خدای من خداییست که اگر سرش فریاد کشیدم
به جای اینکه با مشت به دهانم بزند
با انگشتان مهربانش نوازشم می کند و می گوید
میدانم جز من کسی نداری
===========================================
حضور در گروههای معنوی حسِ دلبستگی و پشتیبانی را تقویت کرده و موجب بهبود صحت روانی میشود
افرادی که به دین و معنویات پایبند هستند نسبت به افراد غیردینی/غیرمعنوی از صحت جسمی و روانی بهتری برخورداراند. برای درک بهتر این مسئله و فهمیدن اینکه چگونه میتوان از دین/معنویت برای مقابله با مشکلات عمدهی صحی کمک گرفت، محققین در پوهنتون میزوری اخیرا کوشش کردند تا دریابند کدام جنبههای دین، و برای کدام افراد، بیش از همه مفید اند. نتایج بررسیهای روانشناسان این پوهنتون نشان میدهند که حمایتهای دینی و معنویات به بهبود صحت هم در زنان و هم در مردانی که دچار مریضیها/ناجوریهای مزمن اند کمک میکند.
استفنی راید-آرنت، استادیار روانشناسی صحت در دانشکده/پوهنځی روانشناسی این پوهنتون میگوید:
برچسبها: دین و معنویات, ا عتماد به نفس, کاهش استرس
ادامه مطلب
بقیه مطالب
در ادامه مطلب کلیک بفرماید
برچسبها: عشق, دوست داشتن, دلبستگی, وابستگی عاطفی
ادامه مطلب
● معشوق انعکاسی از عاشق
بقیه مطالب را ادامه مطلب
کلیک فرماید
برچسبها: عشق پدیده ای است که از دیر باز ذهن انسان
ادامه مطلب
بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وابسته (Dependent Personality Disorder)، نیازهای خود را تحتالشعاع نیازهای سرگردان قرار می دهند، مسئولیتهای مهم زندگی خود را به گردن دیگران می اندازند، به خود مطمئن نیستند و اگر مدت کوتاهی تنها بمانند، احساس نگرانی و ناراحتی می کنند.
اختلال شخصیت وابسته در آقایان بیشتر است یا خانم ها؟
بقیه مطالب را در ادامه
مطلب کلیک فرماید
برچسبها: اختلال شخصیت وابسته
ادامه مطلب

