جبر را گر جبر به جبری جبرا اختیارت . نداری دگر فرصت اختیار تا اختیار اختیارا کنی علیرضا فرجزاد -- درک ما از عشق، عاشق شدن
پیشرفت دانش و درک ما از عشق، عاشق شدن و اهمیت آن در زندگی افراد راه درازی را تا امروز طی کرده است. در سال 1939 در یک مطالعه برروی اهمیت عشق در انتخاب همسر، از زنان پرسیدند که آنها اهمیت عشق را در چه ردیفی در انتخاب شوهر قرار می دهند. زنان عشق را در ردیف پنجم گذاشته بودند. بدین معنی فاکتور های دیگری مهم تر از عشق در انتخاب شوهر آینده شان دخیل بوده اند.
در جواب همین سئوال در سالهای 1995، هر بار که این سئوال تکرار شده، زنان و مردان عشق را اولین رقم در انتخاب همسر آینده قرار داده اند. امروزه جوانان که به فکر انتخاب رفیق و همسر آینده هستند اظهار می کنند که اولین انتظار در رابطه عشقی آنها احساس امنیت عاطفی می باشد. این الویتی که این نسل به عشق و عاطفه در ازدواج می دهد فرق بزرگی را در انتخاب همسر در مقایسه با نسل های گذشته در بر دارد.

■ مطالعات اخیر، روابط عشقی زوج ها را یک همبستگی بین طرفین می بیند که در کُنه آن یک دلبندی و دلبستگی عاطفی قوی بنا شده است. یکی از محققین اولیه روابط عاطفی زوج ها، دکتر «جانسون» می باشد. مطالعات و نوشته های او توجه محققان را جلب کرده و منبع اطلاعات و تحقیقات بیشتری می باشد.
1- در یک رابطه ی سالم همبستگی و دلبستگی عاطفی احتیاجات امنیتی، احساسی، عاطفی و احساس پشتیبان داشتن را فراهم می کند.
2- با همبستگی و دلبستگی عاطفی سالم در یک رابطه هر دو طرف احساس می کنند که طرف مقابل پذیرای فکر و احساسات آنها است و احساس اطمینان و پشت گرمی از حمایت آنها دارند. این باز بودن، پذیرا بودن و پاسخ گو بودن به احساسات یکدیگر در واقع همبستگی و دلبستگی عاطفی را بین دو طرف قوی تر می کند.

■تعداد بیشماری از مطالعات نشان می دهد که اولاً اشخاص در روابط عاطفی زوجی رضایتمند، از نظر روحی و جسمی سالم تر و تواناتر و شادتر هستند. دوما،ً رفتارهای تماسی مثبت و دوستانه و محبت آمیز بین طرفین در یک رابطه ی رضایت بخش، طرفین را در مقابل تنش های زندگی حمایت می کند و آنها را در دست و پنجه نرم کردن با مشکلات معمولی و همچنین حادثه های ناگوار زندگی کمک می کند. برای مثال دست همسر را در دست نگه داشتن می تواند اثر مثبتی در وجود شخص داشته باشد. دکتر«کوآن» در دانشگاه «ویرجنیا» به خانم هایی که برای«ام-آر-آی» مغز آمده بودند گفت که وقتی یک چراغ قرمز روی ماشین روشن می شود آنها ممکن است یک شوک الکتریکی بگیرند. این گفته تنش خانم ها را بالا برد که بوسیله ماشین اندازه گیری تنش بدن نشان داده می شد. خانمهایی که همسرانشان حضور داشتند و دست آنها را در دست داشتند وقتی شوک الکتریکی گرفتند تنش کمتری در بدنشان نشان داده شد و آنها اظهار درد کمتری کردند. وقتی رابطه ی ازدواجی خانم ها را با هم مقایسه کردند مشاهد نمودند که اثر حضور داشتن و دست همسر را گرفتن اثر مثبت بیشری نشان داد، وقتی خانمها بطور کلی رضایت بیشتری از روابط همسری خود گزارش داده بودند. از این مطالعه نتیجه گرفتند که تماسهای مثبت و محبت آمیز در یک رابطه ی سالم و رضایتمندانه در واقع بعنوان یک سپر در مقابل شوکها و تنش ها و دردها عمل می کند.

