جبر را گر جبر به جبری جبرا اختیارت . نداری دگر فرصت اختیار تا اختیار اختیارا کنی علیرضا فرجزاد -- سه سوال ساده و نجات از مرگ حتمی."چه مقدار آجیل بخوریم؟."اسکنهای مغزی زمان عاشق شدن .:احساسات


پزشکان با استفاده از فناوری اسکن مغز تصاویر باورنکردنی از رخدادهای مغز هنگام عاشق شدن ارائه کردند تا مشخص شود که چرا افرادی که عاشق می شوند گاهی غیر منطقی و حتی مضحک می شوند.

پزشکان با انجام اسکنهای مغزی متوجه تغییرات شیمیایی شده اند که در زمان عاشق شدن افراد در بخشهای مختلف مغز رخ می دهد و مهمتر از همه در چنین شرایطی برخی از بخشهای مختلف مغزی خاموش می شوند.

دانشمندان ناحیه ای را در مغز کشف کرده اند که نقش مهمی در تصمیم گیری های عاشقانه ایفا می کند.

بخش های مختلف این ناحیه که نزدیک قسمت جلویی مغز واقع شده، یک قضاوت آنی را در خصوص جذابیت فیزیکی و این موضوع که شخص مقابل مناسب است یا خیر، به فرد ارائه می دهند.

به گفته دانشمندان ایرلندی، این موضوع در عرض چند میلی‎ ثانیه پس از دیدن یک چهره جدید روی می دهد.

این نخستین مطالعه یی است که در آن از روابط عاشقانه دنیای واقعی جهت بررسی چگونگی انجام قضاوت های عاشقانه سریع مغز استفاده شده است.

پژوهشگران کالج تیرینیتی دوبلین از 78 زن و 73 مرد که تمامی آن ها مجرد بودند، در یک ملاقات سریع بهره بردند.

شرکت کنندگان پس از گفتگویی کوتاه با یکدیگر فرمهایی را پر کردند که نشان دهنده شخص مطلوب آنها برای دیدار دوباره بود.

قبل از داشتن مکالمه، از مغز 39 نفر از شرکت کنندگان عکس گرفته شد و محققان با استفاده از ماشین تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (fMRI) فعالیت مغزی آنها را به هنگام دیدن تصاویر اشخاصی که به زودی ملاقات خواهند کرد، بررسی کردند.

برای هر تصویر داوطلبان چند ثانیه فرصت داشتند تا تصمیم بگیرند که خواهان دیدار با کدام شخص هستند. آنها همچنین گزارشی را در مورد جذابیت فیزیکی شان به هر شخص و چگونگی ساختار شخصیتی وی ارائه دادند.

طی چند روز آینده این شرکت کنندگان با افراد موجود در تصاویر دیدار داشتند و بسیار خوب می دانستند که بر اساس این تصاویر چه کسی علاقه آنها را برمی انگیزاند.

در 63 درصد موارد، علاقه اولیه و مبتنی بر تصویر به برقراری ارتباط با یک شخص خاص با تصمیم واقعی داوطلبان پس از ملاقات پنج دقیقه ایی با وی همخوانی داشت.

به باور دانشمندان حاضر در این مطالعه، بین یک ناحیه واقع در medial prefrontal cortex مغز موسوم به paracingulate cortex و تصمیمات نهایی افراد مبنی بر روابط عاشقانه ارتباط وجود دارد. این ناحیه هنگام مشاهده تصاویر توسط داوطلبان از فعالیت بالایی برخوردار بود.

نتایج این مطالعه در Journal of Neuroscience انتشار یافته است.

از سوی دیگر این اسکنهای مغزی نشان داده است که عاشق

شدن به گونه ای می تواند انسانها را عصبی و ناپایدار کند.

پزشکان و متخصصان این تحقیق ابراز امیدواری کردند که این تحقیقات، روزی نشان می دهد که چرا تعدادی از ما در مواردی که به احساسات و عاطفه مربوط می شود پا را از حد فراتر می گذاریم.

