بسم الله الرحمن الرحیم:
حکم ادب و مسلمانیم بر ان است که سلام بگویم.
و اما بعد.جنابان و ریسیان و حاکمان
به این دلیل مسولین دیگر مسول نیستند و تبدیل به ریس وحاکم شدند.و ما رعیت هر چند در درگه ریس سخن گفتن عتاب و عقابی را توسط عوامل اعمال خواهد شد.
گذر از گویش و کلامی و از جبر جبری که جبرا ان اختیار است به جناب بار دیگر در صحفه نمایش جملاتی را به نگارش در می اورم.البته سابقا تجربه توفیلی نبودن را در سایر مرسولات تکی /پستی/ الکترونیکی به نزد ان جنابان خاطره تلخی را تداعی می کند . ولذا لاجرم که حال دور از وطن و شهر قربیی بر امام قریبی پناهده و گذر عمر در روستای فاقد هر گونه امکانات می نمایم.
نامه های گذشتهام را یاد اوردم که کی بودم و حال کی... چون حقیر و مثل منها کالایی بودم که در ارزیابیهای گذر زمان به خود قیمت گرفت .حتی از درصد 49 زمانی 20 و زمانی 25 اینها را همه در طول گذشت زمان به روسا ان بنیاد و حتی
به هر تقدیر وقتی در میان درد و رنج جسمی و روحی در طول شبانه روز در گیر باشی به از طلب مرگ چیزی دیگر ارامش بخش نیست ...جنابان فرق من با شما و شماها این است که اول حتی قویترین مسکن و داور درد جسمیم را ارام نکند و در پیچ و تاب درد روح هم ازوده شود و شما و شماها در ناز قدرت و حاکمیت و زر و زور.فرق من با شما و شماها این است. که با درد جسم و روح همیشه در میدان تولید وتحقیق و کار افرینی بوده وان هم بارها در سالهای ماضی بیش از 140 مورد اسناد نامه مدراک از طرق مختلف ارسال نمودم و دریغ از یک جواب و حمایت اصولی. بس فرق این شد که شعار من و ماها همراه جان و عمل خود گشنگی کشیدن ولی شماها در ناز و نعمت و خوراک و کاخ ووو
فرق من با شما و شماها این است که اثر مخرب افکار مسوم وکارشکنی و عدم حمایت ار تولید انهم که در نوع خود و در زمانهای خود در خاور میانه مثل نداشت و قرار دادهای خارجی را به مرحله عمل در صادرات رساند تا جایی که تولیدات در گذر بررسی و قانونی حکم یافت و تولید با فشار مالی و دیون ادامه و محموله به مبادی خروجی مرزی رسید ....که اسناد . مدراک ان بارها از زمان ریس کل و معاون ریس جمهور اقای دهقان و حتی ریس فعلی ارسال که مانع صادرات و توقف وذر روند شد و طرف خارجی ادعا و فسخ قرارارداد شد بیش از دو میلیون دلار در سالهای 83-86 خسارت وارد شد... و فرقم با شما شماها این بود که مجدا وراد گود دیگر میدان شدم ولی شما و شما ها که گذر زمان بعضی از اسناد ها که رو شده به کجا ها و به چه ها که نرسیدید.
اری فرق من این بود که اباد کشورم را اروز بود ولی به قول پروفسور حسابی هر که در این جهان سومی این را بخواهد خانه و کاشانه اش ویران میشود. و چنین هم شد .در اوایل 88 کارخانه را به اتش کشیدند. و ریر باز دیون و بدهی ما ماندیم ونهایت سر باز پدر و مادر مریضی شدیم و شما شماها افزونه های دنیوی را از دست ندادید.
این مظالب را در محشر بهتر می توان مورد بررسی قرار داد نه اینکه البته حقیر باز هم امید به فرجامی خواهی خالقم و الله جل و جلال وهو هستم.خنده و اسایش بر ما حرام شد.
فرق و من و شما ها ایت است که فرزندی معلولی داشته باشی که سالهای سال در درمان ان خود و از سرمایه خود اقدام و نهایت به روزی در ان روزها رسید که نیاز به دویست هزار توان ان روزی شد صدها نامه و تقاضا برای وام نمودم دریع شد و شما شماها هر وقت اراده نمودید خزاین در اختیار.
اری فرق من با شما شماه این است که پسرم بعلت فقیر شدن از دست دادن کارخانه چندین ساله پدرش از ادامه تحصیل از دانشگاه بماند و انصراف دهد بعلت نا توانی در پرداخت شهریه ثبت نامی...
و روسا و ریسیان اقا زاده هایشان در پردیس های چند میلون دلاری و یوریی در دانشگاههای خارج انهم پردیس های انچنانی و انتخابی...
گذر زمان هرگز پاک شدنی نیست .
و بیش صد ها من مثنوی گویم باز کم است.
خانه و کاشانه و کانون بیست و ساله از هم فرو پاشید.کارخانه در اتش سوخت. و وام ربا حرامی نجس که مجبور شده بودم ان رقم 50 میلیون تومان را مضاربه بگیریم تا شاید در عرض یک سال مشکلات حل شود . لازم به ذکر است ان واحد از سال 77 پروانه بهره برداری داشت و حتی تا الان..
ولی حل نشد و حتی دو قسط ان پردات نموده بودم ...
ولی ماند انچنان شد که باقی مانده در اوج به رقم دویست و بیست میلیون تومن رسید و یک و سال اندی در دلانهای دادگاههایی بانگ ما را کشاند و نهایت حکم دادکاه ان شد که لاجرم ملک شش هزاری متری و با تاسیسات ووووو به رقم بانک فرد ی ... به مصادره و ترفندی نمایشی ان خریدار تسویه بانک و ما و دو ضامن رعا و کارخانه از دست رفت
اری اینچنین بود برادر ... وقتی این نوشته شهید شریعتی را می خوانم کمی ارام می گیریم . اری اینچنین بود برادر
چون حکم برده داری امروز به شیوین نوین است.
ولی جنس من از اتش و خاک و است سفالی نیستم که بشکم بلکه سنگی اتشی و پخته ام ..
و وعده خداوند را هیچ خلفی در ان راه ندارد و وعده خداوند حق است و اجرای عدالت.
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
علیرضا فرجزاد
برچسبها: سبزینه ابتکار ارومیه, تولید, حمایت, بانک ربا
تاريخ : دوشنبه سی ام تیر ۱۳۹۹ | ۱۲:۴ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |
.: Weblog Themes By Pichak :.