اگر خواستید اصل مقاله را دریافت کنید به سایت انلاین من وارد شوید
AuthorAID updates.
|
Ali Reza Faraj Zadeh / Professor of Bio-technology researcher |
.
شناخت نیاز انسان و ...
;kکنکاشی دربررسی عشق/دوست داشتن/ ازداوج و زندگی…
مقدمه:
......
اینجا هم موضاعات روان شناسی. تست روان کاویی و موضاعات خوبی هست وارد شوید مطالعه بفرماید
|
نوشته اصلي بوسيله alireza.f.h
کلیک کنید تا وارد سایت شوید .مقاله ها ببینید/کلیک روی علامت پیکان فنشد دوستان بعد در این زمینه می توانند سوالات را طرح و اینجانب در حد دانش جوابی دهم و خواهش داریم دوستان یاری کنند که در زمینه علوم اجتماعی و روان شناختی مطالب خوبی و را گشا و کاربردی را ارایه دهیم با اردات و احترام از سر زمین یخها |
-
-
حالا دیگر وقتش است. اصلا شاید دیر هم شده باشد. عاشق شدن را نمی گویم. آن خودش دیر یا زود اتفاق می افتد. منظورم واکاوی عشق های گذشته و حال و احتمالا آینده است. اصلا با کدام تعریف اینقدر مطمئنید که عاشق هستید و عشق تان اگر اولی در دنیا نباشد بعد از لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد مقام سوم را می تواند بگیرد؟
لطفا برای چند دقیقه بی خیال باورهای خودتان شوید، ببینید تحقیقات چه می گویند؟ اصلا عشق واقعی چیست و چند درصد از آدمهایی که ادعای عاشقی می کنند واقعا عاشق هستند؟
نقطه پایان عشق کجاست؟
جسم ما گرایشهایی دارد که اسمش میل است. مثلا من به این شیرینی میل دارم و این یک گرایش یکسویه محدود است. می گویم یک سویه چون من به شیرینی میل دارم ولی شیرینی به من میلی ندارد و می گویم محدود چون گرایش من هم تا زمانی است که شیرینی را نخورده باشم. وقتی بخورم و سیر شوم دیگر میلی به آن ندارم. همین گرایش یک سویه می تواند نامحدود باشد.
مثلا من گلها را دوست دارم ولی معلوم نیست گل من را می خواهد یا نه. این می شود حب یا دوست داشتن چون نامحدود است ولی یک طرفه. علاقه یک خانم به طلا و جواهر هم مشابه همین است، محدودیت ندارد و مثل میل به غذا و شیرینی نیست که از آن سیر شود ولی یک طرفه است. حالت سوم می شود گرایش دو سویه محدود؛ یعنی دو نفر همدیگر را دوست دارند ولی این دوست داشتن محدود است و بالاخره یک جایی تمام می شود. به این دوست داشتن می گویند شوق. بیشتر احساساتی که ما از آن به عنوان عشق یاد می کنیم در واقع شوق است. یعنی اشتیاق شدیدی که تمام می شود.
حتی عشق های تاریخی هم بیشترش شوق بوده ولی چون به هم نرسیده اند، تمام نشده. مطالعات نشان می دهد نقطه پایان این شوق های به ظاهر بی پایان نقطه به هم رسیدن است. یعنی 2نفر همدیگر را در حد مرگ دوست دارند ولی به محض اینکه به هم می رسند این علاقه شروع به کم شدن می کند. همین است که خیلی از جوانانی که عاشقانه همدیگر را دوست دارند و زمین و زمان را به هم می ریزند تا با هم ازدواج کنند از همان ماه عسل اختلافهایشان شروع می شود و زندگی شان دوامی ندارد. در واقع آنها هیچ وقت عاشق هم نبوده اند و فقط اشتیاق شدیدی نسبت به هم داشته اند که به اشتباه نامش را عشق گذاشته اند و به بیراهه رفته اند. در واقع شوق همان هوس است.
یعنی همه عشق ها روزی از بین می رود؟
اما حالت چهارمی هم وجود دارد؛ یعنی خواستن دو طرفه نامحدود. این نوع خواستن یک خواستن بی حد و مرز است که برتر و متعالی تر از همه خواستن های دیگر است و می شود نام عشق بر آن نهاد. حالت زمینی این نوع دوست داشتن عشق میان مادر و فرزند است؛ رابطه ای نامحدود و دوطرفه.
هر کدام از ما در زندگی یک وضعیت موجود داریم و یک وضعیت مطلوب. من موجود چگونه باید به من مطلوب تبدیل شوم؟ مسیری که مرا به حالت مطلوب هدایت می کند عشق است ولی آیا عشق به تنهایی می تواند؟ اینجاست که پای عقل به میان می آید. عقل به ما تاکتیک می دهد. روش می دهد که چطور به پشتوانه عشق به وضعیت مطلوب برسیم. عقل به ما نشان می دهد وقتی دچار هیجان عشق هستیم چطور اشتباه نکنیم و در بهترین مسیر قدم بگذاریم.
چطور مطمئن شویم احساسی که به یک نفر داریم همان عشق است؟
عشق از دوست داشتن مجزاست ولی گاهی به دلیل شباهت هایی که با هم دارند اشتباه گرفته می شوند وگرنه هرکدام از اینها یک مقوله جداست. اگر بخواهیم با مفاهیم آکادمیک صحبت کنیم، دوست داشتن همان چیزی است که در عربی می گویند «حب» و از جنس عالم دوم است ولی عشق از جنس عالم چهارم است. از این تعاریف متوجه می شویم عشق و دوست داشتن به اندازه دو دنیا با هم تفاوت دارند و این تفاوت کمی نیست.
حتما می پرسید منظور از 4 عالم چیست؟ این عالمها مقوله پیچیده ای دارند ولی در یک تعریف ساده باید بگویم این چهار عالم عبارتند از:
• اول، طبیعت که همین جهان ملموس است.
• دوم، فطرت که عالم معناست.
• سوم، طینت که می گویند ترکیب عالم اول و دوم است.
• چهارم، حیرت یعنی همان عالمی که پیامبر(ص) در معراج دید و متحیر شد و گفت:«خدایا تو را آنقدر که باید نشناختم.»
بعضی ها معتقدند بالاترین درجه دوست داشتن عشق نام دارد. یکی از حکما هم عشق را مستی عقل معرفی کرده است. در حقیقت عشق یک مقدمه دارد به نام شناخت و معرفت و یک موخره به نام ایثار و فداکاری. اگر کسی را با معرفت آنقدر دوست داشته باشید که برایش ازخودگذشتگی کنید، عاشقش هستید.
فرض کنید دختر و پسر جوانی بسیار به هم علاقه دارند ولی چه تضمینی وجود دارد که دختر خانم در آینده مادر خوبی باشد یا آقا پسر از عهده نقش پدری برآید؟ از کجا معلوم وقتی با هم زیر یک سقف قرار می گیرند هزار و یک اختلاف نظر نداشته باشند؟ همه اینها در مشاوره قبل از ازدواج مشخص می شود
سن عاشقی در مردان چند سال است؟
هر چیزی یک سنی دارد؛ مثل سن بلوغ. بچه ای که خیلی عقلش می رسد ولی هنوز به سن بلوغ نرسیده بالغ نیست یا برعکس، کسی که به سن بلوغ رسیده ولی آثار بلوغ در او وجود ندارد هم بالغ نیست. در این جهان همه چیز تابع زمان و مکان است. هر چیزی باید بر روال طبیعت بگردد. از 9 ماه ماندن بچه در رحم مادر تا کشیدن 4 درد زایمان که باعث جفت شدن جمجمه بچه می شود همه چیز در طبیعت قانون دارد. در عاشق شدن هم سن مهم است. یک نوجوان اگر احساس می کند عاشق شده است هنوز بلوغ عقلی اش کامل نشده و نمی تواند برای آینده برنامه ریزی کند. اگر بخواهم از دید علمی بگویم عقل مردها تا 40 سالگی کامل نمی شود. اصلا همین است که می گویند دوران چل چلی! همین است که باعث می شود هرقدر هم طرفین به عشق شان مطمئن باشند باز نیاز به مشاوره دارند و نباید بی گدار به آب بزنند.

تا کی برای عاشق شدن فرصت داریم؟
در تکامل سنی انسان ها یک تقسیم بندی جالب وجود دارد؛ می گویند اگر کسی بخواهد زیبا شود تا 20سالگی می شود، اگر بخواهد قهرمان شود تا 30 سالگی می شود، اگر بخواهد عاقل شود تا 40 سالگی می شود و اگر بخواهد عارف شود تا 60 سالگی می شود. به اصطلاح می گویند اگر تا این سن شد، شد و اگر نشد دیگر فایده ندارد. البته این بیشتر درباره مردان صدق می کند و زنان تکامل سریع تری دارند.
زن برای مادر شدن آفریده شده و مرد برای پدر شدن. زن باید زن باشد و مرد باید مرد باشد. یعنی زن نیاز به زنانگی دارد و مرد، مردانگی. زنانگی یعنی ایجاد آرامش و مردانگی یعنی ایجاد آسایش. زن باید مثل گل باشد و مثل گل با او رفتار شود و مرد باید مثل درخت باشد و مثل درخت با او رفتار شود. اگر این چنین باشد عشق دوام می آورد و زندگی به وضعیت مطلوب می رسد.

چرا داغ ترین ازدواج ها بعد از ازدواج سرد می شود؟
مشاوره قبل از ازدواج یک ضرورت است. همه زوج ها باید قبل از ازدواج به مشاور مراجعه کنند تا بتوانند مشکلات احتمالی آینده را پیش بینی کنند. فرض کنید دختر و پسر جوانی بسیار به هم علاقه دارند ولی چه تضمینی وجود دارد که دخترخانم در آینده مادر خوبی باشد یا آقاپسر از عهده نقش پدری برآید؟ از کجا معلوم وقتی با هم زیر یک سقف قرار می گیرند هزار و یک اختلاف نظر نداشته باشند؟ همه اینها در مشاوره قبل از ازدواج مشخص می شود.

در این جلسات تست هایی از هر دو نفر گرفته می شود که پاسخ خیلی از پرسش ها را مشخص می کند. این همان مکانیسم عقل است که کنار عشق قرار می گیرد. یعنی دو نفر که احساس می کنند عاشق هم هستند با یک روش عقلانی به این نتیجه می رسند که آیا ازدواجشان به صلاح است یا نه؟ اگر بخواهیم یک مثال ساده بزنیم، می گوییم عشق شبیه یک جواهر گرانبهاست و عقل حلقه ای فلزی که رکاب این جواهر گرانبها می شود. اگر این حلقه باشد، می توانی جواهرت را دستت کنی و همیشه همراهت باشد ولی نمی توانی یک جواهر گرانبها را تا ابد بدون هیچ محافظی توی مشتت نگه داری، شک نداشته باش که بالاخره گم خواهد شد. همین است که گاهی عشق های آتشین ناگهان خاموش می شود. در حقیقت نگین باارزش آنها گم شده است.

چرا بعضی از عشق ها تبدیل به نفرت می شود؟


ازدواج نیاز به استطاعت دارد. همان طور که وقتی کسی به حج می رود باید استطاعت داشته باشد در ازدواج هم استطاعت لازم است. البته این استطاعت فقط توان مالی نیست. استطاعت باید در عقل، در مسئولیت پذیری، در تعهدپذیری و خیلی چیزهای دیگر باشد. کسی که استطاعت ندارد و می خواهد همه چیز را موکول به آینده کند نباید به خیال خودش عاشق شود و درگیری عاطفی ایجاد کند. هیچ فاجعه ای از اول فاجعه نبوده. شرایط و اشتباه ها به سوی فاجعه شدن هدایتش کرده است. وقتی یکی جا می زند طرف دوم دو راه دارد؛ یا خودش را منهدم می کند و دچار افسردگی می شود یا دست به اقدامات خشونت بار می زند و برای نابودی طرف مقابل تلاش می کند. سد که بشکند همه چیز را با خودش نابود می کند.
آیا عشق مرد و زن تعدد می پذیرد؟
عشق ممنوع یعنی واژه پردازی های بی خودی. یعنی چیزی که اصل عشق نیست. یک هوس زودگذر است که تمام می شود اما در مسیر خودش زندگی افراد را نابود می کند. عشق باید منطق داشته باشد. اصلا عشق یعنی احساسی از جنس خدا. چیزی که از جنس شیطان باشد نمی شود نام عشق برآن گذاشت و بی شک هوس است. کسی که دچار این اشتیاق غلط می شود باید پیش از آنکه گره روی گره بزند به مشاور مراجعه کند و راهنمایی بخواهد.
یک نکته مهم دیگر این است که عشق در هیچ شرایطی تعدد نمی پذیرد. در یک دل امکان ندارد محبت دو نفر بگنجد. منظورم عشق میان زن و مرد است. ممکن است هوس کنی 01 نوع غذا را با هم بخوری ولی حتما بعدش دل درد می گیری. لازمه عشق وفاداری است. نباید اجازه بدهیم سریال های بی سر و ته با رواج عشق های به اصطلاح ممنوع کانون خانواده ها را به خطر بیندازند. بیشتر از اینها کاملا هدفمند پیش می روند. در خیلی از کشورها بعد از پخش هر فیلم تحلیلگر اجتماعی می آید و درباره موضوع فیلم حرف می زند. ما هم به چنین کارشناسی هایی نیاز داریم....
ادامه دارد
در ادامه
uar/خ عشق /ب/عشق/ د/ دم کوچه و سر کوچه و دانشگاه / ر/ پ/ م/
87-9-10
اخ و صد اه بر ان که ... اری باید ان میشدم تا ان برایم به ثبوت برسد ولی افسوس...در اندر خم یک کوچه مرا گرفتار کرد و ان دیگری شد
انی که انی شود در صدم ثانیه را شاید بتوانی انی تجزیه تحلیل کنی ...بله دانی که چرا چنین شد عاقبت علیرضا نامی... البته این پاراف غیر مقاله است مخصوص یک سویه در باب دیگری است که توانست با....
ادامه کلیک کنید و امار طلاق در ایران را مشاهده کنید "و یک مبحث دینی هم در شفاعت روز قیامت
12.00
===
| |||
|
|
| هفته پيش | #108 (لینک نوشته) | |||
|
شهروند هم میهن |
باز یک نقطه را عارضنوشته اصلي بوسيله alireza.f.h کلیک کنید تا وارد سایت شوید .مقاله ها ببینید/کلیک روی علامت پیکان فنشد شومشناخت از مهترین طبقات همین زنده مانی برای زندگانی است پس نیاز شناخت را جدی بگیریم ... و شناخت نیاز انسان را هم جدی بگیریم |
برچسبها: کنکاشی دربررسی عشق, دوست داشتن, ازداوج و زندگی
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.

ادامه مطلب کلیک کنید