بخشی از مغز که از آن با عنوان ” لوب پیشانی یا قدامی ” یاد می شود و برای قضاوت کردن حائز اهمیت است هنگام عاشق شدن از کار می افتد. تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) قطع این فعالیت را تنها زمانی که فرد عاشق بوده نشان می دهد. این امر موجب شده که فرد از تمام انتقادها و یا تردیدها نسبت به کسی که دوست دارد، چشم پوشی کند.

سمیر ذکی استاد زیبایی شناسی – عصبی در دانشگاه کالج لندن اظهار داشت: وقتی به کسی که دوستش دارید نگاه می کنید، بخشهایی از مغزتان فعال می شوند، اما یک بخش بزرگ در مغز که نقش قضاوت را برعهده دارد از کار افتاده و غیر فعال می شود.

وی اعتقاد دارد که مغز ممکن است برای اهداف زیست شناختی عالی تر چنین واکنشی نشان دهد. افرادی که عاشق هستند هنوز هم می توانند در زندگی خود تصمیم های مهم اتخاذ کنند برای مثال درباره یک تجارت مهم یا موضوعات غیر احساسی تصمیم گیری کنند و این نوع سلامت عقلی ممکن است شرایطی را ایجاد کند که دوستان شان برای متقاعد کردن آنها در ترک این احساس در روابط غیرعاقلانه با چالش رو به رو شوند.

اسکنهای مغزی همچنین نشان می دهد که بخشهایی از مغز که احساس را کنترل می کنند و بخش دیگری که درگیر احساسات منفی است نیز غیر فعال می شود به همین دلیل افرادی که عاشق هستند با رضایت کامل زندگی می کنند و همواره احساس شادی کرده و زمانی که عاشق هستند از این که اتفاق بدی رخ دهد هیچ واهمه ای ندارد.

مطالعات نشان می دهد که دوپامین شیمی مغز هنگامی که فرد عاشق است در سطح بالاتری قرار دارد. دوپامین کلید تجارب لذت و درد است که با لذت، اعتقاد و رضایت ارتباط دارد و ممکن است یک تغییر ناگهانی در سطح این ماده شیمیایی موجب شود که دست کشیدن از عشق دشوار شود.

آزمایشها نشان می دهد که استفاده از داروهای شبه افیونی چون کوکائین در افزایش سطح دوپامین مغز تأثیری مشابه عاشق شدن دارد.

یکی از عوارض جانبی افزایش دوپامین کاهش یک ماده شیمیایی دیگر به نام سروتونین است، هورمون کلیدی که حالات و اشتهای ما را تنظیم می کند.

کاهش سطح سروتونین در افرادی که دچار اختلال وسواس فکری -عملی هستند نیز توضیح دهنده این است که چرا عشق می تواند ما را مضطرب و عصبی کند.

در رابطه با تغییرات شیمیایی در زمان عاشق شدن تغییرات مرتبط با آدرنالین بارزترین تغییر است. این هورمون علتی برای سرعت ضربان قلب، عرق کردن کف دست، خشک شدن دهان هنگام دیدن کسی است که دوستش داریم.

همین هورمون در زمانی که ما وحشت زده می شویم نیز ترشح می شود.

روانشناسان هنوز تلاش می کنند به درک این مسئله برسند که چرا یک فرد به طور مخاطره آمیزی نگران شده و همه چیز خود را به خاطر عشق به خطر می اندازد.

پژوهشگران به تازگی توانسته اند صدای فعالیت مغز انسان را به موسیقی تبدیل کنند، نوایی که شبیه نواختن آزادانه موسیقی جاز می ماند.

در این روش، فعالیت الکتریکی مغز به صورت زیری و بمی ترجمه می شود و شدت جریان خون مغز هم، میزان بلندی موسیقی را مشخص میکند، این دو با هم سمفونی مغز را می سازند.

این کار جالب را دو دانشمند علوم اعصاب به نام چینگ لو و دیژانگ یائو از دانشگاه علوم الکترونیک و فناوری چین انجام داده اند و نتاریج را به تازگی در ژورنال آنلاین PLoS One منتشر کرده اند.

البته پیش از آنها، تلاشهای دیگری هم برای تبدیل فعالیت الکتریکی مغز به موسیقی انجام شده بود، در تلاشهای قبلی سعی می شد که نوار مغزی یا EEG تبدیل به موسیقی شود، اما در روش جدید با ترکیب EEG و نتایج به دست آمده از یک دستگاه MRI عملکردی، به مراتب نتایج بهتری به دست آمده است.

موسیقی مغز هر یک از ما بسته به سن و شرایط متفاوت است، برای مثال شما می توانید موسیقی مغز یک دختر 14 ساله و یک زن 31 را به ترتیب از اینجا و اینجا دانلود کنید و این دو را با هم مقایسه کنید!

شاید در آینده کاربردی برای این کار پیدا شود و مثلا بشود به شنیدن موسیقی ذهنی یک فرد آسانتر به حالت روحی پی برد و شاید این کار روزی مبدل به روش درمانی و تشخیصی بشود!

سه سوال ساده و نجات از مرگ حتمی: بخندد، دستانش را بالا بگیرد و یک جمله ساده را تکرار کند... همین!

در یک مهمانی خانم ژولی پایش به سنگی خورد و با بشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت زمین خوردنش کفش جدیدش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود. دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و بر نیمکتی نشاندند و جویای حالش شدند. جواب داد حالش خوب است و ناراحتی ندارد. مهماندار بشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد....

خانم ژولی بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراند و بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت. چند ساعت بعد همسر ژولی به دوستانی که در مهمانی بودند تلفن کرد و اطلاع داد که ژولی را به بیمارستان برده اند.

خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در بیمارستان فوت کرد و پزشکان علت مرگ را سکته مغزیA..V.C Accident vasculaire caébral تشخیص دادند.

چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پی می آیند معطوف کنید، شاید روزی شما با چنین اتفاقی برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید...

یک متخصص اعصاب (نرولوگ ) می گوید: بعد از یک ضربه مغزی که منجر به خونریزی رگی در ناحیه مغز شده، اگر شخص ضربه دیده را در زمانی کمتر از سه ساعت به بیمارستان برسانند امکان بر طرف کردن حادثه و نجات شخص بسیار زیاد است. ولی همواره باید قادر به تشخیص حادثه بود و این عمل بسیار ساده است.

پزشک متخصص می گوید مهمترین وظیفه تشخیص حادثه خون ریزی مغزی است و بعد از تشخیص و قبل از سه ساعت باید شخص را به پزشک رساند. متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد. اگر در آن مهمانی یک نفر سئوال های زیر را از ژولی کرده بود حتماً ژولی زیبا و جوان اکنون زنده می بود.

1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی بخواهید بخندد!
2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد!
3 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند. مثلاً بگوید خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد"!

اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد باید فوری اورژانس را خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئول مربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق را اطلاع داده تا ایشان پزشک را در جریان گذارد.

مغزها از جمله گردو، بادام، فندق و ... به عنوان یک میان وعده سالم به حفظ سلامتی شما کمک می کنند. شرایط نگداری این گروه از مواد غذایی آسان بوده و به راحتی در محیط کار، دانشگاه و مدرسه قابل مصرف هستند.

مصرف متعادل آجیل و مغزها به دلیل دارا بودن اسیدهای چرب اشباع نشده و سایر مواد مغذی موجب کاهش کلسترول خون و کمک به سلامت قلب می شود.

• چرا مغزها برای قلب مفیدند؟

مصرف متعادل مغزها به کاهش کلسترول بد خون (LDL) کمک می کند و از آنجایی که افزایش LDL یکی از دلایل عمده در بروز بیماریهای قلبی- عروقی به شمار می رود، می توان گفت که مغزها در پیشگیری و کنترل بیماری های قلبی نقش دارند. همچنین مغزها خطر تشکیل لختههای خونی و حملات قلبی مرگبار را کاهش داده و موجب حفظ سلامت قلب و عروق می شوند.

چه مواد مغذی مفیدی در مغزها وجود دارد؟

- اسیدهای چرب اشباع نشده:

اسیدهای چرب اشباع نشده که از آنها به عنوان چربی های مفید یاد می شود، موجب کاهش کلسترول بد خون (LDL) می شوند.