■ وقتی که رابطه ی عاشقانه بین دو نفر کار نمی کند رنجش ایجاد می شود. مطالعه دیگری این رنج و درد را در افراد نشان می دهد. دکتر«آیزنبرگ» در دانشگاه کالیفرنیا نشان می دهد که رفتارهای بی اعتنائی، کنار زدن، اهمیت ندادن و فاصله و جدائی ایجاد کردن از طرف همسر همان قسمت مغز اثر می گذارد که دردهای فیزیکی و بدنی نشان می دهد. در واقع هر وقت که ما احساس خطر، دوری و جدائی و فاصله از همسر کنیم و عاطفه ی ما جریحه دار شود، این قسمت مغز متحرک می شود. از طرف دیگر وقتی ما احساس نزدیکی و تماس با همسر و یارمان می کنیم و حمایت او را داریم هورمن های مخصوصی بنام«کادل هورمون» در بدن ترشح می شود که من آنرا به فارسی «هرمونهای عشق و دلبستگی» می نامم. این هرمونها مغز مرکزی را بطور مثبت تحریک کرده و موجب آرامش و شادی در فرد می شوند و در عین حال این هرمونها مراکز تنش را در مغز خاموش می کنند.
با پی بردن به اهمیت خوشحال و رضایت مند بودن در روابط عشقی خود، در رابطه با سلامت جسمی و روحی فرد در آن رابطه بجا می باشد که در شروع یک رابطه عشقی و بهتر کردن رابطه ی عشقی که داریم کوشش کنیم که تماسهای مثبت و محبت آمیز را بیشتر ارزش گذاشته و انجام دهیم.

■ در این سال جدید، در دید و بازدیدها و مهمانی ها، با فامیل و دوستان، شاید خوانندگان عزیز بیشتر درباره ی رابطه خود فکر کرده اند و می کنند، شاید بعضی از شما روابطی که خاتمه پیدا کرده است را به خاطر می آورند. بعضی اوقات تجربیات دردناکی هم ممکن است زنده شوند. اگر در این موقعیت هستید بیهوده وقت و انرژی روانی خود را روی دوره کردن خاطرات تلخ تلف نکنید. بجای آن، وقت خود را صرف کوشش در شناسائی خود بکار برید. بیشتر با خود در تماس باشید و رابطه ی با خودتان را بطرف مثبت حرکت دهید. در این مواقع شاید ما احتیاج داشته باشیم که تکه های جدا شده ی زندگیمان را پیش هم بگذاریم و از کل آن و رابطه ی بین قسمت ها درباره ی خود بیشتر یاد بگیریم ،قبل از اینکه دوباره یک رابطه جدید را شروع کنیم. اگر از تجربیات زندگیمان و اثرات عاطفی آن روی روحیه و روان خود آگاهی نداشته باشیم، وقتی یک رابطه ی جدید را شروع می کنیم گذشته مثل آینه ای در جلوی ناخودآگاه ما می تابد و ما را به راههایی که امکان تکرار اشتباهات گذشته را دارد می برد. داشتن شناخت روشنی از خودو خواسته های خود و داشتن رابطه مثبت و رضایت بخشی با خود، پایه اولیه ای برای ساختن رابطه ای سالم، استوار و رضایت بخش می باشد. در اینجا می خواهم کتاب جدید دکتر «جانسون» را به شما توصیه کنم. ترجمه اسم کتاب «مرا درآغرش بگیر»می باشد.
در طی طول قرن ها شکوفائی روابط بین انسان ها، شکوفائی عشق را بدنبال داشته است. ولی تا به حال تعریف واحدی از عشق بدست نیامده است و هر کسی عشق را از دریچه ی دیدگاه و ذهنیت خود تعریف و توصیف می کند. برای برخی، عشق یک دوستی عمیق و برای برخی عشق یک اقبال، توفیق و یک سعادت است. بهر صورتی که عشق تعریف شود، یک حقیقت جاودانی است که در تاریخ بشریت، وجود همیشگی داشته است. تا عشق نباشد انگیزه برای زندگی وجود ندارد و تا انگیزه نباشد امید به آینده میسر نیست.
کمبود عشق یکی از علل اساسی خشم و نفرت افراد است. شاید گزافه گویی نباشد اگر بگوییم که نیاز به عشق همانقدر لازم و ضروری است که نیاز به غذا است. عشق غذای روحی انسان می باشد، ولی اغلب انسان ها برداشت درستی از عشق ندارند، و آن را با پدیده های دیگر اشتباه می گیرند.
افزایش تعداد جدائی بین زوج ها، شمار افراد معتاد به مواد مخدر، تعداد زندانیان و خشونت ها در مدارس نشانه هایی از کمبود عشق و علاقه است.
همانطور که یک میز برای ثبات خود احتیاج به چهار پایه دارد، عشق بین دو نفر هم احتیاج به چهار اساس اصلی دارد که عبارتند از علاقه، اعتماد، تفاهم و احترام متقابل. هر کدام از این اساس سست شود، بقیه ی پایه ها را هم سست خواهد کرد.
درجه ی عشق قابل اندازه گیری نیست. مثلاً عشق یک مادر به فرزند بدون قید و شرط است و نمی توان برای آن حدی قايل شد. خلاقیت عشق زمانی نمودار می شود که انسان توجه خود را به خوبی ها و صفات پسندیده ی دیگران متمرکز کند.
عشق می تواند یک عشق رومانتیک و یا عشق به فامیل و یا به چیزی باشد. واژه عشق بستگی به نوع آن دارد و با آن تنوع و پیچیدگیش تغییر می کند. اغلب اوقات عشق با وابستگی استباه گرفته می شود. برخی افراد تصور می کنند که عاشق هستند در صورتی که این یک وابستگی بیش نیست...
عشق باید در درون انسان بجوشد. انسانهایی که عشق را در بیرون خود جستجو می کنند، بر سفره ی دل خود غذایی ندارند و سعی می کنند از سفره دلِ دیگران تغذیه کنند، اما به کسانی برخورد می کنند که آنها هم سفره های خالی دارند. دو انسان گرسنه قادر نخواهند بود شکم همدیگر را سیر کنند. اینگونه روابط، اغلب تبدیل به نفرت و کینه توزی می شود.
بنابراین انسان نه از جنبه ی احتیاج، بلکه از جنبه ی اشتیاق باید عشق خود را به دیگران عرضه کند.
دو انسان مشتاق خیلی چیزها برای عرضه کردن به همدیگر دارند و این اشتیاق یک پیوند ناگسستنی در روابط آنها بوجود می آورد.آنها مدام از قسمت کردن داشتنی های خود به همدیگر سود و لذت میبرند. درست مثل کسی که در قله ی کوهی ایستاده و مشتاق است که منظره ی زیبایی را که مشاهده می کند، با عزیز ی قسمت کند. عشق مانند گیاهان، دائم باید آبیاری شود تا سبز و خرم بماند. عشق مانند یک ویلن است. آهنگ آن ممکن است تمام شود ولی تارهای آن برای همیشه باقی می ماند.
عاشق بودن درد و رنج هایی دارد که باید آنها را متحمل شد. درصورتی که عاشق نبودن درد و رنجهای دیگری را به همراه می آوردکه شاید بمراتب بیشتر باشد.


زن ها و مردها به لحاظ شخصیتی و مهارت های ارتباطی تفاوت های زیادی باهم دارند اما بسیاری از خانم ها و آقایان از این نکته مطلع نیستند به همین دلیل شیوه برخورد درست با هم را نمی دانند و در نتیجه انتظارات و توقعات نابجایی از هم پیدا می کنند.

این مسئله بیشتر از همه در روابط خانوادگی و زناشویی خود را نشان می دهد، وقتی زن و شوهر یکدیگر را درست نشناسند چگونه می توانند نیازهای هم را درست پیش بینی کنند و یکدیگر را راضی و خرسند نگه دارند؟ همین امر به مرور باعث به وجود آمدن اختلاف های جدی می شود و در مواردی هم زن و شوهرها به این نتیجه می رسند که با هم تفاهم ندارند و این می تواند عواقب وخیمی به بار آورد، در این مطلب سعی می کنیم به شما بگوییم با همسرتان به لحاظ روانی چه تفاوت هایی دارید و چه توقعاتی می توانید از او داشته باشید.
قدرت بدنی مهم نیست
نمی توان گفت که آدم های با اعتماد به نفس کمتر از دیگران دچار شک و تردید می شوند اما باید بدانید آن ها بهتر این شک ها را مدیریت می کنند و می توانند تمام انرژی خود را معطوف به حل مسئله کنند و این همان جایی است که تفاوت هایی میان مردها و زن ها می بینیم.
مردها: در طول تاریخ مردها برای آنچه خواسته اند جنگیده اند، آن ها با توان فیزیکی بالایی که داشتند توانستند ثروت و منابع زیادی را به دست بیاورند. ولی در دوران مدرن که تکنولوژی پیشرفت زیادی کرده است مسائل خیلی کمی هستند که به قدرت بدنی نیاز داشته باشند. این روزها وقتی تعارض و تضادی پیش می آید، مردها سعی می کنند با گفت وگویی صلح آمیز آن را حل کنند اما همچنان در ناخودآگاه آن ها این موضوع وجود دارد که قدرت بدنی بیشتری دارند، به همین دلیل وقتی بحث و جدلی پیش می آید که نمی توان با صحبت آن را حل کرد، ناخودآگاه قدرت بدنی آن ها به ذهن شان می آید و همین امر باعث افزایش اعتماد به نفس شان می شود، البته منظورمان این نیست که آن ها از این نیرو استفاده می کنند بلکه به لحاظ ذهنی قوی ترشان می کند.
زن ها: زن ها می دانند که به لحاظ قدرت بدنی توان کمتری دارند و شاید همین امر باعث می شود برای خیلی از خانم ها بحث جدی با آقایان کمی مشکل شود چون وقتی بحث بالا می گیرد ناخودآگاه یادشان می آید به لحاظ بدنی ضعیف تر و آسیب پذیرتر هستند و نمی توانند به خوبی در برابر آن مرد از خود دفاع کنند. ولی توصیه ما به خانم ها این است که اول از همه یادشان باشد، اگر طرف مقابل حمله فیزیکی کند بیشتر نشان دهنده ترس اوست تا قدرتش. از طرف دیگر در طول تاریخ مردها از طریق قدرت بدنی خود زندگی را گذراندند ولی زن ها بیشتر از مهارت های زبانی خود استفاده کرده و توانسته اند مردها را متقاعد کنند، پس قدرت خود را در قانع کردن طرف مقابل دست کم نگیرید.
مردها برای شان هدف مهم است
مردها مشکلات شان را همانند یک ماشین اتوماتیک حل می کنند؛ آن ها روی موضوعی تمرکز کرده و همه کار می کنند تا آن را به دست آورند و به همین دلیل، فرآیند و راهی که آن ها را به خواسته شان می رساند برای شان چندان مهم نیست، مهم تنها نتیجه است اما زن ها توجه بیشتری به فرآیندها و طریقه رسیدن به هدف دارند و سوال مهم برای آن ها این است که چطور بهتر عمل کنند؟ چگونه رفتار کنند؟ چگونه کار درست را انجام دهند؟ همه این سوال ها می تواند توجه را از هدف نهایی منحرف کند و حتی گاهی دسترسی به هدف غیرممکن می شود. به خانم ها توصیه می کنیم اینقدر به حاشیه ها فکر نکنند بهتر است تمام توجه تان را تنها به یک نتیجه مثبت متمرکز کنید. البته باید حواس تان به تمام موانع ممکن و راه های غلبه بر آن ها باشد، جالب است بدانید افراد با اعتماد به نفس یک قانون مهم دارند: به جای این که هنگام مواجهه با مسائل نگران پیامدها شوند تنها به حل آن فکر می کنند.
اعتماد به نفس با بی ادبی فرق دارد
مردها خیلی بندرت به مشکلات شان اعتراف می کنند؛ آن ها وقتی به دنبال دستیابی به علائق خود هستند کم پیش می آید احساسات افراد دیگر را در نظر بگیرند. مردانی که هدف برای شان مهم است معمولا سلطه جو هستند؛ آن ها تنها به دنبال دستیابی به هدف شان هستند و برای شان اهمیتی ندارد که همکاران یا زیردستان شان درباره آن ها چه فکری می کنند، آن ها نمی ترسند کسی را بیازارند یا گستاخ به نظر برسند. زن ها در نقطه مقابل هستند، برای آن ها بسیار مهم است دیگران درباره آن ها چه فکری کنند؛ آن ها می خواهند همه را خشنود کرده و همه آن ها را تحسین کنند و دوست شان داشته باشند و در نتیجه آن ها حاضر می شوند کارهایی را که نمی خواهند، انجام دهند تنها به این دلیل که همکاران و دوستان شان را نیازارند. نمی گوییم بیش از اندازه بر اهداف تان پافشاری کنید و حاضر باشید به هر دلیلی به خودتان فشار بیاورید اما حواس تان باشد اعتماد به نفس با بی ادبی یا گستاخی فرق دارد.
خانم ها رمزگشاتر هستند
توانایی رمزگشایی به معنای حدس زدن احساسات طرف مقابل با مشاهده رفتار غیرکلامی اوست؛ برای نمونه فردی که این توانایی را دارد که از حالات صورت، وضعیت بدن و حرکات و نیز صدای دوست خود، در می یابد که او خوش و سرحال است یا محزون و افسرده. پژوهش ها نشان می دهند این توانایی در زنان به مراتب بیش از مردان است؛ زنان در قضاوت و استنباط هیجانات و عواطف به ویژه از حالات صورت بسیار توانمندتر از مردان هستند. این توانایی حتی در دختران دبستانی هم دیده می شود. زنان در رمزگشایی توان بالایی دارند برای مثال در یک جمع و در یک مهمانی اگر آقا از حرف همسرش خوشش نیاید و اشاره کند خانم سریعا متوجه می شود و مسیر حرف را عوض می کند ولی آقایان کمتر می توانند چنین کاری بکنند.
فرق زن ها و مردها در کنترل احساسات
مردها: از همان دوران کودکی معمولا پسرها را جوری تربیت می کنند که در آینده بتوانند از خودشان دفاع کنند. آن ها یاد می گیرند نباید گریه کنند، نباید از هیچ چیزی بترسند، نباید موجودات ضعیف تر را بترسانند و اذیت کنند. پدر و مادر به آن ها یاد می دهند باید قوی و شجاع باشند و روی خودشان کنترل داشته باشند. آدم ها و جامعه نیز از یک مرد انتظار دارند در هر موقعیتی آرامشش را حفظ کند، به دلیل همین باورها مردها تلاش می کنند که چنین قابلیت هایی را در خود به وجود آورند اما منظور ما این نیست که مردها در وضعیت های بحرانی عصبی نمی شوند. آن ها معمولا احساسات شان را کمتر نشان می دهند، در نتیجه زن ها احساس می کنند مردها اعتماد به نفس زیادی دارند و کاملا به خودشان مطمئن هستند.
زن ها: خانم ها به طور طبیعی، احساساتی تر و حساس تر هستند، عصبی بودن آن ها کاملا آشکار است و خیلی راحت می توان آن ها را آشفته کرد و بعد نقطه ضعف های شان را به رخ کشید. اگر به عنوان یک خانم دوست ندارید کسی بتواند با شما چنین کاری کند باید یاد بگیرید در جمع به خود مسلط باشید و خودتان را کنترل کنید. حواس تان به تمام حرکت ها، حالت های صورت و صدای تان باشد. وقتی عصبی می شوید، سعی کنید عمیق نفس بکشید و حواس تان باشد که کاری نکنید که بعدا از خودتان خجالت بکشید. باید سعی کنید احساسات تان را تا زمانی که به خانه می روید یا جایی که غریبه ای نیست درون تان نگه دارید و آن ها را بروز ندهید. البته حواس تان باشد نباید احساسات منفی را درون خودتان نگه دارید بلکه باید به نحوی آن ها را تخلیه کنید و اما هیچ گاه افراد با عزت نفس این کار را در مقابل غریبه ها انجام نمی دهند. البته فراموش نکنید هیچ کس از شما انتظار ندارد که همچون مردها رفتار کنید ولی اگر بتوانید در موقعیت های بحرانی خودتان را کنترل کنید، برای تان نقطه قوت بزرگی است.
مردها پیام ها را می سنجند و زن ها فراپیام را
زنان و مردان با وجودی که از کلمات مشابه استفاده می کنند ولی حرف یکدیگر را نمی فهمند. کلماتی که ما به کار می بریم 2 قسمت دارند: به اطلاعاتی که به وسیله معانی کلمات منتقل می شوند «پیام» می گویند و آنچه درباره روابط مخابره می شوند، تلقی در قبال یکدیگر، موقعیت و حرفی که می زنیم، حالت چهره و وضعیت بدنی ما هنگام صحبت کردن، «فراپیام» نامیده می شود. در حالی که کلمات اطلاعاتی را منتقل می سازند، طرز سخن ما، بلندی صدا، سرعت حرف زدن، لحن و ادای کلمات و تاکیدها، ذهنیت ما را مشخص می سازند؛ حالتی که به مخاطب ما می فهماند عصبانی هستیم یا احساس دوستانه داریم و می خواهیم صمیمی تر شویم همان فراپیام است. پژوهش ها نشان داده اند، زن ها بیشتر از پیام به فراپیام اهمیت می دهند در حالی که برای مردها خود پیام اهمیت بیشتری دارد. زنان برای بیان احساسات به خود حق می دهند از انواع صفات عالی و مبالغه آمیز استفاده کرده و احساسات خود را غلیظ جلوه دهند؛ مثلا می گویند: «تو هیچ وقت به فکر من نبودی»، «تو همیشه دیر می آیی»، «100 بار به شما گفتم.» زن محدودیتی در استفاده از لغات نمی بیند در صورتی که مردان این کلمات را واقعی پنداشته و واکنش نامناسب نشان می دهند؛ مثلا می گویند: «در یک ماه گذشته فقط یک شب دیر آمدم.»
فرق میان گوش دادن زن و مرد
تحقیقات نشان می دهند زن ها و مردها از روش های متفاوتی برای نشان دادن گوش کردن خود به حرف های دیگران استفاده می کنند. زن ها حین گوش دادن بیشتر سر تکان می دهند و از کلماتی مانند آهان، بله و... استفاده می کنند و مقصودشان نیز از استفاده این کلمات این است که «دارم به حرف های شما گوش می دهم.» ولی مردها کمتر این حرکات انجام می دهند و بیشتر زمانی از این اصوات و کلمات استفاده می کنند که بخواهند توافق خود را اعلام کنند بنابراین بیشتر اوقات زن ها شکایت می کنند که همسرشان به حرف های شان گوش نمی دهد یا حوصله شنیدن حرف های آن ها را ندارد. در صورتی که نحوه گوش دادن در زن و مرد متفاوت است.کشاورزی/ بیو تکنولوژی .

Biotechnology Sci
مطلب را به دقت بخوانید و با استفاده از آن به استحکام عشق تان با شریک زندگی خود کمک کنید


بعد از اتمام یک ارتباط رمانتیک و نزدیک، همه آدم ها احساس قربانی شدن دارند و حتی یک لحظه هم به این فکر نمی کنند که ممکن است خودشان مقصر اصلی از هم پاشیدگی ارتباط شان باشند. هرچند زنان در مقایسه با مردان بیشتر سراغ کتاب های مربوط به روان شناسی روابط می روند اما این زنان هستند که 2 برابر مردان به جدایی فکر می کنند. بیشترین شکایت زنان این است که مردان از حل مشکلات زناشویی طفره می روند و در مقابل مردان ساکت و آرام همه چیز را تحمل می کنند و خودشان را قربانی یک ارتباط ناموفق می دانند اما بالاخره در جایی و در لحظه ای خاص این مردان هستند که کاملا غیرمنتطره دست های شان را به نشانه تسلیم بالا می آورند و اینجاست که حتی بهترین و برازنده ترین زن ها هم نمی توانند مانع تصمیم جدایی باشند که شریک شان گرفته است. اما چرا؟
وقتی مردان کم می آورند
اگر یک خانم جوان هستی و به تازگی از شریکت جدا شده ای بهتر است به جای قربانی فرض کردن خودت، کمی منطقی در مورد جدایی بین خود و همسرت فکر کنی و برای همین قبل از هر چیز باید با ذهنیت مردان و احساسات درونی شان در مورد زنان آشنا شوی. تقریبا می شود گفت درصد زیادی از مردان این دیدگاه را در مورد شریک شان دارند که چرا با همه تلاش و توجه نسبت به ارتباط زناشویی شان، همچنان مورد انتقاد و سرزنش خانم ها قرار می گیرند. آن ها معتقدند، زنان تنها برای شکایت آفریده شده اند. حالا چه شکایت و انتقاد شما درست و بجا باشد و چه نباشد، سرزنش کردن زنان حتی می تواند بهترین و رمانتیک ترین ارتباط ها را هم از هم بپاشاند.
مردان دوست ندارند مورد انتقاد قرار بگیرند و از زنانی که می خواهند آن ها را با توجه به سلیقه خود تغییر دهند بیزارند، حتی اگر عاشق شریکشان باشند. مردان به دنبال زنانی هستند که آن ها را همان جوری که هستند بپذیرند. اگر در یک ارتباط موفق و پرسوز و گداز عاشقانه هستید و عادت به غر زدن و انتقاد از شریک تان دارید، به زودی شاهد فرار همسرتان خواهید بود. بهتر است تا دیر نشده یاد بگیرید که شریک تان را همان طور که هست دوست داشته باشید.
این کار، مردان را فراری می دهد
مردان از گریه کردن زنان بیزارند، به خصوص زنانی که حتی در ساده ترین و کوچک ترین بحث ها اشک شان در می آید نمی توانند در دراز مدت مورد علاقه و توجه یک مرد قرار بگیرند. مردان عاشق زنان منطقی هستند و این همان ویژگی است که دوست دارند همسرشان آن را داشته باشد. زنانی که می خواهند مردان را تحت کنترل خود در بیاورند نمی توانند ارتباط پایداری را داشته باشند. موضوع مهم دیگر بحث آزادی مردان است. بعضی از مردان آنقدر در ارتباط های شان توسط شریک شان محدود می شوند که حتی نمی تواند با دوستان و همکاران خود فضایی برای صحبت و ارتباط داشته باشند و این اتفاق زنگ خطری است که باید جدی اش گرفت. مردان نیاز به فضا دارند و اگر این فضا را از آن ها سلب کنید دیر یا زود آن ها شما را ترک خواهند کرد.
زنان مستقل مراقب باشند
استقلال داشتن و روی پای خود ایستادن، ویژگی خیلی خوبی است اما اگر یک خانم هستی یادت باشد خیلی این خصوصیتت را به رخ شریکت نکشی. مردان از زنانی که تمام کارهای شان را بدون کمک همسرشان انجام می دهند فراری هستند، آن ها دل شان می خواهد که زنان روی قدرت و حمایت آن ها حساب کنند و در واقع تکیه گاه شما باشند. البته یادتان باشد نباید در این موضوع خیلی زیاده روی کرد چون به همان اندازه ای که زنان بسیار مستقل می توانند مردان را از خود دور کنند، زنان خیلی محتاج و کسانی که حتی برای خرید خمیر دندان به کمک شریک شان نیازمندند، مورد تنفر و بیزاری مردان قرار می گیرند. شاید برای تان غیرمنطقی به نظر برسد اما این تصمیم شماست که بین یک ارتباط پایدار و ناپایدار یک کدام را انتخاب کنید.
دلیل مهمی که زنان، مردان را ترک می کنند
دلایلی که مردان، زنان را به خاطر آن ترک می کنند خیلی بیشتر از دلایلی است که زنان به خاطر آن مردان را ترک می کنند و جالب اینجاست که زنان در بیشتر بحث ها و مشکلات به دنبال راه حل هستند هرچند 2 برابر مردان به جدایی فکر می کنند و در این شرایط مردان با بروز یکی از دلایلی که برای تان گفتیم و ادامه پیدا کردن آن، آسان ترین راه را جدایی می دانند. زنان به دنبال توجه مردان هستند و دوست دارند مرکز توجه شریک شان قرار بگیرند. بی توجهی حتی بیشتر از کتک و آزار و اذیت های فیزیکی می تواند زن را نسبت به مرد سرد کند.
بیشترین شکایت زنان در مورد مردان، روی این موضوع است که چرا مردان در تصمیم گیری های شان نظر و دیدگاه آن ها را نمی پرسند. مردانی که نسبت به کارهای شریک شان بی تفاوت هستند و در کارهای مورد علاقه شان، مشوق خوبی نیستند، به تدریج باعث دوری و سردی روابط می شوند. زنان، مردانی که خیلی تودار هستند را نمی پسندند و در عوض دوست دارند شریک شان در مورد احساسات و باورهایش با آن ها صحبت کند. آ ن ها از مردان مرموز بیزار هستند. در اختلاف های زناشویی مردانی که عادت به معذرت خواهی ندارند باعث آزار شریک شان می شوند و این موضوع در درازمدت باعث جدایی ارتباط خواهد شد. با این وجود زنانی که محبت و توجه کافی را از سمت شریک شان دریافت کنند می توانند سخت ترین شرایط را هم تحمل کنند و این همان اصل مهمی است که مردان باید به آن عمل کنند.


برچسب‌ها: درک ما از عشق, عاشق شدن

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱ | ۲:۱۳ ق.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |