.
| آن سيه چرده که شيريني عالم با اوست گر چه شيرين دهنان پادشهانند ولي روي خوب است و کمال هنر و دامن پاک خال مشکين که بدان عارض گندمگون است دلبرم عزم سفر کرد خدا را ياران با که اين نکته توان گفت که آن سنگين دل |
|
چشم ميگون لب خندان دل خرم با اوست او سليمان زمان است که خاتم با اوست لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست کشت ما را و دم عيسي مريم با اوست |
|
حافظ از معتقدان است گرامي دارش زان که بخشايش بس روح مکرم با اوست |
|
|
|
. 
.
گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ
آنــقـدر بـزرگ
کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد.
برای تو اره تو ؟انی که در انی به سان صدم ثانیه شد ان و نهایت
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!
توی این مسیر خیلی از این آدما دیده بودی، خیلی ها رو دلداری داده بودی ...
ولی حالا دنیا رو از دید اونا میبینی ... همون دنیای زیبای همیشگی ...
همون دنیای قشنگی که با همه زیبایی هاش حالا داره بهت دهن کجی میکنه ...
شاید هم این تویی که با این همه ادعات برای عاشقی ، معنی عشق رو نمیفهمی ...
ولی دیگه چه فرقی میکنه عشق چه معنی میده ...
تو دیگه رمقی برای من و رفتن و از عشق گفتن ... ...
عشق برای تو مفهومی نداره....
ای کاش هیچ گاه نگاهمان با هم آشنا نشده بود...ای کاش هرگز ندیده بودمت و دل به تو دل شکن نمی بستم.
ای کاش از همان ابتدا، بی وفایی و ریا کاری تو را باور داشتم
انتظار باز آمدنت،بهانه ای برای های های گریه های شبانه ام شد
و علتی برای چشم به راه دوختنو از آتش غم سوختن و دیده به درد دوختم...
امّا امشب می نویسم تا تو بدانی که دیگر با یادآوری
اولین دیدارمان چشمانم پر از اشک نمی شود.چون بی رحمی آن قلب سنگین را باور دارم.
امشب دیگر اجازه نخواهم داد که قدم به حریم خواب ها و رویاهایم بگذاری...
چون این بار، ((من)) اینطور خواسته ام،
هر چند که علت رفتن تو را نمی دانمو علت پا گذاشتن روی تمام حرفهایت را...
باور کن...
که دیگر باور نخواهم کرد عشق را...
دیگر باور نمی کنم محبت را...هوس و دنیا و مقام زر ووووووووو
... |
 |
فکر کردن به تو ، کار شب و روز من شده ،
بس که حالم گرفته است ، چشمانم غرق در اشکهایم شده ….
دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را شکستی و رفتی ….
همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد…
انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ،
راهی ندارم برای فرار از غمهایم…
این هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران نبودم، کسی بودم
که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هوای تو را داشت ….
دیگرگذشت ،
حالا تو نیستی و من جا مانده ام ، تو رفته ای و من بدون تو تنها مانده ام ،
تو نیستی و من اینجا سردرگم و بی قرار مانده ام….
فکر دل دادن و دلبستن را از سرم بیرون میکنم ، هر چه عشق و دوست داشتن است
را از دلم دور میکنم،اگر از تنهایی بمیرم هم دلم را با هیچکس آشنا نمیکنم….
خدایا کجایی
دیگر بس است h
این همه تزویر و ریا.؟
دروغ.... بود؟؟؟
، تا کی باید دلم را بدهم و شکسته پس بگیرم،
تا کی باید برای این و آن بمیرم؟
در حسرت یک لحظه آرامشم ، دلم میخواهد
برای یک بار هم که شده شبی را بی فکر و خیال بخوابم…
تو هم مثل همه ، هیچ فرقی نداشتی
، هیچ خاطره ی خوبی برایم جا نگذاشتی ،حالا که رفتی ، تنها غم رفتنت را در قلبم گذاشتی….
گرچه از همان روز اول میخواستمت ، گرچه برایم دنیایی بودی
و هنوز هم گهگاهی میخواهمت ، اما دیگر مهم نیست بودنت ،
چه فرقی میکند بودن یا نبودنت؟سوز عشق تو هنوز هم چهره ام را پریشان کرده ،
دلم اینجا تک و تنها راهش را گم کرده ، این شعر را برای تو نوشتم بی پرده ،
هنوز هم دلت نیامده و خیالت ، خیال مرا پریشان کرده
گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯآنــقـدر بـزرگ کـﮧ از
دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد |
اشتراک گذاري در گوگل ريدر" alt="اشتراک گذاري در گوگل ريدر" width="16" height="16" border="0" />
سازنده ترين کلمه" گذشت" است... آن را تمرين کن
پر معني ترين کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.
عميق ترين کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.
بي رحم ترين کلمه" تنفر" است...از بين ببرش.
سرکش ترين کلمه" هوس" است...بآ آن بازي نکن.
خود خواهانه ترين کلمه" من" است...از ان حذر کن.
ناپايدارترين کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.
بازدارترين کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.
با نشاط ترين کلمه "کار"است... به آن بپرداز.
پوچ ترين کلمه "طمع"است... آن را بکش.
سازنده ترين کلمه "صبر"است... براي داشتنش دعا کن.
روشن ترين کلمه "اميد" است... به آن اميدوار باش.
ضعيف ترين کلمه "حسرت"است... آن را نخور.
تواناترين کلمه "دانش"است... آن را فراگير.
محکم ترين کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.
سمي ترين کلمه "غرور"است... بشکنش.
سست ترين کلمه "شانس"است... به اميد آن نباش.
شايع ترين کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.
لطيف ترين کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.
حسرت انگيز ترين کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگير.
ضروري ترين کلمه "تفاهم"است... آن را ايجاد کن.
سالم ترين کلمه "سلامتي"است... به آن اهميت بده.
اصلي ترين کلمه "اطمينان"است... به آن اعتماد کن.
بي احساس ترين کلمه "بي تفاوتي"است... مراقب آن باش.
دوستانه ترين کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.
زيباترين کلمه "راستي"است... با ان روراست باش.
زشت ترين کلمه "دورويي"است... يک رنگ باش.
ويرانگرترين کلمه "تمسخر"است... دوست داري با تو چنين کنند.
موقرترين کلمه "احترام"است... برايش ارزش قايل شو.
آرام ترين کلمه "آرامش"است... به آن برس.
عاقلانه ترين کلمه "احتياط"است... حواست را جمع کن.
دست و پاگيرترين کلمه "محدوديت"است... اجازه نده مانع پيشرفتت بشود.
سخت ترين کلمه "غيرممکن"است... وجود ندارد.
مخرب ترين کلمه "شتابزدگي"است...مواظب پلهاي پشت سرت باش.
تاريک ترين کلمه "ناداني"است...آن را با نور علم روشن کن.
کشنده ترين کلمه "اضطراب"است...آن را ناديده بگير.
صبورترين کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.
بي ارزش ترين کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.
ارزشمندترين کلمه "بخشش"است... سعي خود را بکن.
قشنگ ترين کلمه "خوشروئي"آست... راز زيبائي در آن نهفته است.
تميزترين کلمه "پاکيزگي"است... اصلا سخت نيست.
رساترين کلمه "وفاداري"است... سر عهدت بمان.
تنهاترين کلمه "گوشه گيري"است...بدان که هميشه جمع بهتر از فرد بوده.
محرک ترين کلمه "هدفمندي"است... زندگي بدون هدف روي آب است.
برچسبها:
عشق برای تو مفهومی نداره,
کشت ما را و دم عيسي مريم با او