- اسیدهای چرب امگا- 3:

اغلب مغزها غنی از اسیدهای چرب امگا- 3 هستند. این ترکیبات، چربیهای سالمی هستند که از حملات قلبی پیشگیری می کنند. امگا- 3 در برخی ماهیها نیز وجود دارد اما مغزها یکی از بهترین منابع گیاهی این اسیدهای چرب مفید به شمار می روند.

- فیبر:

همه مغزها حاوی فیبر بوده و به کاهش کلسترول خون کمک می کنند. همچنین مصرف فیبرها موجب احساس سیری شده و در نتیجه شما بعد از مصرف مغزها، غذای کمتری می خورید. تحقیقات نشان می دهند که فیبرها در پیشگیری از دیابت نیز نقش مهمی ایفا می کنند.

- ویتامین E:

ویتامین E روند تشکیل پلاک در شریانها را متوقف کرده و در نتیجه از درد قفسه سینه، بیماریهای عروق کرونر قلب (عروق تغذیه کننده قلب) و حملات قلبی پیشگیری می کند.

- استرولهای گیاهی:

مغزها سرشار از استرولهای گیاهی هستند و به کاهش کلسترول خون کمک می کنند.

- ال- آرژینین:

ال-آرژینین یک اسید آمینه (واحدهای تشکیل دهنده پروتئین ها) است که به حفظ سلامت دیواره عروق و خاصیت انعطاف پذیری آنها کمک کرده و از تشکیل لخته های خونی و بروز حملات قلبی پیشگیری می کند.

• چه مقدار آجیل بخوریم؟

مغزها سرشار از چربی هستند، در واقع 80 درصد از ترکیب اغلب مغزها را چربی تشکیل می دهد. گرچه این چربیها در گروه چربیهای سالم دسته بندی می شوند اما حاوی مقادیر بالایی انرژی هستند، بنابراین باید در مصرف آنها اعتدال را رعایت نمود. توصیه می شود در صورت مصرف مغزها در رژیم غذایی خود، دریافت منابع چربیهای اشباع از جمله گوشت قرمز، تخم مرغ و لبنیات پرچرب را کاهش دهید.

بر اساس توصیه سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) مصرف روزانه 1.5 انس یا 42.5 گرم از مغزها شامل بادام، فندق، بادام زمینی، گردو و پسته مناسب بوده و به حفظ سلامت بدن به ویژه سلامت سیستم قلبی- عروقی کمک می کند.

پیشنهاد می کنیم از مغزهای خام و بدون شکر، نمک و شکلات استفاده کنید.



تحقیقات جدید نشان میدهد که زندگی احساسی مردان هم به اندازه زنان پیچیده و غنی است اما در اغلب موارد این امر از مردان- و همچنین از زنان – پوشیده باقی میماند.

با اینکه احساسات همیشه از خصوصیات زنانه به شمار میرود، اما مردان هم به اندازه زنان احساساتی میشوند و تجربیات عاطفی مشابهی را توصیف میکنند. در یک بررسی در رابطه با هوش عاطفی 500 هزار فرد بالغ، ثابت شد که هوش عاطفی مردان به اندازه زنان است. مطالعاتی که بر روی زوجها صورت گرفته نشان میدهد که مردان هم به اندازه زنان با میزان استرس همسرشان هماهنگ اند و به همان اندازه قادر به حمایت از آنها هستند.

مردان و زنان آه میکشند، گریه میکنند، شادی میکنند، خشمگین میشوند و داد و فریاد راه میاندازند، اما شیوه پردازش و ابراز احساسات در آنها متفاوت است.

دکتر کلمن، روانشناس و نویسنده میگوید: «احساسات در زندگی مردان در پشت سر و در زندگی زنان در پیش رو قرار دارند.»

هورمون تستوسترون بر احساسات مردان تاثیر میگذارد و باعث میشود آنها بیشتر به طبقه بندی و تفکر منطقی بپردازند. به نظر میرسد زنان طبیعتاً با عواطف خود بیشتر در تماس هستند، در حالی که مردان باید روی این قضیه کار کنند و اگر این کار را بکنند شرایط کاملا برابر میشود. آنها دارای روابط شادتر و زندگی سعادتمندانه تری خواهند بود.

مغز انسان
  • چرا بسیاری از مردان از نظر احساسی ضعیف هستند؟

خوب این تقصیر مغز مردانه است. دکتر دیوید پاول، رییس مرکز بینالمللی مطالعات سلامت میگوید: «سیمکشی مغز مردان متفاوت است.» او توضیح میدهد که ارتباط بین نیمکره چپ مغز، جایگاه منطق، و نیمکره راست مغز، محل عواطف و احساسات، در زنان قویتر است: «ارتباط بین دو نیمکره در زنان شبیه یک بزرگراه است، بنابراین میتوانند به راحتی بین دو نیمکره حرکت کنند. اما در مردان این ارتباط مانند یک کوره راه باریک است که باعث میشود دسترسی به احساسات برای ما مردها چندان آسان نباشد.»

این میتواند توضیحی برای نتایج 125 مورد مطالعه در فرهنگهای مختلف باشد: در این بررسیها مشاهده شد که مردها و پسرها همواره در تفسیر پیامهای غیرکلامی نهفته در ژست بدن، حالت صورت و لحن صدا دقت کمتری دارند.

همچنین واکنش مردان نسبت به احساسات ضعیف تر است و زودتر هم آنها را فراموش می کنند. در آزمایشی که در دانشگاه استانفورد انجام گرفت، عکسهایی از صحنه های تکان دهنده یا ناراحت کننده باعث تحریک بخش گسترده تری در مغز زنان شد. پس از سه هفته، زنان در مقایسه با مردان جزییات بیشتری از این تصاویر را به خاطر داشتند. به همین صورت محققان گمان میکنند که یک زن ممکن است به خاطر بگو مگو یا بی اعتتنایی کوچکی که شوهرش مدتهاست فراموش کرده همچنان ناراحت و عصبانی باشد.

پسرها در سن یک سالگی در مقایسه با دختران ارتباط چشمی کمتری برقرار میکنند و به اشیای متحرک مثل ماشین توجه بیشتری نشان میدهند تا چهره انسانها. هم پدرها و هم مادرها با پسرانشان کمتر در مورد عواطف و احساسات صحبت میکنند (به جز خشم)، و دایره لغات ذهن پسرها شامل تعداد کمتری از واژه های مربوط به احساسات میشود.

در زمین بازی- اگر نه در خانه- پسرها یاد میگیرند که جلوی اشکشان را بگیرند و ترسی از خود نشان ندهند. چهره آنها، که زمانی به اندازه دختران نشان دهنده احساسشان بود، با رسیدن به سنین دبستان جدی تر میشود.

در سنین بزرگسالی مردان از کلمات کمتری استفاده میکنند و صحبت کردن را حداقل در جمع ابزاری برای بالا بردن موقعیت خود میدانند، برعکس خانمها که برای نزدیکی به دیگران با آنها وارد صحبت میشوند، مردان حتی هنگام صحبت با دوستانشان هم در حال تبادل اطلاعات در مورد خرید، ورزش، ماشین یا کامپیوتر هستند.

  • چرا مردان منفجر میشوند؟

اگر چه زنان هم به اندازه مردان عصبانی میشوند، اما خشم همچنان یک ویژگی مردانه به حساب می آید. دکتر کنث دیلیو کریستین، روانشناس و نویسنده میگوید: «خشم به این علت به وجود میآید که شخص به علت سرکوب کردن احساسات خودش دچار سرخوردگی شدید میشود با این وجود این کاری است که مردان انجام میدهند، چون میترسند که اگر کمی به احساساتشان بها بدهند دیگر کنترل آن از دستشان خارج میشود. اگر شما همه ابعاد وجودتان را رشد ندهید اگر یاد نگرفته باشید که چطور با احساساتتان کنار بیایید، تبدیل به سایه ای میشوید که فقط بخش کوچکی از شخصیتتان را نشان میدهد و طولی نمیکشد که این بنای سستی که از خود ساخته اید فرو میریزد.»


برچسب‌ها: سه سوال ساده و نجات از مرگ حتمی, چه مقدار آجیل بخوریم, اسکنهای مغزی زمان عاشق شدن, احساسات

تاريخ : پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۹ | ۹:۱۸ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |