در ایامی که حقیری چون من در سیر حیات به اتمام ان می اندیشم
و در جمع ان یک ان را فقط می بینم یک ان همان ان
به نام عشق در اصوات و جمال و اندیشه هانیه است
او برایم یک معبد مقدسی است برایش هر روز و شب چله نشینی می کنم تا معبد را از وجود خودم آگاه سازم
و این همان رنگ خداست که رخساره منو سفید دراین ایام نزد نامردان نمود .
و انان که تحقیر و حقارت را برایم لاینفک جز حیاتم نسخه پیچیدند
رنگ خدا انهارا سیاه کرد و این زنگ خدا و نت زیبای ان در
گوشهایم که نجوایی اسمانی و زمینی ایجاد کرده و می کنند جز او کس
دیگری را موثر در مغزم نیافتم اری ان همان ان است که نامش هانیه است
به انتظار و دیدار تو و وصال
برچسبها: عشق هم رنگ خداست و هم صدای خداست هم خود خداست, و این کجاست
.: Weblog Themes By Pichak :.


