بيماريهاي مهم گوجه فرنگي
نام بيماري : لکه موجي گوجه فرنگي
عامل بيماري : آلترناريا آلترناتا
علائم : اين بيماري اغلب به ميوه رسيده حمله كرده و به صورت لكه سياه وسيع پوشيده از اندامهاي غير جنسي عامل بيماري ظاهر مي گردد . برخي از نژادهاي اين قارچ مي توانند شكافهاي عميق به رنگ قهوه اي ايجاد كرده و با ترشح مواد مي موجب خشك شدن ساقه ، برگ و ميوه ميشود . عامل بيماري در دماي ٢٦ ٢٢ درجه با رطوبت نسبي بالا و با وجود قطره هاي آب روي ميزبان به ميوه هاي سالم گوجه نيز حمله مي كند . آلودگي بعد از شبنم پايدار به وقوع مي پيوندد .
كنترل : ايجاد شرايط مناسب رشد و نمو گياه انتخاب ارقام با حساسيت كمتر چيدن به موقع گوجه فرنگي ممانعت از آبياري بي رويه و عرقاب كردن خاك و . . . .
نام بيماري : مرگ گياهچه ( ريزوكتونيوز گوجه فرنگي )
عامل بيماري : ريزوكتونياسولاني
علائم : اين عامل در خزانه به ميزبان حمله ميكند به صورت لكه هاي قهوه اي در ريشه و پوسيدگي طوقه ظاهر مي گردد و منجربه مرگ گياهچه مي گردد . عامل بيماري در هنگام ت ماس ميوه هاي گوجه فرنگي با خاك حمله مي كند و اولين علائم آن به صورت لكه هاي قهو ه اي كمي فرورفته كه به تدريج گسترش مي يابند سپس مركز بافت آلوده شكافته شده و رنگ آن قهوه اي تيره مي شود . براي پيشگيري بايد بذور را ضدعفوني كرد ميزبان آلوده را از بين برد .
نام بيماري : بيماري آوندي گوجه فرنگي
عامل بيماري : فوزاريوم اكسيزپوروم ويژه ليكوپرسيسي
علائم : اين قارچ مي تواند به ميزبان در تمامي مراحل رشد حمله كند . برگهاي آلوده زرد ميشوند . گاهي اوقات فقط يك طرفبرگها زرد مي شوند . برگهاي آلوده به تدريج خشك شده و مي زبا ميوه كم و نارس توليد مي شوند . اگر بيماري شدت داشته باشدميزبان سريع مي ميرد . از علايم آن قهوه اي شدن بافتهاي آوندي است . براي پيشگيري مي توان خاك خزانه را توسط بخار بايكي از سموم متام سديم برمومتيل و ضدعفوني بذر با بنوميل تيوفانات متيل ضد عفوني كرد .
نام بيماري : سوختگي شاخ و برگ گوجه فرنگي
عامل بيماري : فيتو فتورا اينفستانس
علائم : اين بيماري علاوه بر گلخانه در مزرعه نيز ديده مي شود . روي برگها لكه هاي نا منظم بي رنگ كه بعد قهوه اي مي شودظاهر مي گردد . در صورت بالا بودن رطوبت علايم به تمام برگ انتقال مي يابد و در سطح پاييني برگهاي آلوده كپك سفيدظاهر شده روي ساقه و دمبرگها علائم به صورت لكه هاي قهوه اي طولي مي باشد . براي پيشگيري مي توان هر ١٠ روز سمپاشي كرد ( سموم پيشنهادي : متالاكسيل ، بنالاكسيل و سموم حاوي مس )
نام بيماري : اسكلروتييناي گوجه فرنگي
www.newfarmeurmiya.wordpress.com
حمله اين قارچ بخصوص در گلخانه صورت مي گيرد و سريعًا سبب مرگ مي شود . روي طوقه به صورت لكه هاي قهوه اي كه به تدريج از كپك سفيد پوشيده مي شوند .براي پيشگيري مي توان با يكي از سموم ايپروديون پروسيميدون و دي كلران سمپاشي كرد .
نام بيماري : پيره نور كائتاپرسي سي
علائم : از بيماري هاي خطرناك است كه به گوجه فرنگي و مزرعه حمله مي كند ريشه هاي آلوده ازدياد مي يابد و چوب پنبهاي و پوست آنان شكافته شده و نا صاف و تيره مي گردد .
كنترل : رعايت تناوب زراعي ضدعفوني خاك با برومورمتيل يا حرارت دو رگ كردن گونه هاي حساس
٢) بيماريهاي فيزيولوژيكي گوجه فرنگي :
الف ) پوسيدگي گلگاه گوجه فرنگي : اين عارضه فيزيولوژيكي به علت تغييرات شديد رطوبت ايجاد شده و باعث از بين رفتن گلگاه مي شود . اين بيماري به صورت چرمي شكل و قهوه اي تيره روي گلگاه ميوه ظاهر مي شود . متعادل كردن رطوبت باعث مي شود اين عارضه بوجود نيايد .
ب ) آفتاب سوختگي : در معرض نور قرار گرفتن ميوه به صورت ناگهاني موجب آفتاب سوختگي مي شود . هر اقدامي كه ازنور شديد جلوگيري كند موجب كنترل اين بيماري فيزيولوژيكي ميگردد .
٣ ) آفات مهم گوجه فرنگي :
از آفات مهم گوجه فرنگي مي توان به كرمهاي خانواده اسفيجيده اشاره نمود كه از ميوه هاي گوجه فرنگي تغذيه نموده و اگركنترل صورت نگيرد خسارات فراواني به گياه وارد مي آيد . كرم هليوتيس يكي ديگر از آفات گوجه فرنگي است كه از ساقه تغذيه نموده و سپس وارد ميوه مي شود . سمپاشي با كارباريل براي هر دو نوع مفيد بوده و موجب كاهش و نهايتًا از بين رفتن آفات مي گردد .
لکه موجی گوجه فرنگی
عامل بیماری:
قارچ Alternaria solani. اندام غیر جنسی كنیدی برهای كوتاه و تیره رنگ – كنیدی های تیره و مجزا با دیواره عرضی و طولی – زمستان گذرانی قارچ به صورت میسیلیوم و كنیدی در بقایای گیاه آلوده و بذور با دوره كمون 3 روز.
علایم بیماری:
نكروز در طوقه گیاهچه خزانه – لكه های قهوه ای مجزا در روی برگ و دمبرگ و ساقه
– خشكی پهنك – لكه های سیاه در ناحیه اتصال میوه به دمگل.
مشاهده کامل موضوع در ادامه مطلب
لكه موجی گوجه فرنگی
عامل بیماری:
قارچ Alternaria solani. اندام غیر جنسی كنیدی برهای كوتاه و تیره رنگ – كنیدی های تیره و مجزا با دیواره عرضی و طولی – زمستان گذرانی قارچ به صورت میسیلیوم و كنیدی در بقایای گیاه آلوده و بذور با دوره كمون 3 روز.
علایم بیماری:
نكروز در طوقه گیاهچه خزانه – لكه های قهوه ای مجزا در روی برگ و دمبرگ و ساقه
– خشكی پهنك – لكه های سیاه در ناحیه اتصال میوه به دمگل.
آنتراكنوز گوجه فرنگی
عامل بیماری:
قارچ Gloesporium lycopersiti. دارای آسرول و كنیدیهای بیرنگ – پسئودوتیسیم نامنظم – آسكوسپور بیرنگ و بیضوی.
علایم بیماری:
لكه های دایره ای تیره و مجزا فرو رفته روی میوه.
لكه برگی وكلادوسپوریوز
عامل بیماری:
قارچ Cladosporium fulvum. كنیدیهای كشیده با دیواره عرضی نامشخص – كنیدیومهای استوانه ای و مخروطی و تخم مرغی تك یا دو سلولی – زمستان گذرانی به صورت كنیدیوم در بقایای گیاهی.
علایم بیماری:
رشد كپكهای زیتونی رنگ در پهنك زیرین برگ – لوله و خشك شدن برگها.
ورتیسیلیوز گوجه فرنگی
عامل بیماری:
قارچ Verticillium albo-atrum. دئوترومیست – كنیدی برهای بیرنگ با حدود 3 ورتیسل چند شاخه – كنیدیهای تك سلولی و بیرنگ و تخم مرغی شكل كشیده.
علایم بیماری:
ایجاد بیماری آوندی و پژمردگی – خشكی قسمتهای هوایی و برگها
– قهوه ای شدن بافتهای چوبی قاعده ساقه و ریشه
فوزاریوم گوجه فرنگی
عامل بیماری:
قارچ Fusarium bulbigenum. میكروكنیدیهای تك سلولی – ماكروكنیدی با دیواره عرضی – دارای كلامیدوسپور – شرایط مناسب برای رشد: دمای 28 درجه، افزایش اسیدیته خاك، كمبود پتاسیم.
علایم بیماری:
بیماری آوندی در مرحله رشد گیاه – تغییر رنگ و پژمردگی و خشكی در برگ و قطع دمبرگ – قهوه ای شدن ساقه آوندی – بهم زدن توازن آبی گیاه با تولید سم لیكوماراسمین.
سپتوریوز گوجه فرنگی
عامل بیماری:
قارچ Septoria lycoper. كنیدیهای نخی و بیرنگ با دیواره عرضی كه از منفذ انتهایی پیكنیدیوم خارج می شوند – نفوذ قارچ از روزنه های هوایی گیاه – دوره كمون 2 هفته – شرایط بهینه: دمای 25 درجه و رطوبت بالا.
علایم بیماری:
لكه های نكروتیك بزرگ و نا منظم دایره ای در برگ با مركزی خاكستری و حاشیه سیاه
- لكه های كوچك و یكنواخت تیره
– خشكی و ریزش برگها.
ویروس آسپرمی
عامل بیماری:
Tomato aspermy virus.
علایم بیماری:
كاهش رشد مریستم انتهایی گیاه – تشكیل شدن جوانه های جانبی متعدد و بدشكلی و خمیدگی نامنظم برگها – رشد سلولهای رنگی در پشت برگ
– كوچكی و بدشكلی و بی بذر ماندن میوه در آلودگی قبل از رسیدن.
پوسیدگی طوقه
عامل بیماری:
1)قارچ Diplodina lycopersici . اندام بارده غیر جنسی پیكنیدیوم كروی درشت و كنیدیهای ساده یا دیواره دار – اندام بارده جنسی پسئودوتیسیم با اسكهای استوانه ای و آسكوسپور 2 سلولی – زمستان كذرانی به صورت میسیلیوم روی خاك و یا بذر.
علایم بیماری:
لكه های قهوه ای كشیده و طولی در اندامهای هوایی و ساقه و طوقه
– پوسیدگی پوست ساقه در اطراف لكه ها
– پوسیدگی طوقه كمی بعد از نشاكاری.
عامل بیماری:
2)قارچ Phytophthora parasitica. اوومیست – در مرحله غیر جنسی اسپورانژیوم های ساده و طویل – اسپورانژیوم های گرد و یا بیضی – جوانه زنی با زئوسپور یا میسیلیوم – در مرحله جنسی ااوسپورهای گرد و بیرنگ – كلامیدوسپور زرد و گرد با جداره سخت – زمستان گذرانی قارچ با ااوسپور یا كلامیدوسپور.
علایم بیماری:
پوسیدگی قهوه ای تیره در طوقه
– خمیدگی برگهای پایینی
– آلودگی در گیاهچه های خزانه ای
– لكه های مدور در روی میوه.
لكه سیاه برگ
عامل بیماری:
قارچ Stemphylium solani. دئوترومیست – اندام بارور غیرجنسی كنیدی برهای تیره و سخت و دیواره دار و كنیدیهای بیضی و سیاه.
علایم بیماری:
- لكه های گرد و كشیده سیاه با مركز خاكستری در پهنك و دمبرگ
پوسیدگی نرم
عامل بیماری:
قارچ Rhizopus nigricans. اسپورانژیومهای طویل – اسپورهای سیاه و گرد و درشت – دارای زیگوسپور.
علایم بیماری:
آلودگی میوه های انباری به سبب گرما و رطوبت بالا
– ظهور اندامهای رویشی فشرده و سفید قارچ كه به سیاه تغییر رنگ می دهند
– ایجاد پوسیدگی آبكی در میوه های گوشتی.
ویروس موزاییك
عامل بیماری:
Tobacco mosaic virus. انتشار با شیره سلولی و انتقال با بذر -
علایم بیماری:
تورم و بدشكلی برگ و خمیدگی و نامنظمی پهنك – لكه های سبز روی پهنك
– تغییر رنگ و هاله های مدور در محل دم میوه
– خطوط زخم ساده و طویل و منظم نكروتیك بر ساقه با رنگ قهوه ای – لكه های شفاف و رنگ پریده بر میوه كه بعد قهوه ای می شوند – چوب پنله ای شدن اپیكارپ –
فیزیولوژی گیاهی
فیزیولوژی دانشی است که وظیفهاش بررسی عملکرد (Function) موجودات زنده است. ماهیت بررسی در این علم ، وظیفه و کارکرد اندامهاست. نام قدیمی فیزیولوژی وظایفالاعضا بوده است. فیزیولوژی گیاهی ، مطالعه اعمال حیاتی گیاه ، فرایندهای رشد و نمو ، متابولیزم و تولید مثل گیاهان است.
کشف قوانینی که بر تغذیه گیاه و رشد و نمو آن حکومت میکند، شناخت توانایی واقعی سلولها در انجام فعالیتهای بیولوژیک و همچنین ارائه روشهایی که ظهور یکی از توانائیهای سلولی را امکانپذیر میسازد، هدف اساسی فیزیولوژی گیاهی محسوب میشود. همانطور که مسیر روشن بسیاری از اکتشافات نظری
مشاهده کامل موضوع در ادامه مطلب
فیزیولوژی دانشی است که وظیفهاش بررسی عملکرد (Function) موجودات زنده است. ماهیت بررسی در این علم ، وظیفه و کارکرد اندامهاست. نام قدیمی فیزیولوژی وظایفالاعضا بوده است. فیزیولوژی گیاهی ، مطالعه اعمال حیاتی گیاه ، فرایندهای رشد و نمو ، متابولیزم و تولید مثل گیاهان است.
دید کلی
کشف قوانینی که بر تغذیه گیاه و رشد و نمو آن حکومت میکند، شناخت توانایی واقعی سلولها در انجام فعالیتهای بیولوژیک و همچنین ارائه روشهایی که ظهور یکی از توانائیهای سلولی را امکانپذیر میسازد، هدف اساسی فیزیولوژی گیاهی محسوب میشود. همانطور که مسیر روشن بسیاری از اکتشافات نظری ، منشا پیشرفتهایی در یکی از شاخههای تجربی علوم است، نتایج حاصل از مطالعاتی که در همه شئون علمی بالاخص در فیزیولوژی گیاهی صورت گرفته، باعث توسعه و پیشرفت واقعی کشاورزی شده و آن را از صورت ابتدایی خود در نخستین روزهای ظهور انسان به صورت کاملا پیشرفته امروزی ، مبدل ساخته است.
از طرف دیگر ، ترقیات سریع فیزیولوژی گیاهی نیز خود مدیون ترقیات علوم دیگری مانند فیزیک و شیمی است، زیرا عملا کلیه اعمال متابولیزم سلولها بر اساس قوانینی تفسیر میشوند که در مورد عالم بیجان شناخته شدهاند. شک نیست که علم فیزیولوژی گیاهی ، علمی است تجربی و همه کوششهایی که در این زمینه صورت میگیرند، به شناسایی بیش از پیش ماده زنده منجر میشوند. به علاوه فیزیولوژی گیاهی ، علم پایه مستقلی است که دارای مفاهیم خاصی بوده، شیوه مخصوصی در تجربیات آن مشاهده میشود
موضوعات مطرح شده در فیزیولوژی گیاهی
فیزیولوژی گیاهی را میتوان مطالعه اعمال حیاتی گیاه ، فرایندهای چرخهای متحرک رشد ، متابولیزم و تولید مثل دانست. مباحث زیادی در فیزیولوژی گیاهی بحث میشود و در هیچ علمی ، نحوه پیشرفت واضحتر از زمینه فیزیولوژی گیاهی نیست. از مباحثی که در فیزیولوژی گیاهی بحث میشود، میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
تغذیه و جذب در گیاهان
انجام صحیح فرایندهای متابولیزمی مستلزم وجود عناصری است که باید به صورت اکسید شده یا احیا شده ، معدنی و یا آلی جذب سلولها شده، احتیاجات آنها را از نظر ماده و انرژی تامین کنند. مقدار و نوع این احتیاجات تابعی از شدت و نوع واکنشهای متابولیزمی بوده و به همین مناسبت هر موجودی از نظر قدرت سنتز و طریقه تحصیل انرژی با موجود دیگر متفاوت است.
موجودات زنده را از نظر قدرت سنتز و همانند سازی به دو دسته اتوتروف و هتروتروف تقسیم می کنند. موجودات اتوتروف موجوداتی را گویند که از ترکیبات سادهای نظیر دیاکسید کربن و ترکیبات معدنی مختلف مانند نیتروژن معدنی ، میتوانند کلیه احتیاجات خود را برطرف سازند که گیاهان در این گروه قرار میگیرند.
احتیاجات گیاهان نسبت به انرژی
سلولهای گیاهی انرژی موجود در مواد تشکیل دهنده خود را به صور مختلف زیر از دست میدهند.
-
به صورت انرژی حرارتی که در بعضی موارد مانند گل آذین گل شیپوری کاملا آشکار است.
-
به صورت انرژی نورانی مانند فلورسانس کلروفیل
-
به صورت انرژی مکانیکی مانند سیکلوز در سیتوپلاسم
-
به صورت انرژی الکتریکی که نتیجه آن برقراری اختلاف پتانسیل بین اعضای مختلف گیاهان است.
احتیاجات گیاهان نسبت به مواد
میزان این احتیاجات در نمونههای مختلف گیاهی ، متفاوت است. رفع احتیاجات یک گیاه بالغ در درجه اول به منظور جبران موادی است که این گیاه در طول حیات از دست میدهد. در درجه دوم ، رشد و نمو یک گیاه احتیاجات احتمالی دیگری بوجود میآورد. کلیه این احتیاجات بوسیله منابع طبیعی مختلفی تامین میشوند که عبارتند از: خاک ، هوا ، آب و محیطهای آلی.
بطور کلی در بخش تغذیه و جذب مباحث مختلفی بحث میشود: احتیاجات گیاهان ، نقش عمومی و اختصاصی عناصر و علائم کمبودهای آنها ، محلولهای غذایی و کودهای شیمیایی ، تغذیه نیتروژن معدنی و آلی ، چرخه متابولیزمی نیتروژن ، گوگرد و فسفر ، رابطه آب و خاک ، گردش مواد در گیاه ، جذب مواد معدنی ، مکانیزم جذب مواد و ... .
فتوسنتز
زندگی در روی کره زمین به انرژی حاصل از خورشید وابسته است. فتوسنتز از نظر لغوی به معنی تولید با استفاده از نور خورشید است. در فتوسنتز ، انرژی خورشیدی برای اکسید کردن آب ، آزاد شدن اکسیژن و نیز احیا کردن به ترکیبات آلی و در نهایت قند بکار میرود. فتوسنتز شامل دو دسته از واکنشهاست: واکنشهای نوری و واکنشهای تاریکی.
بطور کلی در بخش فتوسنتز مباحث مختلفی بحث می شود:
مفاهیم کلی در مورد فتوسنتز ، عملکرد کوانتومی نور ، ساختمان دستگاه فتوسنتزی ، ساختار تیلاکوئیدها در کلروپلاست ، گیرندههای نوری ، فتوسیستمهای I و II ، مکانیزم انتقال الکترون و پروتون در کلروپلاستها ، ژنوم کلروپلاست ، چرخه احیای فتوسنتزی ، تنفس نوری ، چرخه احیای فتوسنتزی ، چرخه احیای کربن در گیاهان CAM(کراسولاسه) ، سنتز نشاسته و ساکارز در گیاهان و ... .
تنفس
تنفس فرایندی است که انرژی ذخیره شده در مواد انرژیزا مانند کربوهیدراتها را به شیوهای کنترل شده ، آزاد میکند. در طی تنفس انرژی آزاد ، رها شده و به شکل ATP در میآید که این شکل از انرژی میتواند به سهولت برای نگهداری و رشد گیاه مورد استفاده قرار گیرد.
مباحثی که در مورد تنفس در فیزیولوژی گیاهی ، بحث میشود، به صورت زیر است:
تنفس هوازی و بیهوازی ، ساختمان میتوکندریها ، گلیکولیز و چرخه کربس ، زنجیره انتقال الکترون در میتوکندری ، مسیر پنتوز فسفات و ... .
رشد و نمو گیاهی
رشد و نمو اساسا از پدیدههای مهم در طی انتوژنی گیاه است. رشد و نمو تحت تاثیر عوامل متعدد محیطی و ژنتیکی قرار دارد. البته عامل مهم تعیین کننده الگوهای رشد و نمو ، عمدتا پایگاه ژنتیکی دارد. رشد عبارت است تغییرات کمی و افزایش غیر قابل برگشت در ابعاد یک موجود یا یک اندام. به مجموعه تغییراتی که ماهیت کیفی دارند، به اضافه تغییرات کمی (رشد) ، نمو اطلاق میشود.
مباحثی که در رشد و نمو گیاهی بحث میشود، به صورت زیر است. سینتیک رشد ، تروپیسمها یا گرایشها در گیاهان ، جنبشهای گیاهان ، تنظیم کنندهها یا هورمونهای رشد در گیاه مانند اکسین ، جیبرلین و ... ، مکانیزم تشکیل گل و فتوپریودیسم ، فیتوکرومها و دیگر پذیرندههای نوری و ... .
ارتباط فیزیولوژی گیاهی با سایر علوم
فیزیولوژی گیاهی با بسیاری از علوم ، ارتباط دارد. مانند بیوشیمی ، بیوفیزیک و بیولوژی مولکولی. البته فیزیولوژیستها مکررا از نتایج تحقیقات بیوشیمیستها و متخصصان بیوفیزیک و بیولوژی مولکولی استفاده میکنند و متقابلا دانشمندان رشتههای دیگر نیز از نتایج آزمایشات فیزیولوژی گیاهی ، بهرهمند میشوند.
در حقیقت این رشتههای مرتبط ، با هم یک مجموعه ایجاد میکنند و مرزهای تعریف شده عمدتا مصنوعی هستند. بنابراین آشنایی با مبانی بیوفیزیک ، بیوشیمی و بیولوژی مولکولی ، غیرقابل تفکیک با فیزیولوژی گیاهی هستند.
چگونگی تمایز فیزیولوژی گیاهی از رشتههای نزدیک
چگونه فیزیولوژی گیاهی از رشتههای نزدیک به خود مانند بیوشیمی ، بیوفیزیک و ... متمایز میشود؟ مثال فتوسنتز را به عنوان مثال کلاسیک در نظر بگیرید. بیوشیمیستها آنزیمها را خالص سازی کرده و خصوصیات آنها را در لوله آزمایش مطالعه میکنند. متخصصان بیوفیزیک ، غشاها را جداسازی نموده و خصوصیات اسپکتروسکوپی آنها را در لوله آزمایش ، بررسی میکنند.
دانشمندان بیولوژی مولکولی ، ژنهای کد کننده پروتئینهای فتوسنتزی را شناسایی کرده و تنظیم آنها را در طول نمو ، مطالعه میکنند. در عوض متخصص فیزیولوژی گیاهی ، فتوسنتز را در عمل ، در سطوح مختلف ارگانی ، از جمله کلروپلاست ، سلول ، برگ و گل گیاه مطالعه میکند. صاحبنظران فیزیولوژی گیاهی ، راههای برخورد متقابل اجزا با یکدیگر برای انجام فرایندها و اعمال حیاتی را مورد مطالعه قرار میدهند.
چشم انداز
طی دهه گذشته ، علوم زیستی پیشرفت چشمگیر و غیر قابل انتظاری داشتهاند و در هیچ جا ، این نحوه پیشرفت ، بیشتر از زمینه فیزیولوژی گیاهی نیست. اکتشافاتی نیز ، قفل جادویی انتقال در غشاها را باز کردند. روشهای استخراج DNA ، ابزار جدیدی را برای فهم چگونگی تنظیم بروز و نمو ژن بوسیله نور و هومورنها فراهم کردند.
تجزیه پروتئینهای کلیدی و کمپلکسهای رنگیزه ، پروتئینهایی مانند روبیسکو (Rubisco) و مرکز واکنش فتوسنتزی با استفاده از کریستالوگرافی اشعه ایکس ، اولین طلیعه فهم مکانیزمهای مولکولی تثبیت کربن و واکنشهای نوری در فتوسنتز را فراهم کرد.
اصولا در محیطهای دست خوردهای که در آنها نقش بشر مهمترین عامل آشفتگی شناخته شده است گیاهان هرز به مناسبت سازش قابل توجهی که دارند بهتر رشد میکنند. تولید بذر فراوان ، طولانی بودن دوره خواب ، توانایی ادامه حیات در شرایط نامساعد ، قدرت رقابت و آشفته ساختن محیط ، توانایی گسترش در بعضی موارد و انتشار به طریق رویشی از اختصاصات قابل توجه اکثر گونههای علفهای هرز میباشد. ممکن است در برخی موارد گیاهان زراعی در محلی ناخواسته برویند، که در چنین مواردی این گونه گیاهان را میتوان از علفهای هرز به شمار آورد. مانند رویش گندم در مزرعه جو.
مبدا و منشا علفهای هرز
انسانها به همان اندازه که در تغییر ارزشهای کمی و کیفی محصولات زراعی نقش مهمی دارند، در تغییرات تدریجی علفهای هرز نیز دخالت دارند. از دوران قبل از تاریخ ، یخچالها مهمترین عامل دگرگونی سیمای پوشش گیاهی کره زمین بودهاند. بدین ترتیب قسمت اعظم علفهای هرز نواحی معتدل گونههایی هستند که در مناطق ایجاد شده به علت یخبندانها ، گسترش یافتهاند. کشاورزی یکی دیگر از عوامل مهمی است که در سطح وسیعتر به شیوهای سریعتر از یخبندانها ، موجب آشفتگی و دگرگونی محیط شده است.
بسیاری از گیاهان که امروزه علفهای هرز را تشکیل میدهد قبل از زندگی روستانشینی و آغاز کشاورزی وجود نداشتهاند و احتمالا همراه با گیاهان زراعی بوجود آمدهاند، چنانکه در بعضی موارد از اجداد و نیاکان واقعی واریتههای کشت شده به شمار میآیند. بدین معنی که بعضی از گیاهان زراعی امروز ، ممکن است حاصل تغییر و تکامل علفهای هرز باشند.
سیر تحولی علفهای هرز
علفهای هرز ممکن است به دو طریق زیر بوجود آمده باشند:
-
گونههای وحشی که به مرور زمان طولانی خود را با محیطهایی که دگرگونیهای طبیعی و غیر طبیعی داشتهاند سازش دادهاند.
-
گونه یا واریتههای جدیدی که در خلال توسعه و گسترش کشاورزی ظاهر شدهاند.
تقسیم بندی علفهای هرز
علفهای هرز اجباری
بسیاری از علفهای هرز هرگز به صورت وحشی وجود ندارند، زیرا ممکن است که در خلال توسعه و گسترش کشاورزی ظاهر شوند. بنابراین فقط در میان گیاهان زراعی که بشر در رویش و پرورش آنها دخالت دارد میرویند. این قبیل علفهای هرز را علفهای هرز اجباری مینامند. شامل پیچک صحرایی ، تربچه وحشی هستند. مبدا چنین گیاهانی تاکنون شناخته نشده است ولی به برخی از گیاهان زراعی شباهت دارند.
علفهای هرز اختیاری
علفهای هرز اختیاری گیاهانی هستنتد که هم بطور وحشی و هم محیطهایی که دست بشر در آنها دخالت دارد، میرویند. گونه گل عقربی و گونههای مختلف پیاز و ماشک نمونههای از علفهای هرز اختیاری هستند.
چرا علف هرز داریم؟
انسان در بعضی مناطق مجبور شده است که کار کشاورزی خود را با شرایط اقلیمی منطقه سازش دهد. از این رو در بعضی مناطق یا نوارهای جغرافیایی ما فقط محصولات معینی ، نظیر ذرت ، گندم ، برنج و میوه کشت میشوند. توانایی سازگاری و تطابق گیاهان زراعی با محیط غالبا کمتر از گونههای بدمی بوده است. از اینرو جای تردید است که گیاهان زراعی بتوانند بدون کمک و دخالت انسان ، مدت زیادی در یک محیط دوام آورند.
زیرا علفهای هرز که سازش بیشتری با محیط دارند به سرعت رشد کرده تمام مزارع را اشغال میکنند و موجب از بین رفتن گیاهان زراعی میگردند. بنابراین یکی از علل تسلط علفهای هرز به گیاهان زراعی سازش کم گیاهان اخیر با محیط است. بعضی از روشهای کشاورزی نوین ، زمینه گسترش و نفوذ علفهای هرز را بیشتر فراهم میسازند بدین صورت که:
-
کاشت خطی گیاهان زراعی سبب میشود که در فواصل باقی مانده و بدون گیاه ، محیطی مناسب برای اجتماع و نفوذ گونههای دیگر گیاهی باشد.
-
غالبا در مزارعی که حفظ گیاه زراعی خاصی کشت میگردد گیاه زراعی که آنطور که باید و شاید موفق به بهره برداری کامل از امکانات کشت نمیشود. در این موارد میتوان گفت که هر گیاهی دارای سیستم ریشهای خاص است که فقط قادر به بهره داری از آب و مواد غذایی موجود در طبقه معین از خاک میباشد مثلا گندم دارای ریشه افشان بوده و مواد غذایی مواد را از طبقات سطحی زمین بدست میآورد در صورتی که کاهو و هویج با دارا بودن ریشه راست از قسمت عمق خاک مواد غذایی لازم را تهیه میکنند.
ضمنا کوتاه بودن دوره نمو و گسترش کم و محدود ریشهها در بعضی از گیاهان زراعی نیز از عوامل دیگری هستند که بهره برداری از امکانات زمین و کشت را دچار اشکال میسازند و چه بسا همین موضوع موجب کندی نمو برگها شده و در نتیجه گیاه نتواند از آفتابی که در دسترس دارد به اندازه کافی استفاده نماید. در چنینی حالاتی علفهای هرز قادرند به راحتی از این منبع استفاده نماید. بعضی از علفهای هرز رشد و نموی همانند گیاهان زراعی دارند.
بطوری که دانههای آنها همزمان با دانههای گیاهان زراعی میرسند و درو میشوند و در موقع کشت نیز همراه با آنها کاشته میشوند، مانند بعضی واریتههای نی که در زراعتهای گیاهان زراعی مانند ذرت ، قیاق ، میرویند و نظیر آنها رشد کرده و سنبلههایشان همزمان با آنها میرسد. در حالی که دوره خواب و قابلیت شکنندگی ساقه این علفهای هرز بیش از قیاق است.
تکثیر گیاهان هرز
تکثیر گیاهان هرز به دو طریق جنسی و غیرجنسی صورت میگیرد در انتشار و گسترش گیاهان هرز چند ساله تکثیر به طریق رویشی یا غیرجنسی نقش بسیار مهم دارد.
تکثیر رویشی
بسیاری از گیاهان هرز ، مانند بعضی از گیاهان تیره گندمیان و پهنبرگان ، یا دارای ساقه زیرزمینیاند (غده یا ریزوم) و یا دارای ریشههایی هستند که بطور افقی در خاک قرار میگیرند و در فواصل معینی ساقههایی تولید مینمایند. گیاه نوپا در این قبیل موارد ممکن است در فاصله چندین ده سانتیمتر از گیاه مادر به حیات خود ادامه دهد. در مبارزه و لگام این گیاهان قسمتهای زیرزمینی آنها را نباید از نظر دور داشت زیرا پس از نابودی قسمتهای هوایی ، زندگی گیاه با قسمتهای زیرین مجددا آغاز میشود، از این رو مبارزه باید به نحوی صورت گیرد که قسمتهای موجود در خاک در معرض علفکش قرار گیرند.
انواع مهم ساقههای زیرزمینی
-
ریزومها: ریزومها تا حدودی به ریشههای سطحی شباهت دارند ولی داشتن گرهها و همچنین برگهای فلسی موجب تمایز آنها از ریشههای سطحی میگردد. علاوه بر آن ساختمان تشریحی ریزومها مانند ریشههای سطحی نبوده و بدین طریق تشخیص این دو نوع از یکدیگر امکانپذیر است. ریزومها معمولا باریک بوده و بطور افقی در خاک گسترش مییابند. یکی از علل گسترش شدید گیاهانی مانند پیچک صحرایی و کنگر صحرایی به طریق رویش ریزوم در این گیاهان میباشد.
-
ساقه کورمی: در گیاهانی که ساقه کورمی دارند ساقههای کوتاه ، عمودی و متورم هستند و برگهای هوایی در قسمت بالا و انبوه ریشههای نابجا در قسمت پایین قرار دارند. در اویارسلام ساقه سوخ مانند آنها از یک قسمت توسط برگهای واقع در پایین گیاه پوشیده شده است و از قسمت دیگر ، نزدیک به سطح خاک ، بوسیله ریزوم به غدههای زیرزمینی متعددی که زنجیرهوار بوسیله ریزومها به یکدیگر مربوط میشوند اتصال مییابند.
-
سوخها: در سوخها که از ساقههای زیرزمینی محسوب میشوند جوانهها در زیرزمین و همراه با فلسهای متورم و محوری کوتاه قرار دارند. مانند پیاز وحشی و سیر وحشی. این گیاهان هرز وحشی که شباهت زیادی به پیاز معمولی و یا سیر معمولی دارند بطور قابل ملاحظهای از آنها کوچکترند.
اکثر ریشهها ، ریزومها ، غدهها ، سوخها ، کورمها مقاوم به سرمای زمستان بوده و در چند ساله شدن این گیاهان در مناطقی که دارای زمستان سرد هستند نقش اساسی دارند. انواع فوقالذکر چه به طریق رویش طبیعی و چه به طریق مصنوعی بوسیله انسان و حیوانات قادر به تکثیر هستند. وسایل کشت و زرع که برای آماده کردن زمین در مزارع بکار میروند، یکی از عوامل انتشار ریشههای خزنده و ساقههای زیرزمینی و خزنده هستند.
تکثیر زایشی
تکثیر جنسی توسط دانه صورت میگیرد. ساختمان دانه گیاهان هرز مانند گیاهان دیگر شامل و مواد غذایی است که در آلبومین یا درون لپهها ذخیره میگردد و غشایی اطراف آنها را میپوشاند. اندازه دانههای گیاهان هرز یکنواخت نبوده و وزن دانهها هم از چند میلیگرم تا چند گرم متغیر میباشد. تعدادی از گیاهان بطور موروثی به مقدار زیادی دانه تولید میکنند در حالی که تعداد دیگر ذاتا از تولید دانه ناتوانند. در این مورد مثالهایی را میتوان ذکر کرد: یک گیاه خردل وحشی مولد حدود نیم میلیون دانه و یک چسب یا گاورس مولد حدود 150 هزار دانه و یک تاج خروس سفید که به وفور در ایران یافت میشوند مولد حدود 6 تا 10 میلیون دانه میباشند.
عوامل موثر در تولید دانه گیاهان
-
شرایط محیطی که گیاهان در آن به رشد و نمو خود ادامه میدهند در مقدار تولید دانه بطور موثری دخالت دارند. در این مورد به عنوان مثال میتوان از گونه شقایق وحشی نام برد. اگر در پایه گل شقایق وحشی با صفات ژنتیکی مشابه در شرایط مختلف از نظر حاصلخیزی خاک به رشد و نمو خود ادامه دهند ملاحظه میشود که گونه واقع در شرایط نامساعد فقط یک کپسول که حاوی چهار دانه دست تولید مینماید، در حالی که از گیاه دیگر در شرایط مناسب 400 کپسول که هر کدام بیش از 2000 دانهرست تولید میگردد.
-
اثر علفکشها یا مواد تنظیم کننده نمو درون گیاهان ، ممکن است موجب افزایش یا کاهش تولید دانه شود. این اثرات به نوع ماده شیمیایی ، مقدار مواد مصرفی ، نوع گونه گیاهی ، مرحله نمو و زمان استفاده از مواد شیمیایی بستگی دارد. مواد شیمیایی یا مواد تنظیم کننده نمو پس از مصرف در روی گیاهان به مناطق فعال گیاه انتقال مییابند. در گیاهان جوان که بافتها و اندامها دارای نموی سریع هستند، مواد شیمیایی به سهولت در پیکر گیاه جابجا میشوند.
ولی در گیاهان بالغ که نمو طولی در دو انتهای گیاه یعنی ساقعه و ریشه متمرکز میباشد مواد شیمیایی فقط در دو منطقه انتهایی جمع میگردند، اگر در زمان مصرف علفکش در سیستم انتهایی گیاه در مراحله پیدایش جوانههای گل باشد مواد شیماییی به این نقطه منتقل میگردند و در چنین مرحلهای که جوانه گل در فعالیت حیاتی شدید میباشد، گیاهکشها همراه هیدراتهای کربن ، پروتئینها و سایر مواد که در تشکیل گل نقش موثر دارند در طول گیاه به حرکت درآمده و به شدت به سلولهای مریستمی سازنده قطعات مختلف گل یا به سلولهای جوانه گل که در آغاز شکوفایی و یا قبل از گل کردن هستند صدمه میزنند. در صورتی که مواد شیمیایی چند روز یا چند هفته زودتر یا دیرتر از زمان پیدایش نخستین آثار جوانههای گل استعمال میشوند به گل و میوهها کمتر آسیب میرسانند، زیرا در آن زمان محل فعالیت نموی در نقطه دیگری از گیاه قرار دارد.
اگر گیاهکشها زمانی زودتر از شکوفایی گل مصرف شوند در کاهش مقدار دانهها بسیار موثر خواهند بود. استعمال و پاشیدن گیاهکش شیمیایی 2 - 4 - D روی گندم در مرحله دانه بستن موجب اتلاف 30 تا 50 درصد محصول میگردد، در حالی که ظاهرا به نظر میرسد که برگها و ساقهها تحت تاثیر این گیاهکش قرار نگرفتهاند. همچنین سمپاش خردلها با گیاهکش 2- 4 - D در مراحل آخر شکوفایی گل یا قبل از تشکیل خورحین موجب کاهش حدودی 50 درصد محصول میگردد، دانههای حاصل از چنین گیاهانی که قادر به ادامه حیات میباشند در حدود 2 درصد است، در حالی که 68 درصد دانههای حاصل از گیاهان شاهد به خوبی قادر به ادامه نمو طبیعی خود هستند.
آشنایی اجمالی با علف کش های مهم
آترازین Atrazine
یکی از پر مصرفترین علفکشهای رایج دنیا است جهت کنترل بسیاری از کشیده برگها وپهن برگها (سلمه، خرفه، تاج خروس، پیچک صحرایی، سوروف، قیاق، گاو چاق کن و...) استفاده می شود. آترازین علفکشی است از گروه تری آزین که به سرعت توسط ریشه جذب و از طریق آپوپلاست انتقال می یابد. آترازین همچنین از طریق برگ نیز جذب می شود ولی انتقال آن صفر می باشد. آترازین درایران با نام تجاری گزاپریم (Gesaprim) و با فرمولاسیون WP80% به بازار عرضه می گردد.
موارد مصرف:
1) آترازین+ آلاکلر جهت مبارزه باعلفهای هرز مزارع ذرت
2) آترازین+ آمترین جهت مبارزه باعلفهای هرز مزارع نیشکر
3) آترازین+ بروماسیل جهت مبارزه باعلفهای مناطق غیرمزروعی
مقدار مصرف درهکتار:
1) یک تا 1.5 کیلوگرم آترازین+ 5لیتر آلاکلر قبل از کاشت ذرت مخلوط با خاک ویا بلافاصله بعد از کاشت و قبل از رویش ذرت
2) پنج کیلوگرم آترازین به تنهائی یا مخلوط با 4 کیلوگرم آمترین هنگام کشت بعد از ظهور علفها در کشت نیشکر
3) 30کیلوگرم آترازین+15کیلوگرم بروماسیل پس از رشد علفها در مناطق غیرمزروعی
مشاهده کامل موضوع در ادامه مطلبع
توفوردی(2,4-d)
علف کشی از گروه فنوکسی استیک اسید(اکسین) است که مهمترین فنوکسی ها است. توفوردی اساساً به عنوان یک علف کش پس رویشی، برای مهار علفهای هرز یکساله و چند ساله ی پهن برگ (خردل و تربچه وحشی، انواع شقایق، پنیرک، سلمه تره، پیچک، ماستونک،کنگر وحشی، شیرین بیان و ...) در گیاهان زراعی کشیده برگ و زمینهای غیر زراعی استفاده می شود. همچنین برای مهار علفهای هرز آبزی مصرف می شود. در غلظتهای خیلی اندک، به عنوان یک ماده تنظیم کننده رشد مورد استفاده قرار می گرفته است. هر دو نوع انتقال اپوپلاست وسیمپلاست را دارا می باشد.
توصیه شده:
جهت کنترل علفهای هرز پهن برگ مزارع گندم، جـــو، برنج، ذرت و نیشکر
مقدار مصرف:
1) در مزارع گندم و جو2-1 لیتر در هکتار از پنجه زدن تا تشکیل ساقه
2) در مزارع برنج 3-1.5 لیتر، 7-5 برگی شدن برنج
3) در مزارع ذرت 1.5 لیتر توفوردی بعد از رویش علفها و7-5 برگی شدن ذرت
4) برای نیشکر محلول 2تا2.5 درصد و مخلوط با دالاپون برای کنترل علفهای هرز پهن برگ
دالاپون(Dalapon)
دالاپان از گروه Aliphatic بازدارنده رشد و نمو ریشه و ساقه گیاه می باشد که در گیاهان انتخابی به صورت سیستمیک در می آید. دالاپون بر ضد کشیده برگها به ویژه لویی و حلفه موثر است. جذب آن از راه ریشه و اندام هوایی و انتقال آن هم از طریق اپوپلاستیک و هم از راه سیمپلاستیک صورت می گیرد. دالاپان بسیار جاذب الرطوبه است وحتماً باید در ظروف عایق نگهداری شود.
دالاپان با نام تجاری باسفاپن(Basfapon) و به فرمولاسیون SP80% موجود است.
توصیه شده:
جهت کنترل علفهای هرز کشیده برگ باغات میوه، نیشکر و زمینهای غیرمزروعی
مقدار مصرف:
1) برای درختان میوه Kg10- 8 sp80% درهکتار بعد از رویش علفها
2) برای علفهای هرز نیشکر محلول 2% هنگام کشت بعد از ظهور علفها
3) برای اراضی غیر مزروعی30-50 kg در هکتار پس از رشد علفها
دینیترامین(Dinitramine)
علفکشی از گروه دی نیتروآنیلین ها که جذب آن از طریق ریشه است اثر آن مانع جوانه زدن بذر و بازدارنده رشد ریشه است. در کنترل کشیده و پهن برگها (تاج خروس، خرفه، آفتاب پرست، ...) در پنبه و سویا موثر است. دی نیترامین با نام تجاری کوبکس(Cobex) با فرمولاسیون EC25% موجود می باشد.
توصیه شده:
جهت کنترل علفهای پهن برگ پنبه و سویا
مقدار مصرف:
3لیتر در هکتار برای پنبه و سویا به صورت PPI
دیورون(Diuron)
دیوران از گروه اوره ها است. دیوران در میزانهای اندک، به صورت علفکشی انتخابی سیستمیک و خاک مصرف در بسیاری از گیاهان زراعی برای مهار بسیاری از علفهای هرز پهن برگ یکساله بهره جویی گسترده دارد. دیورون به فرمولاسیون WP80% و نام تجارتی کارمکس(Karmex) در بازار عرضه می شود.
توصیه شده:
علیه علفهای هرز نیشکر و پنبه
مقدار مصرف:
3-1.5 کیلوگرم در هکتار قبل از رویش علفهای هرز
ستـــوکسیـــدیــم (Sethoxydim)
علفکشی از گروه سیکلوهگزیندیون، که روی کشیده برگها در مزارع محصولات پهن برگ موثر است. با جلوگیری از رشد جوانه انتهایی و به صورت سیستمیک و انتخابی عمل می کند. قابل ذکر است که مصرف ستوکسیدیم در زراعت نخود ایجاد گیاه سوزی می کند. ستوکسیدیم به فرمولاسیون EC12.5% وبانام تجارتی نابو- اس به بازار عرضه می شود.
توصیه شده:
علیه علفهای کشیده برگ در مزارع پهن برگ(سورف در چغندر قند)
مقدار مصرف:
1) 3 لیتر درهکتار هنگام 5-3 برگی علف در چغندر قند
2) 3- 2 لیتر در هکتار هنگام 5- 3 برگی کشیده برگها در مزرعه پیاز
3) 3 لیتر در هکتار 6-3 برگی باریک برگها در کلزا، دما بالاتر از 10درجه سانتیگراد
سیکلوکسیدیم(Cycloxydim)
علفکشی از گروه سیکلوهکزیندیون ها است. این علفکشها پس رویشی انتخابی هستند. بیشتر کشیده برگهای یکساله و چندساله را بدون آسیب رساندن به بیشتر گیاهان پهن برگ ویا جگن ها مهار می کنند. سیکلوکسیدیم به فرمولاسیون EC10% و نام تجاری فوکوس Focus در ایران عرضه می شود.
توصیه شده:
علیه علفهای کشیده برگ در مزارع پیاز
مقدار مصرف:
1.5- 1 لیتر درهکتار بعد از رویش علفهای هرز، 5- 4 برگه بودن علف
فلم پروپ-ام-ایزوپروپیل (Flam prop-M-isopropyl)
سمی است از گروه آریل آلانین، سیستمیک، انتخابی و بازدارنده تقسیم سلولی. علفکشی پس رویشی جهت کنترل کشیده برگها است. بانام تجاری سافیکس Suffix BW موجود است.
توصیه شده:
جهت کنترل علفهای هرز به ویژه یولاف وحشی در مزارع جو و گندم
مقدار مصرف:
3لیتر در هکتار از سه برگی شدن تا ساقه رفتن گندم
فلوآزیفوپ پی بوتیل (Fluazifop-P-butyl)
علفکشی از مشتقات پروپیونیک اسید است که از رشد مریستم انتهایی جلوگیری می کند. روی نازک برگها(قیاق، سوروف، دورنه، انواع یولاف و ارزن وحشی، انواع خونی علف) به صورت پس رویشی موثر است. به فرم EC12.5% و نام تجارتی فوزیلید Fusilad در بازار عرضه می گردد.
توصیه شده:
جهت کنترل علفهای هرز نازک برگ چغندر قند
مقدار مصرف:
3لیتر در هکتار هنگام 5- 3 برگی شدن علف
کلریدازون Chloridazon
علفکشهای کلریدازون، نورفلورازون و پیرازون از گروه پیریدازینون ها می باشند. انتقال آن در آپوپلاست و به صورت انتخابی سیستمیک است. با نام تجارتی پیرامینPyramin وبا فرمولاسیون DF65% به بازار عرضه می گردد.
توصیه شده:
جهت کنترل علفهای هرز پهن برگ یکساله در مزارع چغندرقند و چغندرلبویی، قبل از کاشت یا قبل از رویش و یا بعداز رویش چغندرقند
مقدار مصرف:
قبل از جوانه زدن علف هرز تا مرحله 4برگی چغندر 5- 4 کیلوگرم درهکتار
کلودینافوپ پروپارژیل Clodinafop propargyl
علفکشهای کلودینافوپ پروپارژیل، فنوکاساپروپ، فلوازیفوپ، هالوکسی فوپ و کویزالوفوپ از گروه آریلوکسی فنوکسی می باشند. علف کش های این گروه پس رویشی انتخابی برای مهار کشیده برگها در گیاهان زراعی پهن برگ هستند. برخی نیز در کنترل علفهای هرز کشیده برگ غلات استفاده می شوند. کلودینافوپ پروپارژیل در کنترل علفهای هرز کشیده برگ مزارع گندم استفاده می شود؛ در صورتی که گیاه زراعی جــو به این علفکش حساس است. ازاین خصوصیت انتخابی جهت کنترل گیاه خودرو جـــو در مزارع گندم می توان استفاده کرد.
کلودینافوپ پروپارژیل با نام تجارتی تاپیکTopik وبه فرمولاسیون EC8% به بازار عرضه می شود.
توصیه شده:
علیه کشیده برگهای یکساله(یولاف وحشی، خونی علف، چچم و دم روباهی) در مزارع گندم. از مصرف آن در مزارع جــــو خوداری شود.
مقدارمصرف:
1 لیتر در هکتار حداکثر تا پنجه زنی. با استفاده از سمپاش پشت تراکتوری
لینورون Linuron
علفکشی از گروه اوره ها ، مانع عمل فتوسنتز، قابل استفاده در خاک و روی شاخ و برگ گیاه هرزه که به صورت انتخابی سیستمیک عمل می کند. لینورون با نام تجاری آفــالن Afalon موجود است.
توصیه شده:
جهت کنترل علفهای هرز (دومنظوره) مزارع هویج، نخود، ذرت، سیب زمینی، آفتاب گردان، سویا، نیشکر و پنبه
مقدارمصرف:
2 لیتر در هکتار برای مزارع نخود جهت کنترل پهن برگها
آترازین Atrazine
یکی از پر مصرفترین علفکشهای رایج دنیا است جهت کنترل بسیاری از کشیده برگها وپهن برگها (سلمه، خرفه، تاج خروس، پیچک صحرایی، سوروف، قیاق، گاو چاق کن و...) استفاده می شود. آترازین علفکشی است از گروه تری آزین که به سرعت توسط ریشه جذب و از طریق آپوپلاست انتقال می یابد. آترازین همچنین از طریق برگ نیز جذب می شود ولی انتقال آن صفر می باشد. آترازین درایران با نام تجاری گزاپریم (Gesaprim) و با فرمولاسیون WP80% به بازار عرضه می گردد.
موارد مصرف:
1) آترازین+ آلاکلر جهت مبارزه باعلفهای هرز مزارع ذرت
2) آترازین+ آمترین جهت مبارزه باعلفهای هرز مزارع نیشکر
3) آترازین+ بروماسیل جهت مبارزه باعلفهای مناطق غیرمزروعی
مقدار مصرف درهکتار:
1) یک تا 1.5 کیلوگرم آترازین+ 5لیتر آلاکلر قبل از کاشت ذرت مخلوط با خاک ویا بلافاصله بعد از کاشت و قبل از رویش ذرت
2) پنج کیلوگرم آترازین به تنهائی یا مخلوط با 4 کیلوگرم آمترین هنگام کشت بعد از ظهور علفها در کشت نیشکر
3) 30کیلوگرم آترازین+15کیلوگرم بروماسیل پس از رشد علفها در مناطق غیرمزروعی
آلاکُلر Alachlor
آلاکلر علفکشی است برای کنترل کشیده برگهای یکساله وتعدادی از پهن برگهای یکساله و اویارسلام. آلاکلر از گروه 2کلرواستاینیلید(آمید) که به صورت انتخابی، سیستمیک وباز دارنده رشد مریستم عمل می کند. کشیده برگها عمدتاً از راه اندام هوائی وپهن برگها از طریق ریشه این علفکش را جذب می کنند. انتقال عمدتاً آپوپلاستیک است اما به صورت معمول در سیتوپلاسم نیز صورت می پذیرد. آلاکلر با نام تجاری لاسو(Lasso) وبا فرمولاسیون EC48% به بازار عرضه می شود.
موارد مصرف:
همراه آترازین جهت مبارزه با علفهای هرز ذرت
مقدار مصرف:
5لیتر آلاکلر+ 1تا1.5کیلوگرم آترازین قبل از کاشت بصورت مخلوط با خاک و یا بلافاصله بعد از کاشت قبل از رویش علف هرز
آمترین Ametryn
علفکشی است دو منظوره که جهت کنترل بسیاری از کشیده برگها وپهن برگها (سلمه، خرفه، تاج خروس، پیچک صحرایی، سوروف، قیاق، گاو چاق کن،پنیرک و...) به خصوص در مزارع نیشکراستفاده می شود. آمترین علفکشی است از گروه تری آزین که به سرعت توسط ریشه جذب و از طریق آپوپلاست انتقال می یابد؛ وبه صورت انتخابی، سیستمیک و بازدارنده عمل فتوسنتزموثر است. آمترین با نام تجاری گزاپاکس(Gesapax) وبا فرمولاسیون WP50% به بازار عرضه می شود.
موارد توصیه:
جهت کنترل علفهای مزارع نیشکر
مقدار مصرف:
5کیلوگرم آترازین+ 4کیلوگرم آمترین هنگام کشت بعد از ظهور علفها قبل از رویش یا بعد از رویش
اتال فلورالین Ethalfluralin
علفکشی است دومنظوره، انتخابی، بازدارنده رشد مریستم انتهائی که در خاک کاربرد دارد. اتال فلورالین علفکشی از گروه دی نیتروآنیلین که حتی یک سال بعد از استفاده به گیاه بعدی (در صورت حساسیت) خسارت وارد می کند. برای جلوگیری از خسارت قبل از کشت گیاه بعدی از شخم عمیق استفاده میشود. اتال فلورالین برای کنترل تاجریزی، انواع تاج خروس، سلمه، انواع ارزن وحشی، سوروف، پنیرک، گاوپنبه و قیاق موثر است. اتال فلورالین با نام تجاری سونالان(Sonalan) و فرمولاسیون EC33.3% به بازار عرضه می شود.
موارد توصیه:
جهت کنترل علفهای هرز پنبه، آفتابگردان و سویا (قبل از کاشت)
مقدار مصرف:
1) برای علفهای هرز پنبه وآفتابگردان2 تا 3 لیتردر هکتار(عمق 8تا10 سانتیمتر)
2) برای علفهای هرز سویا 2تا3 لیتر اتال فلورالین + 600گرم متری بوزین در هکتار قبل از کاشت مخلوط با خاک
استوکلر Acetochlor
علفکشی است انتخابی، بازدارنده سنتز پروتئین و مانع تقسیم سلولی. علفهای پهن برگ مزارع ذرت بخصوص تاج ریزی رابه خوبی کنترل می کند. استوکلر از گروه استامید می باشد. این سم با نامهای تجاری اسنیت(Acenit) به فرم EC50% و سورپاس(Surpass) با فرمولاسیونEC76% به بازار عرضه می شود. سورپاس دارای 5.7% ایمن کننده(Safener) به نام دای کلرامید است.
موارد مصرف:
کنترل علفهای هرز مزارع ذرت
مقدار مصرف:
1) اسنیت 4تا5 لیتر در هکتار
2) سورپاس 3.5-2.75 لیتر در هکتار بسته به نوع خاک
اگزادیــازون Oxadiazon
علفکشی است تماسی، انتخابی که در مزارع برنج علیه سوروف، تیرکمان آبی، انواع سیرپوس(پیزور)، انواع اویارسلام و قاش واش استفاده می شود. این علف کش از گروه اگزا دی آزول می باشد. اگزادیازون با نام تجاری رونستار(Ronstar) وبه فرمولاسیونهای G2% و SL12% و EC25% به بازار عرضه می شود.
موارد مصرف:
علیه علفهای هرز مزارع برنج
مقدار مصرف:
4- 3.5 لیتر در هکتارSL12% تا قبل از دو برگی شدن سوروف
ای پی تی سی(eptc)
علفکشی از گروه تیوکاربامات که به صورت انتخابی، سیستمیک عمل کرده وعلیه علفهای هرز کشیده برگ وپهن برگ یک ساله و اویارسلام استفاده می شود. مصرف تنهایی آن در ذرت باعث ازبین رفتن گیاه محصول می شود بنابراین به آن safner اضافه می کنند. جذب آن توسط بذرها، ریشه ها و اندامهای هوایی در حال رویش صورت می گیرد. EPTC با نام تجاری ارادیکان (Eradican) و به فرم EC82% به بازار عرضه می شود.
موارد مصرف:
کنترل علفهای هرز یونجه، شبدر، اسپرس و ذرت
مقدار مصرف:
1) 6-3 لیتر در هکتار در مزارع یونجه، شبدر، اسپرس
2) 6-4 لیتر در هکتار قبل از کشت مخلوط با خاک جهت علفهای هرز ذرت
ایمازامتابنزمتیل(Imazamethabenz methyl)
علفکشی دو منظوره از گروه ایمیدازول، انتخابی، سیستمیک و بازدارنده رشد مریستم انتهایی است. این علفکش به صورت پس رویشی، بیشتر برای کنترل کنگر وحشی استفاده می شود. ایمازامتابنزمتیل با نام تجاری آسِرت(Assert) و با فرمولاسیون SC25% به بازار عرضه می شود.
موارد مصرف:
کنترل علفهای پهن برگ وکشیده برگ گندم
مقدار مصرف:
2.5 – 2 لیتر پس رویشی، در مراحل اولیه رشد
بروموکسینیل(Bromoxynil)
علف کشی از گروه نیتریل(Nitril) که به صورت تماسی(کمی سیستمیک)، انتخابی، پس رویشی برای کنترل علفهای هرز پهن برگ یک ساله استفاده می شود. جذب توسط برگها به آسانی صورت می گیرد اما انتقال محدود است. برموکسینیل با نامهای تجاری پاردنر(Pardner) و برومینال(Brominal) وبا فرمولاسیون SL22.5% به مصرف می رسد.
موارد مصرف:
علیه علفهای پهن برگ گندم
مقدار مصرف:
2.5 لیتر در هکتار در مرحله 4-2 برگی به صورت پس رویشی
بنسولفورون متیل(Bensulfuron methyl)
علفکشی از گروه سولفونیل اوره است. که انتخابی،سیستمیک است و مانع از تقسیم سلولی ورشد گیاه می شود. برای کنترل بسیاری از پهن برگها و جگنها وکشیده برگهای یکساله در مزارع برنج استفاده می شود. این سم با نام تجاری لونداکس(Londax) وبا فرمولاسیون DF60% به بازار عرضه می شود.
موارد مصرف:
علیه علفهای هرز پهن برگ و جگنها در مزارع برنج
مقدار مصرف:
75-50گرم در هکتار از یک تا سه برگی شدن برنج و مراحل اولیه رویشی علفها تا زمان 3 برگی شدن علف
نتـازون(Bentazone)
علفکشی از گروه بنزوتیودیازون که نحوه اثر آن تماسی انتخابی است. این سم در کنترل پهن برگهایی چون تربچه وحشی، توق ، گاوپنبه و اویارسلام درمزارع لوبیا وسویا موثر است. مصرف آن پس رویشی می باشد. برای سمپاشی با بنتازون آب مزرعه برنج باید تخلیه شود. بنتازون با نام تجاری بازاگران(Basagran) و فرمولاسیون SL48% به بازار عرضه می شود.
موارد مصرف:
جهت کنترل پهن برگها و اویارسلام در زراعت برنج، سویا، یونجه و لوبیا
مقدار مصرف:
1) 5-3 لیتر در هکتار در مزارع برنج در مرحله 5 تا7 برگی
2) 2.5 -2 لیتر درهکتار در مزارع سویا بعد از 3-2 برگی شدن سویا
3) 2.5 تا 3 لیتردر هکتار در مزارع یونجه و شبدر
بوتاکلر Butachlor
علفکشی از گروه کلرواستانیلید(آمید) که نحوه اثر آن به صورت انتخابی سیستمیک است. بوتاکلر روی کشیده برگهای یکساله(سوروف و...) و بعضی ازپهن برگها در زراعت برنج موثر است. اثر این سم به میزان آبی که در دسترس گیاه می باشد بستگی دارد لذا برای کسب نتیجه بهتر باید بعد از بارندگی و یا بعد از آبیاری و در زراعتهای برنج بعد از آب تخت نمودن برنج مصرف شود. بوتاکلر بانامهای تجاری ماچتی- ای ان(Machete-EN) به فرم EW60% و ماچتی(Machete) به فرمولاسیون EC60% در بازار موجود است.
موارد مصرف:
جهت کنترل علفهای هرز یکساله کشیده برگ وبعضی پهن برگهادر زراعت برنج، قبل از رویش درمزرعه وخزانه
مقدار مصرف:
4-3 لیتر درهکتار، 7-4 روز پس از نشا
پاراکوات Paraquat
علفکشی از گروه بی پیریدیل(Bipyridyliums) که نحوه اثر آن تماسی با کمی اثر جابجایی و انتقال آن فقط از راه آپوپلاستیک می باشد. پاراکوات از طریق اندام سبز هوایی به سرعت جذب می شود بطوری که بعد از 5ساعت ریزش باران دیگر بروی علف هرز تاثیر منفی در جذب سم ندارد. پاراکوات به غشاء سلولی و سیتوپلاسم آسیب می رساند در نتیجه بسرعت باعث پژمردگی و خشک شدن اندام هوایی می شود. پاراکوات خیلی سریع در خاک غیر فعال میشود. سمپاشی بهتر است در ساعات آفتابی وغیرابری انجام شود. گزارشهایی گویای و مرگ در نتیجه ی خوردن میزانی اندک از کنسانتره ی مایع داده شده است. مرگ و میر، عمدتاً براثر فیبره شدن پیشرفته ی ششها همراه با آسیب کبد و کلیه نتیجه شده است.
پاراکوات با نام تجارتی گراماکسون(Gromoxone) و فرمولاسیون SL20% در بازار موجود است.
موارد مصرف:
علیه علفهای هرز(پهن برگ و باریک برگ) درختان میوه هسته دار و مرکبات، سس یونجه و شبدر و اسپرس، نیشکر و سیب زمینی
مقدار مصرف:
برای درختان رزاسه و مرکبات 5-3 لیتر در هکتار وقتی ارتفاع علفها 15-10 سانتی متر است.
برای سس یونجه وشبدر5-3 لیتر در هکتار بعد از رویش سس
برای نیشکر 5-3 لیتر در هکتار
برای سیب زمینی 3 لیتر در هکتار بعد از سبز شدن علف و قبل از رویش سیب زمینی
پرومترین Prometryn
از گروه تری آزین است. علفکشی انتخابی است، مه برای مهار بسیاری علفهای هرز یک ساله ی کشیده برگ و پهن برگ در کرفس، پنبه و نخود مورد استفاده قرار میگیرد. پرومترین بازدارنده عمل فتولیز آب در پدیده فتوسنتز است. این سم با نام تجاری Gesagard وفرمولاسیون WP80% مصرف می شود.
پیکلورام Picloram
علفکشی از گروه پیریدین کربوکسیلیک اسید است که بصورت انتخابی سیستمیک اثر می گذارد. بروی بسیاری از علفهای چوبی وپهن برگ یکساله وچندساله موثر است در حالی که کشیده برگها را مهار نمی کند. پیکلورام به آسانی هم در سیمپلاست وهم آپوپلاست انتقال می یابد. نشانه سمیت آن حالت اپی ناستی در برگ علف هرز می باشد(شبیه2 4 D). یکی از دلایل محدودیت آن پایا بودن آن در خاک است. قابل توجه است تا شعاع 20 متری از محل سمپاشی کلیه گیاهان خشک می شوند؛ این سم بیشتر در فرودگاه ها مصرف می شود. پیکلورام با نام تجاری توردون22کا (Tordon 22K) و با فرمولاسیون L21.6% در بازار وجود دارد.
موارد مصرف:
علیه علفهای هرز پهن برگ اراضی غیر مزروعی و تاسیسات صنعتی
مقدار مصرف:
10تا15 لیتر درهکتار. بعد از سمپاشی آبپاشی مستقیم شود .
www.newfarmeurmiya.wordpress.com
dr'alireza farajzadeh
برچسبها: بيماريهاي مهم گوجه فرنگي, پیکلورام Picloram
.: Weblog Themes By Pichak :.


