن.
الهی! از هر دو جهان محبت تو گزیدم و جامه بلا بریدم و پرده عافیت دریدم.
یارب ز شراب عشق سرمستم کن
وز عشق خودت نیست کن و هستم کن
از هرچه بجز عشق خودت تهی دستم کن
یکباره به بند عشق پا بستم کن
الهی! چون در تو نگرم از جمله تاجدارانم و تاج بر سر و چون در خودم نگرم از جمله خاکسارانم و خاک بر سر.
الهی! مرا دل بهر تو در کار است وگرنه با دل چکار است، آخر چراغ مرده را چه مقداراست؟
الهی! تا به تو آشنا شدم از خلق جدا شدم، در دو جهان شیدا شدم، نهان بودم و پیداشدم.

نی از تو حیات جاودان می خواهم
نی عیش و تنعم جهان می خواهم
نی کام دل و راحت جان می خواهم
هر چیز رضای توست آن می خواهم


برچسب‌ها: الهی, مخلصان به محبت تو می نازند و عاشقان به سوی تو می ت

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ | ۱:۲۵ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |
ادامه

در حجله شام غریبانم از پارچه و رنگ سیاه استفاده نکنید

دور عکسم را با روبانهای قرمز و گلهای رز سرخ آذین کنید

و بنویسید  علیرضا ی اشگ ریز چه غریبانه در وطن خود زیست و مرد و  حسرت یک دم کشیدن آه را بر

دلهایشان گذاشت

خدایا تو بهترینی  و بهترین گواه بر حال همه ما ><

 جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

یادمون باشه دلی را نشکنیم شاید خانه خدا باشه

کسی را تحقیر نکنیم شاید محبوب خدا باشه

از کمکی دریغ نکنیم شاید کلید بهشت باشه

سر نماز اول وقت حاضر شیم، شاید آخرین دیدارمون با خدا باشه در زمین




برچسب‌ها: سخنی کوتاه با دوستان, و کل عزیزانی که در این چهل روز اخیر

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۱ | ۱۲:۳۴ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |



پیشرفت دانش و درک ما از عشق، عاشق شدن و اهمیت آن در زندگی افراد راه درازی را تا امروز طی کرده است. در سال 1939 در یک مطالعه برروی اهمیت عشق در انتخاب همسر، از زنان پرسیدند که آنها اهمیت عشق را در چه ردیفی در انتخاب شوهر قرار می دهند. زنان عشق را در ردیف پنجم گذاشته بودند. بدین معنی فاکتور های دیگری مهم تر از عشق در انتخاب شوهر آینده شان دخیل بوده اند.
بقیه مطالب را درادامه
مطلب کلیک فرماید


برچسب‌ها: درک ما از عشق, عاشق شدن

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱ | ۲:۱۳ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |
عشق پدیده ای است که از دیر باز ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. دانشمندان حوزه های گوناگون به نوعی به تحلیل این پدیده در انسان پرداخته اند.مطلبی که در زیر آمده است سعی دارد به طور اجمالی یک سری از فاکتور های روانی را که در ایجاد این حس نقش بازی می کنند را باز شمارد.عشق پدیده ای است که از دیر باز ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. دانشمندان حوزه های گوناگون به نوعی به تحلیل این پدیده در انسان پرداخته اند.مطلبی که در زیر آمده است سعی دارد به طور اجمالی یک سری از فاکتور های روانی را که در ایجاد این حس نقش بازی می کنند را باز شمارد.

● معشوق انعکاسی از عاشق

بقیه مطالب را ادامه مطلب

کلیک فرماید


برچسب‌ها: عشق پدیده ای است که از دیر باز ذهن انسان

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱ | ۲:۳ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |


 
===================

Tip of the Week #119کلیک کنیدcilk"

By

What caused the depression is a lack of material?

  06 March 2013 07:51 AM

Finding a suitable journal  Read More…
..
 Ali Reza Faraj Zadeh /
 Professor of Bio-technology researcher

سلام

پل ارتباطی من وشما با اسکایپ
ادی. ارتباط"
sabzine_ebtekar@yahoo.com
alirezatork

 ارتباط صوتی و تصویری انلاین
دوستتان دارم.
Hi
Skype connects me and you
Eddy. Relationship
 
Audio and video links online

sabzine_ebtekar@yahoo.com
alirezatork
I love you
.

Привет
Skype связывает меня, и вы
Эдди. связь
   Аудио и видео ссылки онлайн
Я люблю тебя.

sabzine_ebtekar@yahoo.com
alirezatork

./



.

یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟:::

 
برچسب‌ها: پلهای ارتباطی زنده انیترنتی من و شما, انلاین

تاريخ : یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۱ | ۱:۴۰ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |
/**/

اگر خواستید اصل مقاله را دریافت کنید به سایت انلاین من وارد شوید

AuthorAID updates 

.

What caused the depression is a lack of material?Depression
ادامه مطلب کلیک کنید

تحقیقاتی که بنده در مورد کدام ناهنجارها و

Ali Reza Faraj Zadeh /
 
Professor of Bio-technology researcher
Link to AuthorAID

.

شناخت نیاز انسان و ...

;kکنکاشی دربررسی عشق/دوست داشتن/ ازداوج و  زندگی…

مقدمه:

 

......

اینجا هم موضاعات روان شناسی. تست روان کاویی و موضاعات خوبی هست وارد شوید  مطالعه بفرماید

دوستان بعد در این زمینه می توانند سوالات را طرح و اینجانب در حد دانش جوابی دهم

و خواهش داریم دوستان یاری کنند که در زمینه علوم اجتماعی و روان شناختی مطالب خوبی و را گشا و کاربردی را ارایه دهیم
با اردات

و احترام از سر زمین یخها
موضوع روان شناختی جز لاینفک زندگی در عصر فناوریست  :2008:-7-9

-

-

 

حالا دیگر وقتش است. اصلا شاید دیر هم شده باشد. عاشق شدن را نمی گویم. آن خودش دیر یا زود اتفاق می افتد. منظورم واکاوی عشق های گذشته و حال و احتمالا آینده است. اصلا با کدام تعریف اینقدر مطمئنید که عاشق هستید و عشق تان اگر اولی در دنیا نباشد بعد از لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد مقام سوم را می تواند بگیرد؟

 

لطفا برای چند دقیقه بی خیال باورهای خودتان شوید، ببینید تحقیقات چه می گویند؟ اصلا عشق واقعی چیست و چند درصد از آدمهایی که ادعای عاشقی می کنند واقعا عاشق هستند؟


نقطه پایان عشق کجاست؟

جسم ما گرایشهایی دارد که اسمش میل است. مثلا من به این شیرینی میل دارم و این یک گرایش یکسویه محدود است. می گویم یک سویه چون من به شیرینی میل دارم ولی شیرینی به من میلی ندارد و می گویم محدود چون گرایش من هم تا زمانی است که شیرینی را نخورده باشم. وقتی بخورم و سیر شوم دیگر میلی به آن ندارم. همین گرایش یک سویه می تواند نامحدود باشد.

مثلا من گلها را دوست دارم ولی معلوم نیست گل من را می خواهد یا نه. این می شود حب یا دوست داشتن چون نامحدود است ولی یک طرفه. علاقه یک خانم به طلا و جواهر هم مشابه همین است، محدودیت ندارد و مثل میل به غذا و شیرینی نیست که از آن سیر شود ولی یک طرفه است. حالت سوم می شود گرایش دو سویه محدود؛ یعنی دو نفر همدیگر را دوست دارند ولی این دوست داشتن محدود است و بالاخره یک جایی تمام می شود. به این دوست داشتن می گویند شوق. بیشتر احساساتی که ما از آن به عنوان عشق یاد می کنیم در واقع شوق است. یعنی اشتیاق شدیدی که تمام می شود.

حتی عشق های تاریخی هم بیشترش شوق بوده ولی چون به هم نرسیده اند، تمام نشده. مطالعات نشان می دهد نقطه پایان این شوق های به ظاهر بی پایان نقطه به هم رسیدن است. یعنی 2نفر همدیگر را در حد مرگ دوست دارند ولی به محض اینکه به هم می رسند این علاقه شروع به کم شدن می کند. همین است که خیلی از جوانانی که عاشقانه همدیگر را دوست دارند و زمین و زمان را به هم می ریزند تا با هم ازدواج کنند از همان ماه عسل اختلافهایشان شروع می شود و زندگی شان دوامی ندارد. در واقع آنها هیچ وقت عاشق هم نبوده اند و فقط اشتیاق شدیدی نسبت به هم داشته اند که به اشتباه نامش را عشق گذاشته اند و به بیراهه رفته اند. در واقع شوق همان هوس است.

یعنی همه عشق ها روزی از بین می رود؟

اما حالت چهارمی هم وجود دارد؛ یعنی خواستن دو طرفه نامحدود. این نوع خواستن یک خواستن بی حد و مرز است که برتر و متعالی تر از همه خواستن های دیگر است و می شود نام عشق بر آن نهاد. حالت زمینی این نوع دوست داشتن عشق میان مادر و فرزند است؛ رابطه ای نامحدود و دوطرفه.

هر کدام از ما در زندگی یک وضعیت موجود داریم و یک وضعیت مطلوب. من موجود چگونه باید به من مطلوب تبدیل شوم؟ مسیری که مرا به حالت مطلوب هدایت می کند عشق است ولی آیا عشق به تنهایی می تواند؟ اینجاست که پای عقل به میان می آید. عقل به ما تاکتیک می دهد. روش می دهد که چطور به پشتوانه عشق به وضعیت مطلوب برسیم. عقل به ما نشان می دهد وقتی دچار هیجان عشق هستیم چطور اشتباه نکنیم و در بهترین مسیر قدم بگذاریم.

چطور مطمئن شویم احساسی که به یک نفر داریم همان عشق است؟

عشق از دوست داشتن مجزاست ولی گاهی به دلیل شباهت هایی که با هم دارند اشتباه گرفته می شوند وگرنه هرکدام از اینها یک مقوله جداست. اگر بخواهیم با مفاهیم آکادمیک صحبت کنیم، دوست داشتن همان چیزی است که در عربی می گویند «حب» و از جنس عالم دوم است ولی عشق از جنس عالم چهارم است. از این تعاریف متوجه می شویم عشق و دوست داشتن به اندازه دو دنیا با هم تفاوت دارند و این تفاوت کمی نیست.

حتما می پرسید منظور از 4 عالم چیست؟ این عالمها مقوله پیچیده ای دارند ولی در یک تعریف ساده باید بگویم این چهار عالم عبارتند از:

اول، طبیعت که همین جهان ملموس است.

دوم، فطرت که عالم معناست.

سوم، طینت که می گویند ترکیب عالم اول و دوم است.

چهارم، حیرت یعنی همان عالمی که پیامبر(ص) در معراج دید و متحیر شد و گفت:«خدایا تو را آنقدر که باید نشناختم

بعضی ها معتقدند بالاترین درجه دوست داشتن عشق نام دارد. یکی از حکما هم عشق را مستی عقل معرفی کرده است. در حقیقت عشق یک مقدمه دارد به نام شناخت و معرفت و یک موخره به نام ایثار و فداکاری. اگر کسی را با معرفت آنقدر دوست داشته باشید که برایش ازخودگذشتگی کنید، عاشقش هستید.

فرض کنید دختر و پسر جوانی بسیار به هم علاقه دارند ولی چه تضمینی وجود دارد که دختر خانم در آینده مادر خوبی باشد یا آقا پسر از عهده نقش پدری برآید؟ از کجا معلوم وقتی با هم زیر یک سقف قرار می گیرند هزار و یک اختلاف نظر نداشته باشند؟ همه اینها در مشاوره قبل از ازدواج مشخص می شود

سن عاشقی در مردان چند سال است؟جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

هر چیزی یک سنی دارد؛ مثل سن بلوغ. بچه ای که خیلی عقلش می رسد ولی هنوز به سن بلوغ نرسیده بالغ نیست یا برعکس، کسی که به سن بلوغ رسیده ولی آثار بلوغ در او وجود ندارد هم بالغ نیست. در این جهان همه چیز تابع زمان و مکان است. هر چیزی باید بر روال طبیعت بگردد. از 9 ماه ماندن بچه در رحم مادر تا کشیدن 4 درد زایمان که باعث جفت شدن جمجمه بچه می شود همه چیز در طبیعت قانون دارد. در عاشق شدن هم سن مهم است. یک نوجوان اگر احساس می کند عاشق شده است هنوز بلوغ عقلی اش کامل نشده و نمی تواند برای آینده برنامه ریزی کند. اگر بخواهم از دید علمی بگویم عقل مردها تا 40 سالگی کامل نمی شود. اصلا همین است که می گویند دوران چل چلی! همین است که باعث می شود هرقدر هم طرفین به عشق شان مطمئن باشند باز نیاز به مشاوره دارند و نباید بی گدار به آب بزنند.


جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن
تا کی برای عاشق شدن فرصت داریم؟

در تکامل سنی انسان ها یک تقسیم بندی جالب وجود دارد؛ می گویند اگر کسی بخواهد زیبا شود تا 20سالگی می شود، اگر بخواهد قهرمان شود تا 30 سالگی می شود، اگر بخواهد عاقل شود تا 40 سالگی می شود و اگر بخواهد عارف شود تا 60 سالگی می شود. به اصطلاح می گویند اگر تا این سن شد، شد و اگر نشد دیگر فایده ندارد. البته این بیشتر درباره مردان صدق می کند و زنان تکامل سریع تری دارند.

زن برای مادر شدن آفریده شده و مرد برای پدر شدن. زن باید زن باشد و مرد باید مرد باشد. یعنی زن نیاز به زنانگی دارد و مرد، مردانگی. زنانگی یعنی ایجاد آرامش و مردانگی یعنی ایجاد آسایش. زن باید مثل گل باشد و مثل گل با او رفتار شود و مرد باید مثل درخت باشد و مثل درخت با او رفتار شود. اگر این چنین باشد عشق دوام می آورد و زندگی به وضعیت مطلوب می رسد.جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

چرا داغ ترین ازدواج ها بعد از ازدواج سرد می شود؟

مشاوره قبل از ازدواج یک ضرورت است. همه زوج ها باید قبل از ازدواج به مشاور مراجعه کنند تا بتوانند مشکلات احتمالی آینده را پیش بینی کنند. فرض کنید دختر و پسر جوانی بسیار به هم علاقه دارند ولی چه تضمینی وجود دارد که دخترخانم در آینده مادر خوبی باشد یا آقاپسر از عهده نقش پدری برآید؟ از کجا معلوم وقتی با هم زیر یک سقف قرار می گیرند هزار و یک اختلاف نظر نداشته باشند؟ همه اینها در مشاوره قبل از ازدواج مشخص می شود.

در این جلسات تست هایی از هر دو نفر گرفته می شود که پاسخ خیلی از پرسش ها را مشخص می کند. این همان مکانیسم عقل است که کنار عشق قرار می گیرد. یعنی دو نفر که احساس می کنند عاشق هم هستند با یک روش عقلانی به این نتیجه می رسند که آیا ازدواجشان به صلاح است یا نه؟ اگر بخواهیم یک مثال ساده بزنیم، می گوییم عشق شبیه یک جواهر گرانبهاست و عقل حلقه ای فلزی که رکاب این جواهر گرانبها می شود. اگر این حلقه باشد، می توانی جواهرت را دستت کنی و همیشه همراهت باشد ولی نمی توانی یک جواهر گرانبها را تا ابد بدون هیچ محافظی توی مشتت نگه داری، شک نداشته باش که بالاخره گم خواهد شد. همین است که گاهی عشق های آتشین ناگهان خاموش می شود. در حقیقت نگین باارزش آنها گم شده است.

چرا بعضی از عشق ها تبدیل به نفرت می شود؟

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

 

ازدواج نیاز به استطاعت دارد. همان طور که وقتی کسی به حج می رود باید استطاعت داشته باشد در ازدواج هم استطاعت لازم است. البته این استطاعت فقط توان مالی نیست. استطاعت باید در عقل، در مسئولیت پذیری، در تعهدپذیری و خیلی چیزهای دیگر باشد. کسی که استطاعت ندارد و می خواهد همه چیز را موکول به آینده کند نباید به خیال خودش عاشق شود و درگیری عاطفی ایجاد کند. هیچ فاجعه ای از اول فاجعه نبوده. شرایط و اشتباه ها به سوی فاجعه شدن هدایتش کرده است. وقتی یکی جا می زند طرف دوم دو راه دارد؛ یا خودش را منهدم می کند و دچار افسردگی می شود یا دست به اقدامات خشونت بار می زند و برای نابودی طرف مقابل تلاش می کند. سد که بشکند همه چیز را با خودش نابود می کند.

آیا عشق مرد و زن تعدد می پذیرد؟

عشق ممنوع یعنی واژه پردازی های بی خودی. یعنی چیزی که اصل عشق نیست. یک هوس زودگذر است که تمام می شود اما در مسیر خودش زندگی افراد را نابود می کند. عشق باید منطق داشته باشد. اصلا عشق یعنی احساسی از جنس خدا. چیزی که از جنس شیطان باشد نمی شود نام عشق برآن گذاشت و بی شک هوس است. کسی که دچار این اشتیاق غلط می شود باید پیش از آنکه گره روی گره بزند به مشاور مراجعه کند و راهنمایی بخواهد.

یک نکته مهم دیگر این است که عشق در هیچ شرایطی تعدد نمی پذیرد. در یک دل امکان ندارد محبت دو نفر بگنجد. منظورم عشق میان زن و مرد است. ممکن است هوس کنی 01 نوع غذا را با هم بخوری ولی حتما بعدش دل درد می گیری. لازمه عشق وفاداری است. نباید اجازه بدهیم سریال های بی سر و ته با رواج عشق های به اصطلاح ممنوع کانون خانواده ها را به خطر بیندازند. بیشتر از اینها کاملا هدفمند پیش می روند. در خیلی از کشورها بعد از پخش هر فیلم تحلیلگر اجتماعی می آید و درباره موضوع فیلم حرف می زند. ما هم به چنین کارشناسی هایی نیاز داریم....

ادامه دارد

در ادامه

uar/خ عشق /ب/عشق/ د/ دم کوچه و سر کوچه  و دانشگاه / ر/ پ/ م/

87-9-10

اخ و صد اه بر ان که ... اری باید ان میشدم تا ان برایم به ثبوت برسد ولی افسوس...در اندر خم یک کوچه مرا گرفتار کرد و  ان دیگری شد

انی که انی شود در صدم ثانیه را شاید بتوانی انی تجزیه تحلیل کنی ...بله دانی که چرا چنین شد عاقبت علیرضا نامی... البته این پاراف غیر مقاله است مخصوص یک سویه در باب دیگری است که توانست با....

ادامه کلیک کنید و امار طلاق در ایران را مشاهده کنید "و یک مبحث دینی هم در شفاعت روز قیامت

12.00

===


باسلام و تشکر
احتراما عرض کنم که در زندگی زوایای تعریف یک موضوع که صورت مسله عنوان دارد باید با دقت بیشتری صورت مسله را دید و در جواب ان دچار نقصان نشویم باز نیاز به یک تمرین مناسبی است که چهار چوب ان همره زند مانی برای زندگانی مطلوب باشد
تمرین موجب رفع خطا ها می شود
با احترام
shirinb آفلاين است گزارش پست خلاف   پاسخ با نقل قول Multi-Quote This Message ارسال پاسخ سريع به اين پيغام

 هفته پيش   #108 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن

 
alireza.f.h's Avatar
 





ارسال پيغام AIM به alireza.f.h ارسال پيغام MSN به alireza.f.h ارسال پيغام Yahoo به alireza.f.h Send a message via Skype™ to alireza.f.h
پيش فرض پاسخ : تستهای روانشناسی.سلامت روحی

تشکر و ارادت از لطفتان
باز یک نقطه را عارضنوشته اصلي بوسيله alireza.f.h نمايش نوشته هاکلیک کنید تا وارد سایت  شوید .مقاله ها ببینید/کلیک روی علامت پیکان فنشد شوم
شناخت از مهترین طبقات همین زنده مانی برای زندگانی است پس نیاز شناخت را جدی بگیریم ... و شناخت نیاز انسان را هم جدی بگیریم


برچسب‌ها: کنکاشی دربررسی عشق, دوست داشتن, ازداوج و زندگی

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱ | ۱:۴۳ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |
دل قبل از هر کلامی با یک سلامی با این تفاوت که این بارنیست کسی بگیرید سلامی به حکم ادب باز خود به اهمان شیوا یی بیانم که این بار خود ستایم و در ادب به خود ادبی با سلامی که سلامت کند و همره ان سلامیت را به حرف اول سلام س با سعادت دلت که خوش باد ان دلت اباد که گفتی ره خراباتیان کجاست.من خرقه درویشان کنم به تن دوره به گرد جهان زنم با یک ناله فقط سودا کنم.ان که انی شد در صدم ثانیه حک بر سر در دلم به نام هانیه انی که که ندانی ان ان را بس با من مگو هیچ سخن همی نی لبیکم را سماویان دم زند از اصوات غم ناک ان افلاکیان ذجه و فعان کنند. اه و اهی ز درون برکشم تا ارض و سما را بر اتش کشم دلم تو را هم من خودم خوب می شناسم


خلقی به فراموشی؛ قومی به زراندوزی
قومی به دغل بازی؛ شادند و بسی راضی
قومی به جگر سوزی؛ گردند پی روزی
خلقی شده سرگردان؛ در دام بسی شیطان
قومی پی آب و نان؛ باشند به خود سوزی
سیراب نمی گردند؛ از حرص و طمع قومی
قومی که زخون دل؛ دارند سرافرازی
خلقی به هوسبازی؛ سرگرم به طنازی
خلقی به وفا داری؛ در خدمت و جان سوزی
قربان تو آقایی؛ که با خبر از مایی
ماییم چو گردابی؛ سرگشته در این بازی
بس کن تو سهیل این غم؛ بگذار یکی مرهم
بر سینه پرداغم؛ بیهوده بپردازی
وقتی فروخته میشوی یا خود خود را می فروشی !
یک چیز را بدان به چه قیمت و به چه کسی!!! :"
كاش مي دانستي، مارا مجال آن نيست ،
كه روزهاي رفته را از سر

گيريم ولحظه هاي بي بازگشت را ، تمنا كنيم .
عشق را من در زیر میکروسکوپ ها نیافتم بلکه آنها را نقطه ای از شروع یک آغاز عشق دیدم.
آری باید دید آن را که آن همان آن است که در چند ثانیه کند آغاز عشق را.

تقدیم به یگانه عشق زمینی که آغازگر برای شروع پایانی برای تکامل بود.
ره صد ساله را آنی که هانیه نامی شد همانند ندای هاتف از سوی آسمانی شد.
... اشگ بار کرد تا ابد از این خزان جبری ...چرا؟



 
alireza.f.h's Avatar
 



ارسال پیام خصوصی

ارسال پيغام AIM به alireza.f.h ارسال پيغام MSN به alireza.f.h ارسال پيغام Yahoo به alireza.f.h Send a message via Skype™ to alireza.f.h
پيش فرض پاسخ : آتشكده ي دل

نوشته اصلي بوسيله alireza.f.h نمايش نوشته ها
شبگردی می‌کنم. اما صدای نفس‌هایت را از پشت


هیچ پنجره و دیواری نمی‌شنوم. آسوده بخواب نازنینم،


شهر در امن و امان است ... تنها خانه‌ی من است که در آتش می‌سوزد...
سال و سالی و سالیانی گذشت زین شب و گرد این جهان گشتن سرانجام آن و آنی که شد در صدم ثانیه ای آنی ناگه
خود آتش شد و بر حرمن و دامنمان حال به حالیم در حال احتزاریم
وشته اصلي بوسيله: ;کلیک کنید تا وارد سایت  شوید .مقاله ها ببینید/کلیک روی علامت پیکان فنشد alireza.f.h نمايش نوشته ها
ناگهان همه چیز تمام می شود
دنیای رویایی وصال با همه زیباییش غروب می کند
و دوباره فراق
و دوباره اشک نیمه شبو درد دوری
کاش هیچوقت از خواب خوش وصال برنخیزم
کاش همیشه دستانم در دستان تو باشد
کاش همیشه محو تو باشم
کاش.....
نوشته اصلي بوسيله alireza.f.h نمايش نوشته ها
در دست های زرد پاییز

انگار باران بود و چشمهای من
وقتی که چشمم گریه می خواست
اما نگاهم دل خوش بود به دیدارت
من بی محابا می دویدم
از سایه ی شب می پریدم

خط می کشیدم روی دیوار
تاریخ و ساعت، روز دیدار
یکشنبه ی پاییزی و زرد
یاد آور تنهایی و درد

ساعت که می چرخید و می گفت
او رفت و دیگر تو را یاد هم نمی کند
گفتم که از عشقش دست نکشم
دلم هوای دیدارمی کند هر لحظه
این گونه دلم قصه را آغاز می کند باز
وچشمان می رقصد با سوز این ساز


رحمی ندارد باد پاییز
من ، تو ،نگاهی سوی جالیز
باران که شست از روی دیوار

نوشته اصلي بوسيله alireza.f.h نمايش نوشته ها
وقتی عشق وفاداری به مسلخ سخره پردازان هوس باز در اید چون قصابان ان را پاره پاره کنند..
این ایین را بدعت کی گذاشت که اینگونه در نهایت مظلومیت عشق را به رنگ سرخ و غم اش را سیاهی
تاریخ و ساعت، روز دیدار


برچسب‌ها: شبگردی می‌کنم, اما صدای نفس‌هایت را از پشت

تاريخ : پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۱ | ۱:۳۸ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

در ره هان که باید شد آن شد  یکی را ه باز ان راه ره پیما شد و دیگری رابا ان پرواز عشق را باید اموخت و نوشت  تا ان باشد بی رنگ  در نوع خود ریا و تزویر نباشد .

تا همیشه هست ...

انی که به انی شود در صدم ثانیه به انی شود رخ و جمال به رنگ نیلگون و به وقت غروب سرخ فام شود نام ان بدون نگارش حک سر در دل شود ایین مهر را در طلوع همره باد صبا تا شامگاه شود چه شود که ان را به نام عشق ندا در عالم زنند... اری ان همان ان است عشق اتش بر همه عالم زند...

سینه من را گشاید هنگام مرگم حبس نفس نماید انگاه نگاهی به اسمان به وسعت کل عالم با ان گوید ان و انی که نمودی انی در صدم ثانیه عشق نامی به به باز عاشق عاشق شدن و عشق و عشق را عشق داشتن بازی با ان را در ان حال دفن من ان و است و ان...



جواب همان است
عاشقت خواهم ماند !
حتي اگر طعم خاطراتمان فراموشت شود
حال هي بيا و بپرس :
هنوز هم دوستم داري فلاني ؟!
وسعت عشق مرا تو هيچ مي داني ؟!
ما كه تمام ناگفته ها را گفته ايم
حال بيا تا در حضور همه فرياد برآورم
تا باور كني ،
هنوز هم بي مهابا دوستت دارم ...

  سال هزار و سیصد و... هر سال، سال توست
تقدیر من رقم شده در زیر فال توست

می پرسی این غزل برای کدامین فرشته است؟
می خندم! آی! خوب من! این شرح حال توست

غیر از کلام و واژه چه دارم من از جهان؟
این خلسه های نیمه من، از مجال توست!

بیت و نفس، شبیه به هم تند می شوند
آهنگ قلب و نبض من این حس و حال توست

وصل همیم در تن یک شعر بال دار
پای دویدن از من و پرواز... بال توست

وقتی اتاق من پر پروانه می شود
فصل بهار آمده... یا این خیال توست؟!

گاهی برای از تو سرودن غزل کم است
بس که قصیده پشت سرت... زیر شال توست!

سلطان عشق، روی لبانت جلوس کرد
امشب شروع سلطنت خط و خال توست

.../صد افسوس و توان ان صد افزون کرد

از این افسوس که افسون گر دگر ان ان توست

شاید روزی گذرت افتد بر این وادی مجازی بخوانی و بخندی ... بر این دیوانه عاقل که نامش بی تو شد هیچ


برچسب‌ها: در ره هان که باید شد آن شد

تاريخ : دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱ | ۷:۴۴ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

 

 

تقدیم به بهترینم      

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

 

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_


این قلبم در این اوضاع سخت بیماری  وقربت /فراق/با شماهاست  و نام شماها قوت و ضربان ان را تنظیم میکند عزیزانم دوستتان دارم.

عشق باید در دوست داشتن ذوب شود همین


برچسب‌ها: هستی جانم

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۱ | ۵:۵۹ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

زخمی که میزنیم.دلی که میشکنیم.ارزان نیست یک جایی باید بهایش را بپردازیم.یک وقتی شاید همین نزدیکی ها…

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم !

در برابرش مسئولیم …

در برابر اشکهایش ؛

شکستن غرورش ،

لحظه های شکستنش در تنهایی

و

لحظه های بی قراریش ….

و

اگر یادمان برود !

در جایی دیگر سرنوشت یادمان خواهد آورد ،

و

این بار ما خود فراموش خواهیم شد


زمان ، طولانی می شود

برای كسانی كه غصه دارند ،
كوتاه می شود
برای كسانی كه شاد هستند ،
دیر می گذرد
برای كسانی كه منتظر هستند ،
 زود می گذرد برای كسانی كه عجله دارند ،
اما ابدی می شود برای كسانی كه عاشق هستند
 
جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن


جهان سوم جایی است که هر کسی بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب می شود و هر کسی بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد...

هرکسی عشق را در اوج دوست داشتن و محو شدن در آن کند

در اشفته بازاریی به دنیاری فروخته خواهد شد.

 


برچسب‌ها: كسانی كه عاشق هستند, جهان سوم

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه نهم اسفند ۱۳۹۱ | ۳:۵۱ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |
استاد فرج زاده می فرمودند
---->>> }{  
هرحکمتی را حکمتی است . هریک حکمت را هزار حکمت است  .
/آنی که آن کند.
 وآن خود را آنی دیگری کند غافل از آن  و آنی است که آن خواهد شد .                                                                                            برای استاد فرج زاده دعا کنید. مراقب ویژه پزشکی استاد/ پ/ حامدی
Profesör Faraj Zadeh dedi
---- >>>}}
Hrhkmty bilgeliktir. Bilgelik Her bilgeliktir.
/ Annie öyle.
  Onu o gaflet olacağını onu daha gerçek ve yakın bir hale getirir. Farajzadeh usta için dua edin. Özel bakım tıp profesörü / c / Hamedi
 
به روز رسانی شد.۹۱-۲.۱2
متاسفانه ارشیو ها و اصل مقاله ها و نوشته های استاد در سایتها بطور تار نمایی و مجهول بخش اعظم آنها پاک شده و بخش دیگری  هم نظم انها بهم خورده..
 {و در لولس بلک و هم در این وب ؟ مخدوش و حذف گردیده.}
 مسولیت باز سازی مطالب به عهده من پ/حامدی نهاده شده
من روز و شب در کنار استاد  و در اتاق بستری او هستم دوستان هر چند سعی می کنم که بغضم را
آشکار نکنم ولی بخدا برایم مقدور نیست  وقتی او به خوابهای سنگینی که داروها برایش ایجاد می کنند
ومن  در اتاق او مراقب هستم به والله دلم پر درد میشود ...
شاید زمان دیگر برایش تما م وقتی بیدار و گوشه چشمی نگاه می کنند و می فرماید
ایا توانستی آن را که من گفتم بدانی چه آنی است؟ آیا صدم ثانیه را توانستی محاسبه بر گذر زمان کنی/

دوستان ای کاش بودید البته فلیم های او در این لحظات ثانیه به ثانیه ثبت میشودو شاید بقول فرمایش خودشان گذر زمان آن را معنی خواهد کرد.

دوستان وقتی از مجمع بین الملل محققین  اندیشه و ابتکار ایشان را ستودند ...

ایشان گفت مگر خریدار من شما هستید؟ من فروشنده خوبی هستم باید خریدار من خود خدا باشد...

او می توانست رقم های نجومی را از جامعه بین الملل محققین در قبال 3000 هزار برگ نوشته و تحقیقات  عاید خود کند....

دریغ از یک سنت استاد تمام عواید مالی را برای مجمع نانو که خود او انجمن مبارزه با گرسنگی را بنیانگذاری کرده  وقف نمود...

شعار اوبرای جهانی سبز بدون یک گرسنه با نفسهای بریده بریده گفته میشد ...

اری دوستان من در جمع آوری نوشته ها  تحقییقات 12 سال بی وقفه که شامل 120 پروژه بوده و هفت پروژه بنیادی  کاربردی استاد  است /

صادقانه قول دادم و بی منت در اختیار او باشم و به امید باز گشت سلامت روحی و فیزیکی این بزرگوار همگان دعا بفرماید .


برچسب‌ها: به روز رسانی شد پ, حامدی, ۹۱, ۱۲

تاريخ : چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱ | ۱۲:۴ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |


اشتراک گذاري در google buzz

 

اشتراک گذاري در فيس بوک

 

 

وصیت نامه من در صد و پنجاه صحفه در شبکه های اجتماعی محفوط

به محض ثبت نام من در لیست اموات منتشر خواهد شد.

که اختصاصا ۵۰ پنجاه برگ آن  همان آن آنی است که صدم ثانیه را بیان دارد.؟

 

وَ إِذْ یمْکرُ بِک الَّذِینَ کفَرُوا لِیثْبِتُوک أَوْ یقْتُلُوک أَوْ یخْرِجُوک‏ وَ یمْکرُونَ وَ یمْکرُ اللَّه‏ وَ اللَّهُ خَیرُ


الْماکرِین‏. (انفال:30)

 

به یاد آر آن روزى که کفار قریش براى ابطال دعوتت به تو مکر کرده و خواستند تو را به یکى از امور سه‏گانه دچار سازند یا تو را حبس کنند یا بکشند یا بیرونت کنند. آنان مکر مى‏کنند و خداوند هم مکر مى‏کند و خدا بهترین مکر­کنندگان است.

 

 برایم فقط سوره یاسین بخوان هر پنج شنبه همین

  

اما خداوند رحمت خود را بر حضرتش ارزانی کرده، رسول گرامی خویش را از تصمیم آنها آگاه نمود.


فَالَّذِينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا فِي سَبِيلِي وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ. (آل عمران:95)

پس آنان كه از وطن خود هجرت نمودند و از ديار خويش بيرون شده و در راه خدا رنج كشيدند و جهاد كرده و كشته شدند، همانا بديهاى آنان را (در پرده لطف خود) بپوشانيم و آنها را به بهشتهايى در آوريم كه زير درختانش نهرها جارى است، اين پاداشى است از جانب خدا و نزد خدا است پاداش نيكو (يعنى بهشت و ملاقات خدا).



 

.

---------------------------------------

درد دلی کوتاه و کمی هم در هاله ابهام

سلام بر همه دوستان و عزیزان که در طول این همه مدت حقیر را تحمل نموده

و تشکر خاصی را هم می نمایم که برای من فخر افتخاری بود که با همنوعان واستادان خود باشم و در محضر انها تلمیذی نمایم

یاران و دوستان لاجرم حقیقتی که منو دیگر از حضور در

 ... و... و ...  دور از وطن وا داشته به اشاره ای در پرده  گفتم.

که جبر را جبرا اختیار کردم. و برای دایم بایدی هجرتی را پیش

می گرفتم  ...وبودم ... که آن و آنی...

=========

در حجله شام غریبانم

از پارچه و رنگ سیاه استفاده نکنید 

دور عکسم را با روبانهای قرمز

و گلهای رز سرخ آذین کنید

و بنویسید  علیرضا ی اشگ ریز

 چه غریبانه در وطن خود زیست و مرد

 و  حسرت یک دم کشیدن آه را بر

دلهایشان گذاشت

فقط پیرهن سیاهی که خودم از آن روز به تن کردم:...؟

هنگام مرگم آن را به او دهید تااو بدانند معنا در معنا بازی

با سرنوشت را

 فیلتر شده..!

 ".


 

در حجله شام غریبانم از پارچه و رنگ سیاه استفاده نکنید 

دور عکسم را با روبانهای قرمز و گلهای رز سرخ آذین کنید

و بنویسید  علیرضا ی اشگ ریز چه غریبانه در وطن خود زیست و مرد

و  حسرت یک دم کشیدن آه را بر

دلهایشان گذاشت .

.



به انتظار و دیدار تو و وصال 

باشید سر افراز

sabzine_ebtekar@yahoo.con

farajzadeh@mail.ru

بقیه در ادامه مطلب

کلیک کنید


برچسب‌ها: خدا حافظی جانانه ای, بایدی هجرتی, خانه سالمندان, حجله شام غریبانم

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۱ | ۷:۳۱ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

 .

آن سيه چرده که شيريني عالم با اوست گر چه شيرين دهنان پادشهانند ولي روي خوب است و کمال هنر و دامن پاک خال مشکين که بدان عارض گندمگون است دلبرم عزم سفر کرد خدا را ياران با که اين نکته توان گفت که آن سنگين دل                                                   چشم ميگون لب خندان دل خرم با اوست او سليمان زمان است که خاتم با اوست لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست کشت ما را و دم عيسي مريم با اوست                                                
  حافظ از معتقدان است گرامي دارش زان که بخشايش بس روح مکرم با اوست



بقیه مطالب در ادامه مطلب کلیک کنید

بق

گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯآنــقـدر بـزرگ کـﮧ از

دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد
اشتراک گذاري در گوگل ريدر" alt="اشتراک گذاري در گوگل ريدر" width="16" height="16" border="0" />
برچسب‌ها: عشق برای تو مفهومی نداره, کشت ما را و دم عيسي مريم با او

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۱ | ۱۲:۵۰ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

 

استاد مرحوم ای زنده یاد سلاملار/

حیدر بابا منده

 غربیمم منده تورکمم

حیدر بابا منده اوز وطنیم غریب و یالقیز قالدم=<->

=========



در حجله شام غریبانم از پارچه و رنگ سیاه استفاده نکنید

دور عکسم را با روبانهای قرمز و گلهای رز سرخ آذین کنید

و بنویسید علیرضا ی اشگ ریز چه غریبانه در وطن خود زیست و مرد و حسرت یک دم کشیدن آه را بر
دلهایشان گذاشت

فیلتر شده

 

آری برای وادع  از تو قریب هم میایم تو میزبانی خوبی برا غریبا هستی.


چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها

 و نفهمیدن ها است كه به این

مردم،

آسایش و خوشبختی بخشیده است !!!

 (خدایا قیمت من این نبود نخواهم فروخت خود را

اگر خریدار تویی بیا که من هم فروشنده ام

اماده ام تا از زمین ات به آسمانت بیایم )


امروز گرسنگی فكر ،

از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .


وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند

پرهایش سفید می ماند

ولی قلبش سیاه میشود

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست

اسراف محبت است

روزي از روزها ، شبي از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد

اما مي خواهم هر چه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم

تا هرچه ديرتر بيفتم ، هر چه ديرتر و دورتر بميرم ،

نمي خواهم حتي يگ گام يا يك لحظه

پيش از آنكه مي توانسته ام بروم و بمانم ،

افتاده باشم و جان داده باشم

خداحافظ

علیرضای اشگ ریز غریب در وطن

نمی دانم تا کدامین لحظه باید لباس شقایق داغدار به تن داشته باشم.

 

بقیه در ادامه مطلب 

 کلیک کنید

----علیرضای اشگ ریز غریب در وطن

 

--->
http://alirezafarajzadeh dr" alt="چاپ این صفحه">به محض ثبت نام من در لیست اموات تمام وصیت نامه و سایر مدراک منتشر خواهد شد.

--->

 

اشتراک گذاري در فيس بوک

اشگ ریز علیرضای غریب در وطن خود

وصیت نامه من در فیس بوک و شبکه های اجتماعی محفوظ و بعد مرگ من منتشر خواهد شد

 و انی که آنی بود و برایم همان صدم ثانیه انی بود تا سنگ قبرم نام آن باشد


برچسب‌ها: خداحافظ, قطعه خدا حافظی مرا بر سنگ قبرم بنویسید, جبر, جبری

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیستم بهمن ۱۳۹۱ | ۱:۴۶ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |
 ...

إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ فَمَن نَّکَثَ فَإِنَّمَا یَنکُثُ عَلَی نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَی بِمَا عَاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا

{{بر بیعت شکنان }}

باور مرا

  آن و آنی در صدم ثانیه

پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد

سلام بر عزیزی که در عالم معنا  که برایم تفسیر خود معناست

{راستی اگر قرار باشه  شش ماه مهلت زنده

ماندن داده شود  معنا  عالم معنا را در سیر همان زمان محدود را چگونه تعریف  خواهید کرد ؟}

به یک دلیل و ... و ان و انی به روز شد این صفحه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾

مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾

وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾

وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ﴿۴﴾

فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ ﴿۵﴾

بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ ﴿۶﴾

إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿۷﴾

فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ ﴿۸﴾

وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ ﴿۹﴾

وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ ﴿۱۰﴾

==

به نام خداوند رحمتگر مهربان

نون سوگند به قلم و آنچه مى‏نويسند (۱)

[كه] تو به لطف پروردگارت ديوانه نيستى (۲)

و بى‏گمان تو را پاداشى بى‏منت‏خواهد بود (۳)

و راستى كه تو را خويى والاست (۴)

به زودى خواهى ديد و خواهند ديد (۵)

[كه] كدام يك از شما دستخوش جنونيد (۶)

پروردگارت خود بهتر مى‏داند چه كسى از راه او منحرف شده و [هم] او به راه يافتگان داناتر است (۷)

پس از دروغزنان فرمان مبر (۸)

دوست دارند كه نرمى كنى تا نرمى نمايند (۹)

و از هر قسم خورنده فرو مايه‏اى فرمان مبر (۱۰)

 

زین حال زارم الا ای خواجه بیزارم
انی که در انی کرد در صدم ثانیه ام
به باور ان کلام که شد اغاز شروعم
نقطه سر خط بیان مشترک علیرضا و هانیه ام
خواجه کو ان آنی که صداقت درهم زمانه ام
شرح حال ز جبر گویم یا جفا از سوی هانیه ام
 =====

یا رب حال که هر آنی به آنم با این جسم زارم

شاید دمی و آنی بر اید و در صدم ثانیه ای نیاید

اگر مرحمت  توست منور کن به دیداردر حال احتزارم

خواجه با من مهربان باش اخرین دیدارم به حال احتزارم

باد صبا تو را دارم یاد هر زمان چند صباحیست رفتی

   تمامو خموش  بچندو  یا روز دراحتزارم

...در پرده گفتم سخن باز ای خواجه تو خود کن اغاز...

از این پریشان حالی چندیست که بی زارم

 

.جمعه ...

 

.

.

.

.

Up.hammihan.com/img/userupload_2012_4176235751359478879.42.jpg

 

 

 

فیلتر شده عکس ها

اشتراک گذاري در گوگل ريدر" alt="اشتراک گذاري در گوگل ريدر" width="16" height="16" border="0" />


برچسب‌ها: زین حال زارم, الا ای خواجه بیزارم, شما خوش باشید, به آن و آن که

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ | ۸:۴۹ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

در ایامی که حقیری چون من در سیر حیات به اتمام ان می اندیشم

 و در جمع ان یک ان را فقط می بینم یک ان همان ان

به نام عشق در اصوات و جمال و اندیشه هانیه است

او برایم یک معبد مقدسی است برایش هر روز  و شب چله نشینی می کنم تا معبد را از وجود خودم آگاه سازم

 و این همان رنگ خداست که رخساره منو سفید دراین ایام نزد نامردان نمود .

 و انان که تحقیر و حقارت را برایم لاینفک جز حیاتم نسخه پیچیدند

  رنگ خدا انهارا  سیاه کرد و این زنگ خدا و نت زیبای ان در

گوشهایم که نجوایی اسمانی و زمینی ایجاد کرده و می کنند جز او کس

 دیگری را موثر در مغزم نیافتم اری ان همان ان است که نامش هانیه است

به انتظار و دیدار تو و وصال


برچسب‌ها: عشق هم رنگ خداست و هم صدای خداست هم خود خداست, و این کجاست

تاريخ : دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ | ۷:۳ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |
 
دو تنها و دو سرگردان دو بیکس
 
 
حافظ
 

 

زین حال زارم الا ای خواجه بیزارم

انی که در انی کرد در صدم ثانیه ام

به باور ان کلام که شد اغاز شروعم

نقطه سر خط بیان مشترک علیرضا و هانیه ام

خواجه کو ان آنی که صداقت درهم زمانه ام

شرح حال ز جبر گویم یا جفا از سوی هانیه ام

 

=================

الا ای آهوی وحشی کجایی

مرا با توست چندین آشنایی

دو تنها و دو سرگردان دو بیکس

دد و دامت کمین از پیش و از پس

بیا تا حال یکدیگر بدانیم

مراد هم بجوییم ار توانیم

که می‌بینم که این دشت مشوش

چراگاهی ندارد خرم و خوش

که خواهد شد بگویید ای رفیقان

رفیق بیکسان یار غریبان

مگر خضر مبارک پی درآید

ز یمن همتش کاری گشاید

مگر وقت وفا پروردن آمد

که فالم لا تذرنی فردا آمد

چنینم هست یاد از پیر دانا

فراموشم نشد، هرگز همانا

که روزی رهروی در سرزمینی

به لطفش گفت رندی ره‌نشینی

که ای سالک چه در انبانه داری

بیا دامی بنه گر دانه داری

جوابش داد گفتا دام دارم

ولی سیمرغ می‌باید شکارم

بگفتا چون به دست آری نشانش

که از ما بی‌نشان است آشیانش

چو آن سرو روان شد کاروانی

چو شاخ سرو می‌کن دیده‌بانی

مده جام می و پای گل از دست

ولی غافل مباش از دهر سرمست

لب سر چشمه‌ای و طرف جویی

نم اشکی و با خود گفت و گویی

نیاز من چه وزن آرد بدین ساز

که خورشید غنی شد کیسه پرداز

به یاد رفتگان و دوستداران

موافق گرد با ابر بهاران

چنان بیرحم زد تیغ جدایی

که گویی خود نبوده‌ست آشنایی

چو نالان آمدت آب روان پیش

مدد بخشش از آب دیدهٔ خویش

نکرد آن همدم دیرین مدارا

مسلمانان مسلمانان خدا را

مگر خضر مبارک‌پی تواند

که این تنها بدان تنها رساند

تو گوهر بین و از خر مهره بگذر

ز طرزی کن نگردد شهره بگذر

چو من ماهی کلک آرم به تحریر

تو از نون والقلم می‌پرس تفسیر

روان را با خرد درهم سرشتم

وز آن تخمی که حاصل بود کشتم

فرحبخشی در این ترکیب پیداست

که نغز شعر و مغز جان اجزاست

بیا وز نکهت این طیب امید

مشام جان معطر ساز جاوید

که این نافه ز چین جیب حور است

نه آن آهو که از مردم نفور است

رفیقان قدر یکدیگر بدانید

چو معلوم است شرح از بر مخوانید

مقالات نصیحت گو همین است

که سنگ‌انداز هجران در کمین است


برچسب‌ها: مرا با توست چندین آشنایی, شرح حال ز جبر گویم یا جفا از سوی

تاريخ : پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۱ | ۶:۵۸ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

 

در کتاب انی و انی به صدم ثانیه ای

را بخوانید"  قصه خونین روز چلهم عشق

 انی

که به انی: معامله شد به انی دیگر  درآنی

/**/
هاتفي از گوشه ميخانه دوش لطف الهي بکند کار خويش اين خرد خام به ميخانه بر گر چه وصالش نه به کوشش دهند لطف خدا بيشتر از جرم ماست گوش من و حلقه گيسوي يار رندي حافظ نه گناهيست صعب داور دين شاه شجاع آن که کرد

تا کنم جان از سر رغبت فداي نام دوست طوطي طبعم ز عشق شکر و بادام دوست بر اميد دانه اي افتاده ام در دام دوست هر که چون من در ازل يک جرعه خورد از جام دوست دردسر باشد نمودن بيش از اين ابرام دوست خاک راهي کان مشرف گردد از اقدام دوست ترک کام خود گرفتم تا برآيد کام دوست

 

حافظ اندر درد او مي سوز و بي درمان بساز زان که درماني ندارد درد بي آرام دوست

 

.یا حجت الله حالا که تو هستی بیا این سرزمین بی صاحب است" هرکسی شده و میشود حا کمی در نوع خود شاهی و درهمی.اری

گفت ببخند گنه مي بنوش مژده رحمت برساند سروش تا مي لعل آوردش خون به جوش هر قدر اي دل که تواني بکوش نکته سربسته چه داني خموش روي من و خاک در مي فروش با کرم پادشه عيب پوش روح قدس حلقه امرش به گوش
=====
 

برچسب‌ها: هاتفي از گوشه ميخانه دوش

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۱ | ۵:۱۵ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

 


سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

 

تحقیقات جدید نشان میدهد که زندگی احساسی مردان هم به اندازه زنان پیچیده و غنی است اما در اغلب موارد این امر از مردان- و همچنین از زنان – پوشیده باقی میماند.

با اینکه احساسات همیشه از خصوصیات زنانه به شمار میرود، اما مردان هم به اندازه زنان احساساتی میشوند و تجربیات عاطفی مشابهی را توصیف میکنند. در یک بررسی در رابطه با هوش عاطفی 500 هزار فرد بالغ، ثابت شد که هوش عاطفی مردان به اندازه زنان است. مطالعاتی که بر روی زوجها صورت گرفته نشان میدهد که مردان هم به اندازه زنان با میزان استرس همسرشان هماهنگ اند و به همان اندازه قادر به حمایت از آنها هستند.

مردان و زنان آه میکشند، گریه میکنند، شادی میکنند، خشمگین میشوند و داد و فریاد راه میاندازند، اما شیوه پردازش و ابراز احساسات در آنها متفاوت است.

دکتر کلمن، روانشناس و نویسنده میگوید: «احساسات در زندگی مردان در پشت سر و در زندگی زنان در پیش رو قرار دارند.»

هورمون تستوسترون بر احساسات مردان تاثیر میگذارد و باعث میشود آنها بیشتر به طبقه بندی و تفکر منطقی بپردازند. به نظر میرسد زنان طبیعتاً با عواطف خود بیشتر در تماس هستند، در حالی که مردان باید روی این قضیه کار کنند و اگر این کار را بکنند شرایط کاملا برابر میشود. آنها دارای روابط شادتر و زندگی سعادتمندانه تری خواهند بود.

مغز انسان
  • چرا بسیاری از مردان از نظر احساسی ضعیف هستند؟

خوب این تقصیر مغز مردانه است. دکتر دیوید پاول، رییس مرکز بینالمللی مطالعات سلامت میگوید: «سیمکشی مغز مردان متفاوت است.» او توضیح میدهد که ارتباط بین نیمکره چپ مغز، جایگاه منطق، و نیمکره راست مغز، محل عواطف و احساسات، در زنان قویتر است: «ارتباط بین دو نیمکره در زنان شبیه یک بزرگراه است، بنابراین میتوانند به راحتی بین دو نیمکره حرکت کنند. اما در مردان این ارتباط مانند یک کوره راه باریک است که باعث میشود دسترسی به احساسات برای ما مردها چندان آسان نباشد.»

این میتواند توضیحی برای نتایج 125 مورد مطالعه در فرهنگهای مختلف باشد: در این بررسیها مشاهده شد که مردها و پسرها همواره در تفسیر پیامهای غیرکلامی نهفته در ژست بدن، حالت صورت و لحن صدا دقت کمتری دارند.

همچنین واکنش مردان نسبت به احساسات ضعیف تر است و زودتر هم آنها را فراموش می کنند. در آزمایشی که در دانشگاه استانفورد انجام گرفت، عکسهایی از صحنه های تکان دهنده یا ناراحت کننده باعث تحریک بخش گسترده تری در مغز زنان شد. پس از سه هفته، زنان در مقایسه با مردان جزییات بیشتری از این تصاویر را به خاطر داشتند. به همین صورت محققان گمان میکنند که یک زن ممکن است به خاطر بگو مگو یا بی اعتتنایی کوچکی که شوهرش مدتهاست فراموش کرده همچنان ناراحت و عصبانی باشد.

پسرها در سن یک سالگی در مقایسه با دختران ارتباط چشمی کمتری برقرار میکنند و به اشیای متحرک مثل ماشین توجه بیشتری نشان میدهند تا چهره انسانها. هم پدرها و هم مادرها با پسرانشان کمتر در مورد عواطف و احساسات صحبت میکنند (به جز خشم)، و دایره لغات ذهن پسرها شامل تعداد کمتری از واژه های مربوط به احساسات میشود.

در زمین بازی- اگر نه در خانه- پسرها یاد میگیرند که جلوی اشکشان را بگیرند و ترسی از خود نشان ندهند. چهره آنها، که زمانی به اندازه دختران نشان دهنده احساسشان بود، با رسیدن به سنین دبستان جدی تر میشود.

در سنین بزرگسالی مردان از کلمات کمتری استفاده میکنند و صحبت کردن را حداقل در جمع ابزاری برای بالا بردن موقعیت خود میدانند، برعکس خانمها که برای نزدیکی به دیگران با آنها وارد صحبت میشوند، مردان حتی هنگام صحبت با دوستانشان هم در حال تبادل اطلاعات در مورد خرید، ورزش، ماشین یا کامپیوتر هستند.

  • چرا مردان منفجر میشوند؟

اگر چه زنان هم به اندازه مردان عصبانی میشوند، اما خشم همچنان یک ویژگی مردانه به حساب می آید. دکتر کنث دیلیو کریستین، روانشناس و نویسنده میگوید: «خشم به این علت به وجود میآید که شخص به علت سرکوب کردن احساسات خودش دچار سرخوردگی شدید میشود با این وجود این کاری است که مردان انجام میدهند، چون میترسند که اگر کمی به احساساتشان بها بدهند دیگر کنترل آن از دستشان خارج میشود. اگر شما همه ابعاد وجودتان را رشد ندهید اگر یاد نگرفته باشید که چطور با احساساتتان کنار بیایید، تبدیل به سایه ای میشوید که فقط بخش کوچکی از شخصیتتان را نشان میدهد و طولی نمیکشد که این بنای سستی که از خود ساخته اید فرو میریزد.»

پزشکان با استفاده از فناوری اسکن مغز تصاویر باورنکردنی از رخدادهای مغز هنگام عاشق شدن ارائه کردند تا مشخص شود که چرا افرادی که عاشق می شوند گاهی غیر منطقی و حتی مضحک می شوند.

پزشکان با انجام اسکنهای مغزی متوجه تغییرات شیمیایی شده اند که در زمان عاشق شدن افراد در بخشهای مختلف مغز رخ می دهد و مهمتر از همه در چنین شرایطی برخی از بخشهای مختلف مغزی خاموش می شوند.

دانشمندان ناحیه ای را در مغز کشف کرده اند که نقش مهمی در تصمیم گیری های عاشقانه ایفا می کند.

بخش های مختلف این ناحیه که نزدیک قسمت جلویی مغز واقع شده، یک قضاوت آنی را در خصوص جذابیت فیزیکی و این موضوع که شخص مقابل مناسب است یا خیر، به فرد ارائه می دهند.

به گفته دانشمندان ایرلندی، این موضوع در عرض چند میلی‎ ثانیه پس از دیدن یک چهره جدید روی می دهد.

این نخستین مطالعه یی است که در آن از روابط عاشقانه دنیای واقعی جهت بررسی چگونگی انجام قضاوت های عاشقانه سریع مغز استفاده شده است.

پژوهشگران کالج تیرینیتی دوبلین از 78 زن و 73 مرد که تمامی آن ها مجرد بودند، در یک ملاقات سریع بهره بردند.

شرکت کنندگان پس از گفتگویی کوتاه با یکدیگر فرمهایی را پر کردند که نشان دهنده شخص مطلوب آنها برای دیدار دوباره بود.

قبل از داشتن مکالمه، از مغز 39 نفر از شرکت کنندگان عکس گرفته شد و محققان با استفاده از ماشین تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (fMRI) فعالیت مغزی آنها را به هنگام دیدن تصاویر اشخاصی که به زودی ملاقات خواهند کرد، بررسی کردند.

برای هر تصویر داوطلبان چند ثانیه فرصت داشتند تا تصمیم بگیرند که خواهان دیدار با کدام شخص هستند. آنها همچنین گزارشی را در مورد جذابیت فیزیکی شان به هر شخص و چگونگی ساختار شخصیتی وی ارائه دادند.

طی چند روز آینده این شرکت کنندگان با افراد موجود در تصاویر دیدار داشتند و بسیار خوب می دانستند که بر اساس این تصاویر چه کسی علاقه آنها را برمی انگیزاند.

در 63 درصد موارد، علاقه اولیه و مبتنی بر تصویر به برقراری ارتباط با یک شخص خاص با تصمیم واقعی داوطلبان پس از ملاقات پنج دقیقه ایی با وی همخوانی داشت.

به باور دانشمندان حاضر در این مطالعه، بین یک ناحیه واقع در medial prefrontal cortex مغز موسوم به paracingulate cortex و تصمیمات نهایی افراد مبنی بر روابط عاشقانه ارتباط وجود دارد. این ناحیه هنگام مشاهده تصاویر توسط داوطلبان از فعالیت بالایی برخوردار بود.

نتایج این مطالعه در Journal of Neuroscience انتشار یافته است.

از سوی دیگر این اسکنهای مغزی نشان داده است که عاشق

شدن به گونه ای می تواند انسانها را عصبی و ناپایدار کند.

پزشکان و متخصصان این تحقیق ابراز امیدواری کردند که این تحقیقات، روزی نشان می دهد که چرا تعدادی از ما در مواردی که به احساسات و عاطفه مربوط می شود پا را از حد فراتر می گذاریم.

بخشی از مغز که از آن با عنوان ” لوب پیشانی یا قدامی ” یاد می شود و برای قضاوت کردن حائز اهمیت است هنگام عاشق شدن از کار می افتد. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) قطع این فعالیت را تنها زمانی که فرد عاشق بوده نشان می دهد. این امر موجب شده که فرد از تمام انتقادها و یا تردیدها نسبت به کسی که دوست دارد، چشم پوشی کند.

سمیر ذکی استاد زیبایی شناسی – عصبی در دانشگاه کالج لندن اظهار داشت: وقتی به کسی که دوستش دارید نگاه می کنید، بخشهایی از مغزتان فعال می شوند، اما یک بخش بزرگ در مغز که نقش قضاوت را برعهده دارد از کار افتاده و غیر فعال می شود.

وی اعتقاد دارد که مغز ممکن است برای اهداف زیست شناختی عالی تر چنین واکنشی نشان دهد. افرادی که عاشق هستند هنوز هم می توانند در زندگی خود تصمیم های مهم اتخاذ کنند برای مثال درباره یک تجارت مهم یا موضوعات غیر احساسی تصمیم گیری کنند و این نوع سلامت عقلی ممکن است شرایطی را ایجاد کند که دوستان شان برای متقاعد کردن آنها در ترک این احساس در روابط غیرعاقلانه با چالش رو به رو شوند.

اسکنهای مغزی همچنین نشان می دهد که بخشهایی از مغز که احساس را کنترل می کنند و بخش دیگری که درگیر احساسات منفی است نیز غیر فعال می شود به همین دلیل افرادی که عاشق هستند با رضایت کامل زندگی می کنند و همواره احساس شادی کرده و زمانی که عاشق هستند از این که اتفاق بدی رخ دهد هیچ واهمه ای ندارد.

مطالعات نشان می دهد که دوپامین شیمی مغز هنگامی که فرد عاشق است در سطح بالاتری قرار دارد. دوپامین کلید تجارب لذت و درد است که با لذت، اعتقاد و رضایت ارتباط دارد و ممکن است یک تغییر ناگهانی در سطح این ماده شیمیایی موجب شود که دست کشیدن از عشق دشوار شود.

آزمایشها نشان می دهد که استفاده از داروهای شبه افیونی چون کوکائین در افزایش سطح دوپامین مغز تأثیری مشابه عاشق شدن دارد.

یکی از عوارض جانبی افزایش دوپامین کاهش یک ماده شیمیایی دیگر به نام سروتونین است، هورمون کلیدی که حالات و اشتهای ما را تنظیم می کند.

کاهش سطح سروتونین در افرادی که دچار اختلال وسواس فکری -عملی هستند نیز توضیح دهنده این است که چرا عشق می تواند ما را مضطرب و عصبی کند.

در رابطه با تغییرات شیمیایی در زمان عاشق شدن تغییرات مرتبط با آدرنالین بارزترین تغییر است. این هورمون علتی برای سرعت ضربان قلب، عرق کردن کف دست، خشک شدن دهان هنگام دیدن کسی است که دوستش داریم.

همین هورمون در زمانی که ما وحشت زده می شویم نیز ترشح می شود.

روانشناسان هنوز تلاش می کنند به درک این مسئله برسند که چرا یک فرد به طور مخاطره آمیزی نگران شده و همه چیز خود را به خاطر عشق به خطر می اندازد.

پژوهشگران به تازگی توانسته اند صدای فعالیت مغز انسان را به موسیقی تبدیل کنند، نوایی که شبیه نواختن آزادانه موسیقی جاز می ماند.

در این روش، فعالیت الکتریکی مغز به صورت زیری و بمی ترجمه می شود و شدت جریان خون مغز هم، میزان بلندی موسیقی را مشخص میکند، این دو با هم سمفونی مغز را می سازند.

این کار جالب را دو دانشمند علوم اعصاب به نام چینگ لو و دیژانگ یائو از دانشگاه علوم الکترونیک و فناوری چین انجام داده اند و نتاریج را به تازگی در ژورنال آنلاین PLoS One منتشر کرده اند.

البته پیش از آنها، تلاشهای دیگری هم برای تبدیل فعالیت الکتریکی مغز به موسیقی انجام شده بود، در تلاشهای قبلی سعی می شد که نوار مغزی یا EEG تبدیل به موسیقی شود، اما در روش جدید با ترکیب EEG و نتایج به دست آمده از یک دستگاه MRI عملکردی، به مراتب نتایج بهتری به دست آمده است.

موسیقی مغز هر یک از ما بسته به سن و شرایط متفاوت است، برای مثال شما می توانید موسیقی مغز یک دختر 14 ساله و یک زن 31 را به ترتیب از اینجا و اینجا دانلود کنید و این دو را با هم مقایسه کنید!

شاید در آینده کاربردی برای این کار پیدا شود و مثلا بشود به شنیدن موسیقی ذهنی یک فرد آسانتر به حالت روحی پی برد و شاید این کار روزی مبدل به روش درمانی و تشخیصی بشود!

سه سوال ساده و نجات از مرگ حتمی: بخندد، دستانش را بالا بگیرد و یک جمله ساده را تکرار کند... همین!


برچسب‌ها: اسکنهای مغزی زمان عاشق شدن, احساسات, از پنجره ی عشق چه ها می خواهی

تاريخ : چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۱ | ۳:۱۲ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |
عشق را من در زیر میکروسکوپ ها نیافتم بلکه آنها را نقطه ای از شروع یک آغاز عشق دیدم.
آری باید دید آن را که آن همان آن است که در چند ثانیه کند آغاز عشق را.
 
تقدیم به یگانه عشق زمینی که آغازگر برای شروع  پایانی برای تکامل بود.
 ره صد ساله را آنی که هانیه نامی شد همانند ندای هاتف از سوی آسمانی شد.
... اشگ بار کرد تا ابد از این خزان جبری  ...چرا؟
وبلاگ alireza.f.h
علی رضافرجزادs در وبلاگش نوشت :ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را

درد من کشته شمشیر بلا می داند سوز من سوخته داغ جفا می داند مسکنم ساکن صحرای فنا می داند همه کس حال من بی سر و پا می داند

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را
خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را
رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تو را
التفاطی به اسیران بلا نیست تو را
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را
با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را

فارغ از عاشق غمناک نمی باید بود
جان من این همه بی باک نمی باید بود


همچو گل چند به روی همه خندان باشی
همره غیر به گلگشت گلستان باشی
هر زمان با دگری دست به گریبان باشی
زان بیاندیش که از کـرده پشیمان باشی
جمع با جمع نباشند و پریشان باشی
یاد حیرانی ما آری و حیران باشی

ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد
به جفا سازد و صد جور برای تو کشد


شب به کاشانه ی اغیار نمی باید بود
غیر را شمع شب تار نمی باید بود
همه جا با همه کس یار نمی باید بود
یار اغیار دل آزار نمی باید بود
تشنه ی خون من زار نمی باید بود
تا بدین مرتبه خونخوار نمی باید بود

من اگر کشته شوم باعث بدنامی توست
موجب شهرت بی باکی و خود کامی توست


دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد
جز تو کس در نظر خلق مرا خوار نکرد
آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد
هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد
این ستم ها دگری با من بیمار نکرد
هـیچ کس این همه آزار من زار نکرد

گر ز آزردن من هست غرض مردن من
مردم؛ آزار مکش از پـی آزردن من


جان من سنگدلی دل به تو دادن غلط است
بر سر راه تو چون خاک فـتادن غـلط است
چشم امید به روی تو گشادن غلط است
روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است
رفتن اولاست ز کوی تو، ستادن غلط است
جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است

تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد
چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد


مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست
عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست
از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست
خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست
از جفای تو بدین سانم و تدبیری نیست
چه توان کـرد پشیمانم و تدبیری نیست

شرح درماندگی خود به که تقریر کنم
عاجزم چاره ی من چیست چه تدبیر کنم


نخل نوخیز گلستان جهان بسیار است
گل این باغ بسی سرو روان بسیار است
جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است
تـرک زریـن کمر مــوی مـیان بسیار است
با لـب هـمچو شکر، تنـگ دهان بسیار است
نه که غیر از تو جوان نیست، جوان بسیار است

دیگری این همه بیداد به عاشق نکند
قصد آزردن یاران موافق نکند

گل تازه


مدتی شد که در آزارم و می دانی تو
به کـمند تو گـرفتارم و می دانی تو
از غم عشق تـو بیمارم و می دانی تو
داغ عشق تو به جان دارم و می دانی تو
خون دل از مژه می بارم و می دانی تو
از برای تو چنین زارم و می دانی تو

از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز
از تو شرمنده ی یک حرف نبودم هرگز


مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت
دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت
گوشه ای گیرم و منبعد نیایم سویت
نکنم بار دگر یاد قد دلجویت
دیده پوشم ز تماشای رخ نیکویت
سخنی گویم و شرمنده شوم از رویت

بشنو این پند و مکن قصد دل آزرده ی خویش
ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده ی خویش


چند صبح آیم و از خاک درت شام روم
از سر کوی تو خودکام به ناکام روم
صد دعـا گویم و آزرده به دشنام روم
از پی ات آیم و با من نشوی رام روم
دور، دور، از تو من تیره سرانجام روم
نبود زهره که همراه تو یک گام روم

کس چرا این همه سنگین دل و بد خو باشد
جان من این روشی نیست که نیکو باشد


از چه با من نشوی یار چه می پرهیزی
یار شو با من بیمار چه می پرهیزی
چیست مانع ز من زار چه می پرهیزی
بگشا لعل شکربار چه می پرهیزی
حرف زن ای بت خونخوار چه می پرهیزی
نه حدیثی کنی اظهار چه می پرهیزی

که تو را گفت به ارباب وفا حرف مزن
چین بر ابرو زن و یکبار به ما حرف مزن


درد من کشته شمشیر بلا می داند
سوز من سوخته داغ جفا می داند
مسکنم ساکن صحرای فنا می داند
همه کس حال من بی سر و پا می داند
پاکبازم همه کس طور مرا می داند
عاشقی همچون منت نیست خدا می داند

چاره ی من کن و مگذار که بیچاره شوم
سر خود گیرم و از کوی تو آواره شوم


از سر کوی تـو با دیده ی تر خواهم رفت
چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت
تا نظر می کنی از پیش نظر خواهم رفت
گر نرفتم ز درت شام، سحر خواهم رفت
نه که این بار چو هر بار دگر خواهم رفت
نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت

از جفای تو من زار چو رفتم، رفتم
لطف کن لطف که این بار چو رفتم، رفتم


چند در کوی تو با خاک برابر باشم
چند پامال جفای تو ستمگر باشم
چند پیش تـو به قدر از همه کمتر باشم
از تو چند ای بت بد کیش مکدر باشم
میروم تا به ســجود بت دیـگر باشم
باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم

خود بگو کز تو کشم ناز و تغافل تا کی
طاقتم نیست از این پیش تحمل تا کی


سبزه ی دامن نسرین تو را بنده شوم
ابتدای خط مشکین تو را بنده شوم
چین بر ابرو زدن و کین تو را بنده شوم
گره ی ابروی پر چین تو را بنده شوم
حرف ناگفتن و تمکین تو را بنده شوم
طـرز محبوبی و آیین تو را بنده شوم

اله اله، ز که این قاعده اندوخته ای
کیست استاد تو اینها ز که آموختی


این همه جور که من از پی هم می بینم
زود خود را به سر کوی عدم می بینم
دیگران راحت و من این همه غم می بینم
همه کس خــرم و من درد و الم می بینم
لطف بسیار طمع دارم و کم می بینم
هستم آزرده و بسیار ستم می بینم

خرده بر حرف درشت من آزرده مگیر
حرف آزرده درشتانه بود خرده مگیر


آنچان باش که من از تو شکایت نکنم
از تو قطع طمع لطف و عنایت نکنم
پیش مردم ز جفای تو حکایت نکنم
همه جا قصه درد تو روایت نکنم
دیگر این قصه بی حد و نهایت نکنم
خویش را شهره هر شهر و ولایت نکنم

خوش کنی خاطر وحشی به نگاهی، سهل است
سوی تو گوشه ی چشمی ز تو گاهی سهل است


برچسب‌ها: درد من کشته شمشیر بلا می داند, داغ جفا

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۱ | ۳:۱ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |
تلخ ترین دارویی که در تاریخ بشریت شناختم، صبوری است
. نخواهم رفت این کاروان بی سالار است
كاش مي دانستي، مارا مجال آن نيست ،كه روزهاي رفته را از سر
گيريم ولحظه هاي بي بازگشت را ، تمنا كنيم .كاش مي دانستي ، فردا چه اندازه دير است
براي زيستن ،و چه اندازه زود براي...
گل بارون زده من اگه دلتنگم و خسته اگه کوچیدن طوفان ساقه ی منم شکسته می تونم خستگی هاتو از تن پاکت بگیرم می تونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم


دیگه از ناامیدی وغمت واسم نگو
از غم هجران و تبت واسم نگو
قاصدی که زندگی را خبر می دهد.
و در سکوت ات همه ی صداها:
فریادی که بودن را تجربه می کند.
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد-
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.
بیقه مطالب را در ادامه
مطلب کلیک کنید 

برچسب‌ها: من با نخستین نگاه تو آغاز شدم, تلخ ترین دارویی که در تاریخ بشریت شناختم, صبوری است

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۱ | ۳:۳۸ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

 

سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

 

آری شد تغییر در من آنی که شد ندایی ز هاتف

بینی تو آن را در آینه دل

خدایا راهم در باور عشق قرار گرفت یاریم کن.

که آنی شد در دل مرات جسم و روحم :

الهی دوام راهم را مدد ازتوباز خواهم.

 تقدیم به باورم و عشقم...

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

به یاد داری ای زمان؟؟؟

وقتی آن روز ثمره سالیان سال تحقیق وارتقا علمی که به باور

 رساندم

:وقتی نا امیدم کردید!

 گفتم باید فروشنده خودم باشم و خریدار او:

 وتحت هیچ شرایطی سر در مقابل بنده خالقم خم نکنم که

 برای امیال غیر انسانی و الهی قرار گیریم و خم نکردم

: در پرده فقط می گویم سخن از جبر که چه ها گذشت و چه بلا ها  درد و رنج آورد در طول دوران

 جبری را جبرا آری نمودید اختیار آن جبر بر من وبا سر ستیز

و راههای خرید را بررسی کردید و نشد.

 منهم که آن نشدم به بها دنیایی

ادامه مطلب کلیک کنید

برچسب‌ها: آنکه آنی شد که شد و نهایت خیلی زود شد, عشق, مناجات

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۱ | ۴:۱۳ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |

پزشکان با استفاده از فناوری اسکن مغز تصاویر باورنکردنی از رخدادهای مغز هنگام عاشق شدن ارائه کردند تا مشخص شود که چرا افرادی که عاشق می شوند گاهی غیر منطقی و حتی مضحک می شوند.

پزشکان با انجام اسکنهای مغزی متوجه تغییرات شیمیایی شده اند که در زمان عاشق شدن افراد در بخشهای مختلف مغز رخ می دهد و مهمتر از همه در چنین شرایطی برخی از بخشهای مختلف مغزی خاموش می شوند.

دانشمندان ناحیه ای را در مغز کشف کرده اند که نقش مهمی در تصمیم گیری های عاشقانه ایفا می کند.

بخش های مختلف این ناحیه که نزدیک قسمت جلویی مغز واقع شده، یک قضاوت آنی را در خصوص جذابیت فیزیکی و این موضوع که شخص مقابل مناسب است یا خیر، به فرد ارائه می دهند.

به گفته دانشمندان ایرلندی، این موضوع در عرض چند میلی‎ ثانیه پس از دیدن یک چهره جدید روی می دهد.

این نخستین مطالعه یی است که در آن از روابط عاشقانه دنیای واقعی جهت بررسی چگونگی انجام قضاوت های عاشقانه سریع مغز استفاده شده است.

پژوهشگران کالج تیرینیتی دوبلین از 78 زن و 73 مرد که تمامی آن ها مجرد بودند، در یک ملاقات سریع بهره بردند.

شرکت کنندگان پس از گفتگویی کوتاه با یکدیگر فرمهایی را پر کردند که نشان دهنده شخص مطلوب آنها برای دیدار دوباره بود.

قبل از داشتن مکالمه، از مغز 39 نفر از شرکت کنندگان عکس گرفته شد و محققان با استفاده از ماشین تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (fMRI) فعالیت مغزی آنها را به هنگام دیدن تصاویر اشخاصی که به زودی ملاقات خواهند کرد، بررسی کردند.

برای هر تصویر داوطلبان چند ثانیه فرصت داشتند تا تصمیم بگیرند که خواهان دیدار با کدام شخص هستند. آنها همچنین گزارشی را در مورد جذابیت فیزیکی شان به هر شخص و چگونگی ساختار شخصیتی وی ارائه دادند.

طی چند روز آینده این شرکت کنندگان با افراد موجود در تصاویر دیدار داشتند و بسیار خوب می دانستند که بر اساس این تصاویر چه کسی علاقه آنها را برمی انگیزاند.

در 63 درصد موارد، علاقه اولیه و مبتنی بر تصویر به برقراری ارتباط با یک شخص خاص با تصمیم واقعی داوطلبان پس از ملاقات پنج دقیقه ایی با وی همخوانی داشت.

به باور دانشمندان حاضر در این مطالعه، بین یک ناحیه واقع در medial prefrontal cortex مغز موسوم به paracingulate cortex و تصمیمات نهایی افراد مبنی بر روابط عاشقانه ارتباط وجود دارد. این ناحیه هنگام مشاهده تصاویر توسط داوطلبان از فعالیت بالایی برخوردار بود.

نتایج این مطالعه در Journal of Neuroscience انتشار یافته است.

از سوی دیگر این اسکنهای مغزی نشان داده است که عاشق

شدن به گونه ای می تواند انسانها را عصبی و ناپایدار کند.

پزشکان و متخصصان این تحقیق ابراز امیدواری کردند که این تحقیقات، روزی نشان می دهد که چرا تعدادی از ما در مواردی که به احساسات و عاطفه مربوط می شود پا را از حد فراتر می گذاریم.

بخشی از مغز که از آن با عنوان ” لوب پیشانی یا قدامی ” یاد می شود و برای قضاوت کردن حائز اهمیت است هنگام عاشق شدن از کار می افتد. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) قطع این فعالیت را تنها زمانی که فرد عاشق بوده نشان می دهد. این امر موجب شده که فرد از تمام انتقادها و یا تردیدها نسبت به کسی که دوست دارد، چشم پوشی کند.

سمیر ذکی استاد زیبایی شناسی – عصبی در دانشگاه کالج لندن اظهار داشت: وقتی به کسی که دوستش دارید نگاه می کنید، بخشهایی از مغزتان فعال می شوند، اما یک بخش بزرگ در مغز که نقش قضاوت را برعهده دارد از کار افتاده و غیر فعال می شود.

وی اعتقاد دارد که مغز ممکن است برای اهداف زیست شناختی عالی تر چنین واکنشی نشان دهد. افرادی که عاشق هستند هنوز هم می توانند در زندگی خود تصمیم های مهم اتخاذ کنند برای مثال درباره یک تجارت مهم یا موضوعات غیر احساسی تصمیم گیری کنند و این نوع سلامت عقلی ممکن است شرایطی را ایجاد کند که دوستان شان برای متقاعد کردن آنها در ترک این احساس در روابط غیرعاقلانه با چالش رو به رو شوند.

اسکنهای مغزی همچنین نشان می دهد که بخشهایی از مغز که احساس را کنترل می کنند و بخش دیگری که درگیر احساسات منفی است نیز غیر فعال می شود به همین دلیل افرادی که عاشق هستند با رضایت کامل زندگی می کنند و همواره احساس شادی کرده و زمانی که عاشق هستند از این که اتفاق بدی رخ دهد هیچ واهمه ای ندارد.

مطالعات نشان می دهد که دوپامین شیمی مغز هنگامی که فرد عاشق است در سطح بالاتری قرار دارد. دوپامین کلید تجارب لذت و درد است که با لذت، اعتقاد و رضایت ارتباط دارد و ممکن است یک تغییر ناگهانی در سطح این ماده شیمیایی موجب شود که دست کشیدن از عشق دشوار شود.

آزمایشها نشان می دهد که استفاده از داروهای شبه افیونی چون کوکائین در افزایش سطح دوپامین مغز تأثیری مشابه عاشق شدن دارد.

یکی از عوارض جانبی افزایش دوپامین کاهش یک ماده شیمیایی دیگر به نام سروتونین است، هورمون کلیدی که حالات و اشتهای ما را تنظیم می کند.

کاهش سطح سروتونین در افرادی که دچار اختلال وسواس فکری -عملی هستند نیز توضیح دهنده این است که چرا عشق می تواند ما را مضطرب و عصبی کند.

در رابطه با تغییرات شیمیایی در زمان عاشق شدن تغییرات مرتبط با آدرنالین بارزترین تغییر است. این هورمون علتی برای سرعت ضربان قلب، عرق کردن کف دست، خشک شدن دهان هنگام دیدن کسی است که دوستش داریم.

همین هورمون در زمانی که ما وحشت زده می شویم نیز ترشح می شود.

روانشناسان هنوز تلاش می کنند به درک این مسئله برسند که چرا یک فرد به طور مخاطره آمیزی نگران شده و همه چیز خود را به خاطر عشق به خطر می اندازد.

پژوهشگران به تازگی توانسته اند صدای فعالیت مغز انسان را به موسیقی تبدیل کنند، نوایی که شبیه نواختن آزادانه موسیقی جاز می ماند.

در این روش، فعالیت الکتریکی مغز به صورت زیری و بمی ترجمه می شود و شدت جریان خون مغز هم، میزان بلندی موسیقی را مشخص میکند، این دو با هم سمفونی مغز را می سازند.

این کار جالب را دو دانشمند علوم اعصاب به نام چینگ لو و دیژانگ یائو از دانشگاه علوم الکترونیک و فناوری چین انجام داده اند و نتاریج را به تازگی در ژورنال آنلاین PLoS One منتشر کرده اند.

البته پیش از آنها، تلاشهای دیگری هم برای تبدیل فعالیت الکتریکی مغز به موسیقی انجام شده بود، در تلاشهای قبلی سعی می شد که نوار مغزی یا EEG تبدیل به موسیقی شود، اما در روش جدید با ترکیب EEG و نتایج به دست آمده از یک دستگاه MRI عملکردی، به مراتب نتایج بهتری به دست آمده است.

موسیقی مغز هر یک از ما بسته به سن و شرایط متفاوت است، برای مثال شما می توانید موسیقی مغز یک دختر 14 ساله و یک زن 31 را به ترتیب از اینجا و اینجا دانلود کنید و این دو را با هم مقایسه کنید!

شاید در آینده کاربردی برای این کار پیدا شود و مثلا بشود به شنیدن موسیقی ذهنی یک فرد آسانتر به حالت روحی پی برد و شاید این کار روزی مبدل به روش درمانی و تشخیصی بشود!

سه سوال ساده و نجات از مرگ حتمی: بخندد، دستانش را بالا بگیرد و یک جمله ساده را تکرار کند... همین!

در یک مهمانی خانم ژولی پایش به سنگی خورد و با بشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت زمین خوردنش کفش جدیدش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود. دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و بر نیمکتی نشاندند و جویای حالش شدند. جواب داد حالش خوب است و ناراحتی ندارد. مهماندار بشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد....

خانم ژولی بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراند و بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت. چند ساعت بعد همسر ژولی به دوستانی که در مهمانی بودند تلفن کرد و اطلاع داد که ژولی را به بیمارستان برده اند.

خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در بیمارستان فوت کرد و پزشکان علت مرگ را سکته مغزیA..V.C Accident vasculaire caébral تشخیص دادند.

چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پی می آیند معطوف کنید، شاید روزی شما با چنین اتفاقی برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید...

یک متخصص اعصاب (نرولوگ ) می گوید: بعد از یک ضربه مغزی که منجر به خونریزی رگی در ناحیه مغز شده، اگر شخص ضربه دیده را در زمانی کمتر از سه ساعت به بیمارستان برسانند امکان بر طرف کردن حادثه و نجات شخص بسیار زیاد است. ولی همواره باید قادر به تشخیص حادثه بود و این عمل بسیار ساده است.

پزشک متخصص می گوید مهمترین وظیفه تشخیص حادثه خون ریزی مغزی است و بعد از تشخیص و قبل از سه ساعت باید شخص را به پزشک رساند. متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد. اگر در آن مهمانی یک نفر سئوال های زیر را از ژولی کرده بود حتماً ژولی زیبا و جوان اکنون زنده می بود.

1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی بخواهید بخندد!
2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد!
3 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند. مثلاً بگوید خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد"!

اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد باید فوری اورژانس را خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئول مربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق را اطلاع داده تا ایشان پزشک را در جریان گذارد.

مغزها از جمله گردو، بادام، فندق و ... به عنوان یک میان وعده سالم به حفظ سلامتی شما کمک می کنند. شرایط نگداری این گروه از مواد غذایی آسان بوده و به راحتی در محیط کار، دانشگاه و مدرسه قابل مصرف هستند.

مصرف متعادل آجیل و مغزها به دلیل دارا بودن اسیدهای چرب اشباع نشده و سایر مواد مغذی موجب کاهش کلسترول خون و کمک به سلامت قلب می شود.

• چرا مغزها برای قلب مفیدند؟

مصرف متعادل مغزها به کاهش کلسترول بد خون (LDL) کمک می کند و از آنجایی که افزایش LDL یکی از دلایل عمده در بروز بیماریهای قلبی- عروقی به شمار می رود، می توان گفت که مغزها در پیشگیری و کنترل بیماری های قلبی نقش دارند. همچنین مغزها خطر تشکیل لختههای خونی و حملات قلبی مرگبار را کاهش داده و موجب حفظ سلامت قلب و عروق می شوند.

چه مواد مغذی مفیدی در مغزها وجود دارد؟

- اسیدهای چرب اشباع نشده:

اسیدهای چرب اشباع نشده که از آنها به عنوان چربی های مفید یاد می شود، موجب کاهش کلسترول بد خون (LDL) می شوند.

- اسیدهای چرب امگا- 3:

اغلب مغزها غنی از اسیدهای چرب امگا- 3 هستند. این ترکیبات، چربیهای سالمی هستند که از حملات قلبی پیشگیری می کنند. امگا- 3 در برخی ماهیها نیز وجود دارد اما مغزها یکی از بهترین منابع گیاهی این اسیدهای چرب مفید به شمار می روند.

- فیبر:

همه مغزها حاوی فیبر بوده و به کاهش کلسترول خون کمک می کنند. همچنین مصرف فیبرها موجب احساس سیری شده و در نتیجه شما بعد از مصرف مغزها، غذای کمتری می خورید. تحقیقات نشان می دهند که فیبرها در پیشگیری از دیابت نیز نقش مهمی ایفا می کنند.

- ویتامین E:

ویتامین E روند تشکیل پلاک در شریانها را متوقف کرده و در نتیجه از درد قفسه سینه، بیماریهای عروق کرونر قلب (عروق تغذیه کننده قلب) و حملات قلبی پیشگیری می کند.

- استرولهای گیاهی:

مغزها سرشار از استرولهای گیاهی هستند و به کاهش کلسترول خون کمک می کنند.

- ال- آرژینین:

ال-آرژینین یک اسید آمینه (واحدهای تشکیل دهنده پروتئین ها) است که به حفظ سلامت دیواره عروق و خاصیت انعطاف پذیری آنها کمک کرده و از تشکیل لخته های خونی و بروز حملات قلبی پیشگیری می کند.

• چه مقدار آجیل بخوریم؟

مغزها سرشار از چربی هستند، در واقع 80 درصد از ترکیب اغلب مغزها را چربی تشکیل می دهد. گرچه این چربیها در گروه چربیهای سالم دسته بندی می شوند اما حاوی مقادیر بالایی انرژی هستند، بنابراین باید در مصرف آنها اعتدال را رعایت نمود. توصیه می شود در صورت مصرف مغزها در رژیم غذایی خود، دریافت منابع چربیهای اشباع از جمله گوشت قرمز، تخم مرغ و لبنیات پرچرب را کاهش دهید.

بر اساس توصیه سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) مصرف روزانه 1.5 انس یا 42.5 گرم از مغزها شامل بادام، فندق، بادام زمینی، گردو و پسته مناسب بوده و به حفظ سلامت بدن به ویژه سلامت سیستم قلبی- عروقی کمک می کند.

پیشنهاد می کنیم از مغزهای خام و بدون شکر، نمک و شکلات استفاده کنید.


برچسب‌ها: سه سوال ساده و نجات از مرگ حتمی, چه مقدار آجیل بخوریم, اسکنهای مغزی زمان عاشق شدن, احساسات

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۹ | ۹:۱۸ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |