علائم
قارچ Cytospora سبب تشکیل شانکرها در بخش های هوایی یک درخت، از جمله تنه، شاخه های چوب بست، ( شکل 1 )، ترکه ها یا شاخه های کوچک ( شکل 2 ) و ساقه های کوچک میوه ده می شود. این قارچ ها، مهاجمان اصلی درختان هلو نمی باشند و قادر به حمله به پوست درختان هلوی سالم نمی باشند. قارچ Valsa نیازمند زخم ها و بخش های مرده در پوست درخت می باشند تا خودشان را برقرار کنند. زمانی که آنها برقرار می شوند، صمغ در نقطه ی آلودگی تراوش می کند ( شکل 2 و 3 ). این صمغ، در ابتدا با رنگ کهربایی روشنی می باشد که که بتدریج به قهوه ای تیره تبدیل می شود. زیر صمغ، زخم نکروتیک ( بافت مرده ) کوچکی ظاهر می شود. زخم بتدریج بر اثر متلاشی شدن بافت پوست درونی بزرگ می شود. شانکرهای قدیمی معمولاً بیضی شکل می باشند ( شکل 4 )، بخاطر اینکه زخم ها در حالت عمودی، سریع تر از حالت افقی گسترش می یابند. پوست بیرونی در شانکرهای قدیمی، عموماً شکسته و درهم ریخته می باشد در حالی که در شانکرهای تازه، غیر ازنقاط گموزی، سالم می ماند.
شانکر سال به سال به گسترش خود ادمه خواهد داد. شانکر بواسطه ی تهاجم پی در پی بافتهای سالم مجاور که توسط قارچ ها طی دوره ی رشدی مساعد صورت می گیرد، گسترش می یابد. هر بهار، رشد میزبان سبب ایجاد حلقه ی پینه ای یا کالوس می شود تا پیرامون شانکر به عنوان یک مکانیسم دفاعی شکل گیرد. تعداد این حلقه ها سن شانکر را مشخص خواهد کرد. رشد دائم و پیوسته ی قارچ، سرانجام شاخه ها یا اندام های تحت تأثیر قرار گرفته را احاطه می کند که سبب مرگ آن می شود ( شکل 4 ).
علاوه بر شانکرها، Cytopora نیز در فصل بهار سبب علائم مرگ دوباره یا die back در ترکه ها می شود. ترکه هایی که تحت تأثیر قرار گرفته اند، از رنگ قهوه ای مایل به زرد روشنی die back می شود که شانکر ترکه های پوشیده با صمغ می باشد ( شکل 2 ).
دوره ی بیماری
Cytospora spp در بافت های شانکر یافته یا پوسیده و ترکه های مرده زیست می کند و در تمام طول سال در سطوح درختان هلو یافت می شود. بخش های میوه ده معروف به pycnidia در سطوح پوسیده تشکیل می شوند. پیکنیدها همچون نقطه های سیاه کوچکی که در پوست درخت جاسازی شده اند، با چشم غیر مسلح قابل مشاهده هستند. هر پیکنیدیوم حاوی هزاران پیکنیدیوسپور کوچکی است که طی فصول مرطوب همچون ریشه پیچک های طویلی تراوش می کنند ( بیرون می آیند ). اسپور ها در بافتهای پوستی آسیب دیده توسط باران، حشرات، ماشین آلات، کارگران مزرعه، ابزار آلات هرس و پرندگان، پخش می شوند. اسپورها رشد می کنند و زمانی که شرایط دما و رطوبت مساعد است، شروع به آلودگی های جدیدی می کنند. شرایط بهینه و مطلوب برای گسترش Cytospora cincta معمولاً در بهار، زمانی که میانگین درجه حرارت 64 تا 70 درجه ی فارنهایت ( 18 تا 21 درجه ی سانتیگراد ) است، می باشد.
آلودگی توسط C. leucostoma با درجه حرارت های گرمتر ( مقدار مطلوب 81 درجه ی فارنهایت یا 28 درجه ی ساتیگراد ) که در اواخر تابستان یا اوایل پائیز رخ می دهد، مساعد تر است. پیکنید جدید، 7 تا 8 هفته پس از آلودگی شکل می گیرد، از اینرو سیکل یا چرخه را تکمیل می کند.
حساسیت یا مستعد بودن
شانکر دائمی یا چند ساله، همچون سایر میوه های هسته دار یا استون فروت مثل آلو، گوجه، زردآلو و گیلاس، هلو ها را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. واریته های هلو از باب حساسیتشان نسبت به شانکر دائمی یا چند ساله، تغییر می کنند. واریته های مقاوم به زمستان که به سرعت برگریزی می کنند، و آنهایی که به سرعت خوب می شوند، کمترین میزان آلودگی را نشان می دهند.
کنترل
-
زمانی که باغی را احداث می کنید، از مکان های با آب قلیایی اندک اجتناب کنید. این مکان ها زهکشی هوا و آب نامرغوبی دارند و احتمال آسیب زمستانی را افزایش می دهند. درختان هلو، شلیل، آلو، گوجه، زردآلو و گیلاس سست را که در مجاور ( به اندازه ی یک چهارم تا یک سوم یک مایل ) می باشند را از بین ببرید. جداسازی گیاهان جدید از درختان آلوده شده توسط Cytospora، به طور برجسته ای شمار عفونت ها یا آلودگی های شانکری را کاهش می دهد.
-
ساقه های گلخانه ای یا نهالستانی عاری از بیماری یا واریته های مقاوم به زمستان را بکارید. ساقه های بادوام زمستانی را برگزینید که سبب استحکام اولیه ی نهال ها می شوند.
-
در اواخر زمستان یا اوایل بهار کود دهی را انجام نمایید تا از رشد نازک و آبدار در پائیز اجتناب کنید. کود دهی بیش از اندازه ی ازت، مانع از بلوغ معمولی می شود، از اینرو حساسیت نسبت به آسیب های حاصل از افت بیش از حد سریع دما در اوایل زمستان را افزایش می دهد.
-
همه ساله درختان را هرس کنید، این سبب سیرکولاسیون یا چرخش مفیدی می شود و ضرورت ایجاد برش های بزرگ و عمده را برطرف می کند. سیستم میان باز ( با مرکز باز )، برای هلو ها، شلیل ها، و آلو های نوع ژاپنی و پیوندی توصیه شده است. لیدر یا قائد اصلاح شده یا سیستم میان باز برای هلوها توصیه شده است. طی دوره ای از اواخر زمستان تا اندکی پس از شکوفه دهی، هرس را انجام دهید.
نقاط انشعاب با زاویه ی باریک، همه ی شاخه ها و چوب های ضعیف و مرده، و همه ی شاخه های شانکری را که قابل حذف می باشند را برچینید. حداقل 4 اینچ ( 10 سانتیمتر ) زیر شانکر را ببرید. قلمه های هرس شده را در کنار هم قرار دهید، در غیر این صورت، کنده ها یا ریشه ها به موقع التیام نمی بینند. قلمه های هرس شده ی بزرگ ( آنهایی که بزرگتر از 2 اینچ یا 5 سانتیمتر ضخامت دارند ) را با مرهم زخم رنگ کنید. شانکرهایی که در شاخه ها یا تنه های بزرگ روی می دهند را بزدایید ( پاک کنید ). بافت های آلوده را با یک اسکنه ( قلم ) یا چاقو برچینید. تیغه ها را با غوطه ور ساختن آن ها در الکل 70 درصد یا در محلول سفید کننده ی کلر ( کلرین )، قبل از برش بافت های سالم، ضد عفونی کنید. نواحی پاک شده را با یک مرهم زخم رنگ کاری کنید. شاخه های حاوی شانکرهای بزرگ ( شاخه هایی که بیش از نصفشان حلقه زده است )، باید از باغها برچیده شوند و از بین بروند.
-
ازآسیب های مکانیکی به تنه های درخت طی چمن زنی یا چینش یا زمانی که سایر شیوه های کاشت انجام می شود، جلوگیری کنید. از پوششی چمنی برای جلوگیری از صدمات ریشه ای که همراه با کشت رخ می دهد و برای جلوگیری از فرسایش می باشد، استفاده کنید. از کنترل شیمیایی علف هرز پیرامون تنه ها استفاده کنید. از یک رنگ منعکس کننده ی نور برای سمت های جنوبی و جنوب غربی تنه های درخت استفاده کنید. از یک رنگ سفید نوع شیرابه ای که با بخش های یکسانی از آب رقیق شده است، استفاده کنید. هر زخمی را با رنگ کردن درخت بپوشانید.
-
حشرات و سایر بیماریها را کنترل کنید. سوراخ کننده یا مته ی درخت و بید ( پروانه ) میوه ی آسیایی ( شرقی )، زخم ها و اسپورهای انتشاری را ایجاد می کند. این بویژه برای کنترل سوراخ کننده ی درخت هلو مهم می باشد. پوسیدگی قهوه ای را کنترل کنید و میوه های پوسیده و فاسد را برچینید. برنامه های قارچ کشی حفاظتی پسندیده ای مثل آنچه که در راهنمای سمپاشی میوه های درختی تجارتی ایلی نویز طرح ریزی شده است را به کار برید. پیچیدگی برگ هلو را کنترل کنید. غلظت های رقیق را سمپاشی کنید.
شانکر
بيماري شانکر يا گموز باکترياي درختان ميوه هسته دار :
اين بيمارييکي از مهم ترين بيماري درختان ميوه هسته دار مي باشد که به آن بلاست شکوفه .بلاست غنچه . مرگ سر شاخه نيز اطلاق مي شود
اين بيماري انتشار جهاني دارد
عامل اين بيماري نژاد هاي مختلفي دارد که هر کدام ميزبان به خصوص را آلوده مي کنند
علاوه بردرختان هسته دار .مرکبات . گلابي .رز .بسياري از گياهان زينتي يک يا چند ساله بعضي از سبزيجات و غلات نيز مورد حمله اين پاتوژن قرار مي گيرد
علائم:
مهم ترين علائم به صورت شانکر و توليد صمغ در روي شاخه هاي آلوده مي باشد
توليد صمغ در نواحي آلوده بعد از خواب زمستاني شروع مي شود
گاهي موقع بيماري ظرف يک هفته بخش هوايي روي شاخه آلوده را کلا خشک مي کند
عامل بيماري :
باکتري Pseudomonassyringae pv. syringae مي باشد
اين باکتري ......داراي يک تاژک مي باشد
باکتري هوازي بوده داراي يک تاژک مي باشد
باکتري
.........بوده وتوليد کپسول مي نماييد
در محيط کشت .باکتري رنگ فلوروسنت ....رنگي توليد مي کند
زيست شناسي:
زمستان گذراني در شانکر هاي فعال .در شکوفه و برگ درختان آلوده و غير ه زمستان گذراني مي کند
عفونت گل ها به ندرت ديده مي شود
رخنه باکتري از منافذ طبيعي و زخم هاي حاصله از حشرات صورت مي گيرد
کنترل:
مبارزه با اين باکتري مشکل است
اقدامات زراعي از قبيل انتخاب پايه و پيوندک سالم و مقاوم همراه با مبارزه شيميايي موثر است
براي مبارزه شيميايي از محلول ............................
در بهار قبل از شکوفه دهي استفاده ... با ما در تماس باشید تازه در درمان این مشکل یاری رسان شما باشیم...تماس باما
)کرم سیب:حشره کامل شب پره ای است که با بالهای جلویی به شکل ذوزنقه و به رنگ خاکستری است روی بالهای جلویی سه نوار موج دار به رنگ قهوه ای دیده می شود.در انتهای بالهای جلویی یک لکه درشت قهوه ای رنگ وجود دارد که اطراف این لکه قهوه ای یک هاله طلایی دیده می شود.اطراف بالهای عقبی پر از ریشک می باشد. این آفت در همه جا حضور داردمیزبان اصلی درخت سیب ولی به گلابی هم حمله می کند.در مواردی درختان انار ،گردو،آلبالو،گبلاس و هلو هم مورد حمله قرار گرفته اند.
هدف اصلی آفت تغذیه دانه سیب است و به همین خاطر پوست را سوراخ کرده و دالانهایی را به طرف دانه حفر می کند و در هنگام حفر تا حدودی از قسمتهای گوشتی تغذیه می کند و فضولات لاروی به بیرون ریخته می شوند و این میوه ها از درخت میریزند. البته لاروهای خارج شده مختصر تغذیه ای از برگها دارد و بعد از 48 ساعت خود را به میوه می رساند. روشهای مبارزه با این آفات عبارتند از:1)شخم زدن2)هرس کردن3)از بین بردن علفهای هرز4)جمع آوری میوه های آلوده5)استفاده از سموم شیمیایی همانند سموم زولون(5/1 در هزار)،گزرانتیون (2 در هزار)،دیازینون(5/1 درهزار) که زمان مبارزه با استفاده از اطلاعیه های بیش آگاهی صورت می گیرد. 2)لیسه سیب: حشره کامل شب پره ،بالهای جلویی دراز باریک،بر روی بالهای جلویی به طور متوسط 19-18 عدد خال سیاه وجود دارد .این آفت در اکثر مناطق سیب کاری وجود دارد.میزبان اصلی درخت سیب ،ولی به گلابی ،آلو،بادام،زردآلو،به،زالز الک و حتی بید حمله می کند.لاروها در کلیه قسمتهای برگ تغذیه می کنند و فقط رگبرگها باقی می گذارند و تارهایی را دوردرخت می تنند در صورت شدت ،درخت عاری از برگ می شود و چنین درختانی ضعیف شده،میوه ها ریخته و در صورت باقی ماندن بر روی درخت کوچک و غیر قابل استفاده می شوندو در صورت شدت حمله گاهی اوقات تغذی لاروها از میوه ها مشاهده می شود. سموم مورد استفاده علیه این آفت مالایتون(2در هزار)،دیازینون(1در هزار)زولون(5/1 در هزار)که زمان استفاده از این سموم پس از متورم شدن جوانه ها و قبل از باز شدن گلهاست. 3 )کرم سفید ریشه:سوسکی با رنگ سوسکی با رنگ قهوه ای و در سطح بالپوشها لکه های سفید متعددی جلب توجه می کند.این آفت در بیشتر استانها دیده شده و به گیاهان مختلف از جمله سیب ،به،زردآلو،آلو،حمله ور می شود.اغلب از ریشه ها تغذیه کرده و باعث خشک شدن گیاه می شود. روشهای مبارزه با این آفت عبارتند از 1)شخم عمیق2)از بین بردن علفهای هرز3)روش شیمیایی که در اینجا 4 تا 5 گرم پودر دمازینون را در هر متر مربع خاک می باشند که پس از پاشش آبیاری صورت می گیرد که معمولا این کار در اوائل بهار و اوائل تابستان صورت می گیرد. 4)سوسک شاخه بلند رزاسه:حشره به رنگ تیره ،شاخکها درازتر از طول بدن ،این آفت در بیشتر استانها دیده شده و به سیب،گلابی،به ،گیلاس،هلو،زردآلو،بادام حمله می کند.لاروهای این آفت با حرکت در داخل چوب سبب قطع شاخه های چند ساله و تنه های بسیار جوان می شوند.در این شاخه ها لاروسوراخی ایجاد کرده و فضولات خود را که به صورت خاک اره می باشد به بیرون می ریزد این آفت به درختانی بیشتر حمله می کند که جوان هستند.با توجه به اینکه آفت مزبور اغلب به درختان تشنه ،کم آب و ضعیف حمله می کند لذا با افزایش رطوبت خاک با آبیاری های منظم و نیز دادن کودهای حیوانی و شیمیایی مناسب می توان تا حدود زیادی درختان میزبان را حمله آن در امان نگه داشت.همچنین با قطع و شوزاندن شاخه های آلوده می توان جمعیت آفت را کاهش داد.برای سمپاشی این آفت اولین سمپاشی در اول تیرماه انجام و برای کسب نتیجه موفقیت آمیز دومین سمپاشی به فاصله 15-10 روز بعد تکرار می گردد برای سمپاشی بایستی از سموم نفوذی قوی نظیر گوزانتیون استفاده نمود. 5)سرخرطومی سیب:این آفت دارای خرطوم می باشد رنگ عمومی بدن قهوه ای و توسط موهای نرم و ریز به رنگ سفید مایل به زرد پوشیده شده است.میزبان اصلی سیب ولی روی گلابی هم دیده شده است.لارو با تغذیه از محتویات داخل گل آن را خالی کرده و در ناحیه تخمدان مستقر می شود این حشره قبل از تخمگذاری تا حدودی نیز از جوانه،برگ و گلهای کاملا بسته و حتی شاخه های بسیار کوچک حامل جوانه های گل و برگ تغذیه می کند. در سالهای طغیان شدید آفت مناسب ترین زمان سمپاشی هنگام ظهور حشرات کامل و فعالیت تغذیه ای آنها که مصادف با تورم جوانه ها است می باشد برای مبارزه شیمیایی می توان از سموم دیازینون (1 در هزار)و زولون(5/1 در هزار)استفاده کرد در واقع سمپاشی در مرحله غنچه قبل از باز شدن گلها صورت می گیرد. 6)شته مویی سیب: بدن این شته پوسیده از ترشحات مویی ،سفیر رنگ،پنبه ای می باشد.در بیشتر استانها دیده شده است.میزبان اصلی درخت سیب است ملی به ندرت روی گلابی هم دیده می شود. این آفت روی تنه،شاخه،طوقه و ریشه درخت سیب استقرار یافته و در اثر تغذیه از گیاه و ترشح مواد بزاقی قسمتهای مورد حمله تغییر شکل یافته و متورم می شود.این محلهای متورم به تدریج ترک برداشته و شکاف طولی و عرضی ایجاد می شود.شاخه های موجود در در قسمت بالایی محل خسارت دیده خشکیده و این خشکیدگی به تدریج تمام درخت را فرا می گیرد.در صورت له شدن بدن شته مایع قرمز رنگی خارج می شود. در صورت وجود آفت می توان سمپاشی را شروع کرد که از سموم دیازینون(1 در هزار)متاسیستوکس(1در هزار)استفاده کرد. بیماریهای سیب: 1 )سفیدک سطحی سیب:هر کجا که سیب کشت می شود این بیماری نیز وجود دارد . علائم سفیدک سطحی روی برگها به صورت لکه های خاکستری تا سفید ظاهر می شود و برگهای جوان دچار پیچیدگی شده و نهایتا خشک می شود و در اثر آلودگی شکوفه ها و گلبرگها چروکیده و کاسبرگها گوشتی و کلفت می شوند و توانایی تشکیل میوه را از دست می دهند روی سر شاخه ها منظره سفید رنگی ایجاد می شود رشد این شاخه ها متوقف می شود.حالت شبکه ای چوب پنبه در سطح میوه ها دیده می شود از روشهای مبارزه با این بیماری می توان به 1)هرس شاخه ها و سرشاخه ها 2)ارقام مقاوم مانند سیب زرد لبنانی ،(لیشنر،گلدن)3)استفاده از قارچ کش های گوگرد،کاراتان ،که زمان استفاده از آن نوبت اول هنگام تورم جوانه ها ،نوبت دوم بعد از ریزش گلبرگها و نوبت سوم بستگی به شرایط جوی دارد. 2 )لکه سیاه سیب:از لحاظ اقتصادی مهمترین بیماری سیب است این بیماری در مناطقی که آب و هوای نیمه خشک دارند کمتر شایع است ولی در مناطقی که بهار خنک و مرطوبی دارند خسارت بیماری شدید بوده است.اساسا خسارت بیماری به دو صورت است 1)کاهش بازار پسندی میوه ها به سبب وجود لکه های سیاه یا تغییر شکل میوه ها 2)نابودی کامل درخت در 3-2 سال متوالی ابیدمی شدید در ابتدای بهار قبل از باز نشدن شکوفه ها اولین جایی که آلوده می شود کاسبرگهای گل سیب است.کاسبرگها به رنگ سبز زیتونی در آمده و از این طریق میوه ها و برگهای جوان نیز آلوده می شوند .لکه ها ابتدا در سطح زیرین برگهای جوان مشاهده می شوند وبا بازتر شدن برگها هر دو سطح آنها آلوده می گردند.لکه های اولیه ،مخملی و به رنگ سبز زیتونی تا قهوه ای و با حاشیه نا مشخص می باشند. به تدریج حاشیه لکه ها واضح شده و ممکن است چند لکه به هم چسبیده و به رنگ سیاه درآیند .اگر تعداد لکه ها زیاد باشد یرگها بد شکل و پیچیده می شوند و معمولا ریزش می کنند. آلودگی دمبرگ موجب ریزش برگ قبل از تکامل آن می گردد. لکه روی میوه ها ابتدا مشابه لکه های روی برگها است بعدا قهوه ای ،سیاه و چوب پنبه ای می شوند.میوه های آسیب دیده بد شکل و پیچ خورده هستند،معمولا این میوه ها ترک می خورند و زود می ریزند .آلودگی دم میوه موجب ریزش میوه قبل از رسیدن آن می گردند.از روشهای مبارزه با این بیماری می توان به 1)شخم زمستانه و زیر خاک کردن بقایا2)پاشیدن کودهای نیتروژن دار(اوره) در پاییز روی برگهای ریخته شده در کف باغ 3)پاشیدن قارچکشهایی مانند بنومیل در آخر فصل (قبل از خزان)روی برگهای درخت یا بعد از خزان روی برگهای کف باغ 4)تنظیم فاصله درختان هنگام کاشت و هرس مرتب آنها 5)استفاده از قارچکشهایی مانند دودین(1 در هزار)،کاپتان(3 در هزار )،بنومیل (5% در هزار).حداقل سه بار سمپاشی صورت می گیرد نوبت اول از تورم جوانه ها تا قبل از باز شدن گلها،نوبت دوم بعد از ریختن گلها و نوبت سوم 10 روز بعد. 3)شانکرسیتوسبورایی سیب:بارزترین علائم این بیماری عبارتند از شانکر هایی که روی تنه و شاخه های قطور بوجود می آیند.قیل از پیدایش شانکرها ابتدا محل تغییر رنگ داده و نرم می شود سپس بافت آسیب دیده در مرکز فرو رفته و نشست می کند و حاشیه آن برجسته می شود.در اثر پیشرفت لکه ها بزرگتر و فرورفته تر می شوند و رنگ آن قهوه ای می شود و سرانجام پوست قسمت آلوده می خشکد و به دنبال آن ترکها و شکافهایی روی پوست خشکیده شانکر ایجاد می شود و پوست شانکر در مرکز شانکر زیر و پوسته می شود در صورت گسترش شانکر در تمام درخت موجب مرگ درخت می گردد و توده اسپور قارچ به صورت فتیله یا قطره از دهانه شانکر خارج می شود از روشهای مبارزه و پیشگیری می توان به 1)خذف اندامهای آلوده و بیمار2)تراشیدن شانکرو یاسمان آن 3)سمپاشی با بنومیل (7% در هزار در سه نوبت،محلول بر دو درصد(2-1 نوبت)که پاییز پس از ریزش برگها و زمستان اواخر بهار صورت می گیرد. شانکر اروپايي سيب شانکر نکتریایی یا شانکر اروپایی سیب Nectria Canker of Apple این بیماری در اروپا از بیماریهای مهم سیب و گلابی محسوب می شود ولی از میزان اهمیت آن در کشور گزارش وجود ندارد هر چند از بعضی از مناطق کشت سیب و گلابی گزارش شده است . شانکر نکتریایی یا شانکر اروپایی سیب Nectria Canker of Apple این بیماری در اروپا از بیماریهای مهم سیب و گلابی محسوب می شود ولی از میزان اهمیت آن در کشور گزارش وجود ندارد هر چند از بعضی از مناطق کشت سیب و گلابی گزارش شده است . علائم : پوست شاخه در ناحیة آلوده به رنگ قهوه ای تیره در می آید. بتدریج در ناحیة آلوده زخم کوچکی بوجود می آید که بعداً گسترش یافته و با تغییر شکل بافت آلوده بصورت شانکرهای مشخص نمایان می گردد این شانکرها کمی فرو رفته بوده و توسط لایه های متعدد کالوزی احاطه می شوند در سطح زخمهای تازه تشکیل شده اسپورودوخیوم قارچ بصورت نقاط کرم رنگ تشکیل می شود از طرفی ممکنست روی شانکرهای قدیمی تر فرم جنسی قارچ نیز تشکیل گردد در اینصورت پریتسیومهای قارچ بصورت اجسام کروی قرمز رنگ روی شانکر ها دیده می شود . عامل بیماری : Te) Necteria galligena ( Necteriaceae-Hypocerales-Hymenoascomycetidae-Ascomycetes) An) Cylindrocarpon mali ( Tuberculariaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes) پرتیسیومها N.galligena کروی تا کوزه ای شکلند و معمولاً بصورت گروهی روی بافت استروما (در سطح یا لبة شانکرها) بوجود می آیند. پریتسیومها بعد از بلوغ برنگ قرمز می شوند . آسکوسپورها دو سلولی بوده که اندازة دو سلول متفاوتند . اسپورو دوخیوم های C.mali دو نوع کنیدی تولید می کنند بعضی دارای یک تا چند دیوارة عرضی هشتند که به آنها ماکروکنیدی و بعضی تک سلولی و فاقد دیواره عرضی اند که به آنها میکروکنیدی می گویند . کنیدیها بر روی فیالیدهای استوانه ای شکل و کوتاه که روی کنیدیوفورهای منشعب قرار دارند بوجود می آیند. چرخة بیماری : زمستانگذرانی بصورت میسلیوم در حاشیة شانکرهای شاخه ها یا بصورت پریتسیوم بوده و آلودگی از طریق زخمها و صدمات وارده به شاخه صورت می گیرد، در شرایط مرطوب پائیزی آلودگی بیشتر از محل افتادن برگها (دمبرگها) یا زخمهای ناشی از هرس یا شکستگی ها، آلودگی صورت می گیرد . طی فصول پائیز و زمستان قارچ به تدریج به بخشهای مختلف گسترش یافته و موجب ایجاد شانکر می گردد. با فعال شدن گیاه در بهار و رشد بافتهای اطراف شانکر ، یک لایة کالوزی مشخص در حاشیة شانکر ایجاد می شود ولی بعلت فعالیتهای قارچ در زمستان ، قارچ از لایة کالوزی عبور کرده و موجب پیشرفت بیماری و ایجاد لایة کالوز دیگر در فصل بعد می گردد به همین دلیل چند لایة کالوزی بصورت دوایر متحد المرکز شانکرها را احاطه می کند . هوای مرطوب و خنک برای تولید اسپورودوخیوم و کنیدیها مطلوب است. کنیدیها در مادة ژلاتینی تولید می شوند و با ترشح قطرات باران انتشار می یابند. پرتیس ها در پائیز تشکیل و در زمستان و بهار بالغ می شوند ، اوج آزاد شدن آسکوسپورها در بهار و اوایل تابستان است که همزمان با پیدایش زخمها بر اثر افتادن فلسهای جوانه ها و پیدایش شکافهای ریز در محل افتادن برگها و غیره است. عفونتها در شرایط دمایی 0C 16 - 5 صورت می گیرد. مبارزه : 1- بریدن شاخه های آلوده و خارج نمودن و از بین بردن آنها در بیرون از باغ 2- جلوگیری از ایجاد زخمهای بی رویه 3- شیمیایی: سمپاشی محل افتادن برگهای درختان با استفاده از قارچکشهای محافظتی و نیز استفاده از مخلوط بردو درست قبل از خزان برگها یا هنگام شروع ریزش برگها و نیز سمپاشی بهاره قبل از باز شدن غنچه ها تأثیر خوبی دارد آویشن: ثمره ي دارويي و روغن ضروري آويشن، هنگامي كه با تغييرات اكولوژيكي و آنتوژنتيكي متأثر مي شود " چكيده : محتواي دارويي و روغن فرار و تركيبات آويشني آن، طي دوره هاي رشدي متفاوت، تحت شرايط پست و كوهستاني مورد تحقيق و بررسي قرار گرفته است. بالاترين بازده دارويي بواسطه ي شرايط پست، پس از مرحله گل دهي احراز و كسب شد. همچنين معلوم شده كه شرايط محيطي، به طور قابل توجهي زمان برداشت را تحت تأثير قرار داده است. 17 عنصر در روغن ضروري و حياتي آويشن شناسايي شده بود. محتواي روغن ضروري و مؤلفه هاي آن به طور قابل توجهي تحت شرايط آب و هوايي و اكولوژيكي ( بوم شناختي ) و زمان هاي برداشت مختلف تحت تأثير قرار گرفتند. مقدمه : آويشن، لابيات چند ساله اي از نواحي مديترانه اي مي باشد كه قرن ها به عنوان ادويه، داروي خانگي، دارو، معطر كننده و حشره كش مورد استفاده قرار مي گرفته است. در پزشكي، همانگونه كه توسط ساير مؤلفان گزارش شده بود، از آن بعنوان داروي ضد تشنج، ضد باكتري، ضد قارچي، سكروتوليتيك، خلط آور، ضد عفوني كننده، ضد كرم، و ضد سرفه استفاده مي شد. در تركيه بيش از 50 نوع گياه بعنوان آويشن ناميده و مورد استفاده قرار مي گيرند. اكثر آنها متعلق به دسته ي آويشن مي باشند، اما برخي از آنها به ساير جنس هاي لامياسه مثل : اوريگانوم، ماژورانا، ساتورژا، و تيمبرا تعلق دارند. تيمول و كارواكرول، تركيبات عمده ي فنولي روغن آويشن را تشكيل مي دهند. عمده ترين تركيبات غير فنولي، لينالول و پي سيامين مي باشند. روغن آويشن با تيمول بالا، از رشد باكتري به شدت جلوگيري مي كند. همچنين تيمول به تبعيت از كاواكرول و گرانيول كنش وري بالاتري بر عليه قارچ دارد، اما لينالول، ترپينئول و توژون، كمترين اثر را ارائه مي كنند. تقاضاي بازاري آويشن، نسبتاً بالا مي باشد، برآورد شده كه ساليانه در حدود 500 تن در ايالات متحده و 1000 تن در اروپا پخش شود. با پرداختن به جلب محبوبيت استفاده از مواد طبيعي به جاي تركيبات مصنوعي و ساختگي، اين قابل پيش بيني خواهد بود كه تقاضاي آن بالا رود. بازده مواد گياهي، محتواي روغن ضروري و تركيب كمي و مقداري آويشن ، مي تواند با زمان برداشت، شرايط اكولوژيكي و آب و هوايي متأثر شود. گزارش شده بود كه ارتباط نسبتاً محكمي بين نوع خاك و ساختار شيميايي جمعيت آويشني كه روي آن رشد مي كنند، وجود دارد. جايي كه نوع خاك تغيير مي كند، اختلافات ممتازي ممكن است در بيش از چند متر، درميان گونه هاي شيميايي يافت شود. وقتي كه ارتفاع نيز مي تواند به عنوان يك عامل عمده ي متأثر كننده ي واكنش هاي فيزيولوژيكي و شيميايي گياهان مطرح شود، ارتباطي بين ارتفاعاتي كه گياهان خوشبو و محصولات روغن هاي ضروري آنها واقع مي شوند، بوجود مي آيد. با به حساب آوردن توزيع و كورولوژي ارتفاعشان، آن منتج به تيموسيس، يك عنصر بالكاني مي شود. عناصر بالكاني، هرگز به دسته هاي غني از روغن انتقال داده نمي شوند. هر چند، مقادير نسبتاً زيادي از محصولات، در محدوده وسيعي از ارتفاعات واقع مي شوند، از 600 تا 900 متر ( در يونان ). در خصوص ساير دسته هاي كورولوژيكي، كشف شده كه محدوده ي بازدهي روغن هاي اساسي آنها مطلوب است. بازده دارويي و روغن اساسي آويشن زماني كه با تغييرات اكولوژيكي و آنتوژنتيكي متأثر مي شود، محدود مي شود. به نظر نمي رسد كه بازده در عناصر بالكاني و بويژه اوراسيايي ، همچون عناصر مديترانه اي، به ارتفاع بستگي داشته باشد. شناسايي عوامل ژنتيكي يا محيطي كه محتواي روغن اساسي را تحت تأثير قرار مي دهند، كافي نمي باشد و همان ها براي نقشي كه اجرا مي كرده و الآن در كمپلكس هاي اكولوژيكي اجرا مي كنند، نگاه داشته مي شوند. به نظر مي رسد كه ارتفاع نقشي در مورد گياهان خوشبوي غني از روغن و نيمه روغني ايفا كند كه محتواي روغن اساسي آنها را تغيير مي دهد. به نظر نمي رسد كه گياهاني را كه روغن كمتري دارند، تحت تأثير قرار دهد. بازده دارويي، محتوا و تركيبات روغن ضروري در گياهان آويشني، سال به سال تغيير پذيري هاي بزرگي را به خاطر چند ساله بودن گياهان نشان مي داد. هدف از اي بررسي، شناسايي مفيدترين زمان برداشت و شناسايي مفيدترين حالات رشدي براي كسب بالاترين بازده دارويي، روغن اساسي و محتواي روغن اساسي در شرايط Cukurova بود. مواد و شيوه ها: بذرهاي آويشن ار آلمان منتقل شده بود، سپس آنها به مقدار زيادي در باغچه ي گياهان دارويي و معطر پرورانده شدند. آويشن گياهي چند ساله است. اين گياه، گونه ي دوپايه ي ماده اي با افراد دوجنسه و ماده اي است كه در جمعيت ها روي مي دهد. تكثير توسط بذر و قسمت هاي رويشي صورت مي پذيرد. آويشن مي تواند حدو 10 تا 15 سال زندگي كند. نسبت و مقدار گرده افشاني خودبخودي گمان مي رود كه در شرايط طبيعي از صفر درصد به هشتاد درصد تغيير كند و گمان مي رود كه تابع ژنوتيپ و محيط بي واسطه و آني باشد. انتقال گرده و بذر، در فواصل كوتاهي رخ مي دهد و از اينرو احتمال دارد كه تفاوت هاي ژنتيكي در جمعيت ها روي دهد. در اين بررسي، گياهان آويشن با قلمه ي ريشه تكثير شده بودند. قلمه ها در ماه دسامبر در جعبه ي شني در گلخانه نشاكاري شده بودند. سپس ريشه هاي حاوي جوانه در ماه مي از گلخانه به زمين انتقال داده شدند. آنها در رديف هاي 25 x 50 سانتيمتري كاشته شده بودند. آزمايشات مزرعه بر اساس نقشه ي بلوك هاي تصادفي، در شرايط اكولوژيكي مختلف برقرار شده بودند. ( در مناطق پست آدانا، 18 متر ؛ و در مناطق كوهستاني پوزانتي، 1200 متر بالاتر از سطح دريا ). آزمايشات مزرعه نظر به نقشه ي بلوك دو بخشي، با چهار تكرار در نظر گرفته شده بودند. موقعيت و تكرار قلمه زني، به ترتيب به عنوان موضوعات اصلي و فرعي مطرح شده بودند. درجه حرارت هاي متوسط ماهيانه، رطوبت نسبي و بارندگي كامل طي سالهاي آزمايش در شرايط اكولوژيكي آدانا و پوزانتي، در جدول 1 ارائه شده اند. همانطور كه در جدول 1 نشان داده شده است، توزيع درجه حرارت متوسط آدانا و پوزانتي طي دوره هاي آزمايش برابر بود، هرچند، در كل درجه حرارت متوسط آدانا بالاتر از پوزانتي بود. وقتي كه موقعيت ها از بابت رطوبت نسبي مورد مقايسه قرار گرفتند، تفاوت هاي قابل توجهي بين آدانا و پوزانتي مشاهده شد. رطوبت نسبي در آدانا طي ماههاي تابستان، بيشتر از پوزانتي بود، حال آنكه رطوبت نسبي طي ماههاي زمستان، در پوزانتي بيشتر بود. در هر دو مكان، بارندگي بويژه در ماه جولاي و آگوست خيلي كم بود. خاكهاي نواحي مورد آزمايش در آدانا و پوزانتي، در سري خاكهاي لوم شني قرار گرفتند، اما خاك هاي پوزانتي آهكي تر از آدانا بودند. سه تكرار مختلف برداشت، طي سه سال در شرايط آدانا و پوزانتي مورد بررسي قرار گرفت تا اينكه گياهان گونه هاي آنتوژني را كه در دوره پيش از گل دهي، دوره گل دهي كامل، و دوره ي پس از گل دهي برداشت شده بودند را مورد بررسي قرار بدهند. تنها گياهان نمي توانستند در سال 1986 برداشت شوند، بخاطر اينكه ارتفاع گياهان خيلي كم بود. قبل از كاشت در حدود 5 kg/ha ازت ( نيتروژن ) و فسفر بكار برده شده بود. به هنگام نياز، گياهان آبياري مي شدند. تمامي داده هاي آماري به آناليز پراكنش ها، براساس طرح نقشه هاي دو بخشي مي پرداخت. مواد گياهي در دماي اتاق خشكانده شده بودند. محتواي روغن اساسي در برگهاي خشكيده ي هر برداشت، بوسيله ي دستگاه تقطير بخار آب تعيين مي شد. نمونه هايي از روغن اساسي توسط GC Carlo Erba 6000 آناليز شدند : Vega 2 Column: FS-SE-54-DF-025; 50x0.25 mm. Injection temp. 230°C, detector temp. 250°C, column temp. 80-220°C, flow rate 1.5 ml/min. نتايج و تشريح مطالب : در تمام دوره ها و سال هاي برداشت، بازده دارويي در آدانا به طور قابل توجهي بيش از پوزانتي تشخيص داده شده بود. بازده دارويي در آدانا سالها تحت تأثير قرار نگرفت. بازده دارويي پوزانتي در سالهاي 1987 و 1989، روند يكساني را نشان داد، هرچند بازده دارويي در سال 1988 كمتر از ساير سال ها بود. بالاترين بازده دارويي، پس از دوره ي توليد مثلي در آدانا و در تمامي سالهاي آزمايش مشاهده شد. بخاطر طول روز، درجه ي حرارت و نور خورشيد، ماده ي خشك از مرحله ي پيش از گلدهي تا مرحله ي پس از گلدهي افزايش يافت. بازده دارويي و روغن اساسي آويشن در نتيجه تحت تأثير تغييرات اكولوژيكي و آنتوژنتيكي قرار مي گيرد. منطقه ي بوزانتي، بخاطر داشتن ارتفاع زياد 1200 m، در تابستان بادهاي گرم و خشكي دارد. تابش نور آفتاب در تابستان تا حدي شديد است كه گياهان كوتوله مي شوند. همچنين برگهاي آنها خيلي كوچكتر، ضخيم تر، و چرمي تر از برگهاي منطقه ي آدانا مي باشند. از اينرو گياهان آويشني خود را با شرايط منطقه پوزانتي وفق داده اند كه محصول كوتوله و كمتري از محصولات آدانا ارائه مي كنند. در جدول 3، مشاهده مي شود كه روغن اساسي و عناصر آن، بواسطه ي مناطق اكولوژيكي مختلف، زمان ها، و سالهاي برداشت، تغيير مي كنند. بزرگترين اختلافات درمحتواي روغن اساسي در آدانا و پوزانتي، در ميان برداشن مشاهده شد، ولو اينكه آنها در مرحله ي رشدي يكساني برداشت شده بودند. بالاترين محتواي روغني، در سال 1989، در آغاز گل دهي، در آزمايشات پوزانتي و آدانا روي داد. همچنين بالاترين محتواي روغني در مرحله ي گل دهي كامل، در پوزانتي در سال 1987، و در آدانا در سال 1988 روي داد. به اين دليل، بالاترين محتواي روغن اساسي نه تنها به ظهور گل بستگي دارد، بلكه به دما، رطوبت نسبي، و مدت تابش نور آفتاب گردش هوا، و بارندگي نيز بستگي دارد. در آدانا، بيشترين درصد روغن اساسي آويشن، در سال اول در مرحله ي پس از گل دهي مشاهده شد، اما در پوزانتي در سال اول در مرحله ي گل دهي كامل مشاهده شد. 17 تركيب در روغن اساسي آويشن مشاهده شدند، مثل: a – pinen, B-pinen, sabinen, myrcen, limonene, p-cymol, cineol, y-terpinen, linalool, borneol, linaly-acetat, geraniol, bornyl-acetat, thymol, carvacrol, B-caryophyllen. روغن اساسي آويشن تشخيص داده شده كه غني از thymol, carvacrol, linalool و p-cymene باشد. تيمول ( 7.44-16.58% ) و كارواكرول ( 2.46-4.55% ) تركيبات فنولي اساسي روغن آويشن را تشكيل مي دهند. اصلي ترين تركيب، p-cymene (24.36-51.26%) بود. طبق مسير هاي بيوژنتيكي پيشنهاد شده كه در برگيرنده اين تركيبات مي باشد، -terpinene تركيبي است كه در فرآيند معطر سازي كه به تشكيل p-cymene ناشي مي شود، شركت مي كند. پيش ماده هاي مشتقات اكسيژنه ي ممكن : thymol, carvacrol. ممكن است گمان رود كه توالي در اين فرآيند، همچون اين دنباله است : - terpinene, p-cymene, thymol يا carvacrol. مقايسه ي داده هاي تحليلي سالهاي متعدد، تنها تغييرات ناچيزي را در تركيبات كيفي نشان داد، اما اختلافات قابل توجهي را در داده هاي كمي بويژه برايp-cymene, linalool, carvacrol و thymol، نشان داد. در تمام سالهاي آزمايش، بطور كلي، محتواي تيمول در مرحله ي گلدهي كامل در بالاترين مقدار بود، اما پس از مرحله ي گلدهي، در هر دو ناحيه كاهش يافت. به طور كلي، بالاترين ميزان محتواي كارواكرول در مرحله ي پس از گلدهي مشاهده شده بود. تركيبات آلفا و بتا پينين، sabinen, myrcen, limonen, -terpinen,borneol, linalyl-acetat, geraniol, bornyl-acetat و - caryophyllen تنها در رد يابي ها تشخيص داده شدند. امروزه، معلوم شده كه linalyl-acetate كه طي تقطير آبي بازآرايي مي كند، محصولات مصنوعي را كه اساساً توسط لينالول و ساير الكل هاي ترپني به نام هاي -terpineol، nerol، geraniol و ساير نمك هاي آلي يك ظرفيتي ارائه شده اند، شكل مي دهد. مقادير كمي از ترپينئول در روغن سالهاي 1988 تا 1989 تعيين شد. از آنجايي كه اين تركيبات در روغن 1987 يافت نشده بود، اين مي تواند به عمر گياه نسبت داده شود. برا ي اينكه در سال 1987، گياهان فقط دو سال داشتند. با وجود تغييرات آنتوژنتيكي ناچيز، از لحاظ كيفي، آرايش روغن اساسي تحت شرايط محيطي تغيير نمي كند، فقط، ميزان عناصر و اجزاي سازنده ي روغن اساسي تغيير مي كند، اما اين تغييرات، روند آشكاري را نشان نمي داد. ذرت یکی از قدیمی ترین گیاهان زراعی است که به دلیل داشتن خصوصیات مطلوب، از جمله قدرت سازگاری بالا، ماده خشک و ارزش غذایی مطلوب، جایگاه ویژه ای در بین محصولات کشاورزی دارد. ذرت به دلیل داشتن تنوع ارقام و قدرت تطابق با شرایط اقلیمی گوناگون، در بیشتر کشورهای جهان از جمله ایران کشت می شوند. دانه ذرت نه تنها از لحاظ تامین انرژی بی نظیر است بلکه به عنوان علوفه سبز از کیفیت بالایی برخوردار است. اهمیت این گیاه در تغذیه دام وطیور و مصارف صنعتی از یک سو و کمبود داخلی آن از سوی دیگر شناسایی هرچه بیشتر پتانسیل ها و مبانع موجود در زمینه افزایش تولید این محصول را ضروری می سازد. ذرت در مناطق گرم، نیمه گرمسیر و حاره که باران یا آب به مقدار کافی وجود دارد، کشت می شود و گیاه بومی آمریکا می باشد.سطح کشت آن به یش از 130 میلیون هکتار و محصول آن به 487 میلیون تن در سال 1985 رسیده است.در ایران هر ساله بر وسعت سطح زیر کشت آن افزوده می شود. کاشت- داشت- برداشت برای کاشت این گیاه از سه روش استفاده می کنند: الف) کاشت زود رس و متوسط رس در یک زمان ب) کاشت یک واریته معین در فاصله زمانی دو تا سه هفته یکبار ج) ترکیب دو روش فوق در بسیاری از باغ های خانگی کشت توام ذرت با کدو و یا هندوانه و یا لوبیا معمول است. این نوع کشت در سبزی کاری دارای اهمیت زیادی است و می توان در بسیاری از موارد، محصول بیشتری در واحد سطح تولید نمود. ارزش غذایی ذرت مواد غذایی موجود در ذرت (گرم در 100 گرم دانه) آب پروتئن چربی کربوهیدرات مواد سلولزی 7/74 3/3 2/1 7/15 7/3 املاح معدنی و ویتامن های موجود در ذرت (میلیگرم در 100 گرم دانه) Ca P Mg Fe K Vit A Vit C Vit B1 Vit B2 Vit B6 70/1 12/0 15/0 12 18/0 300 50 5/0 115 6 شرایط آب و هوایی ذرت گیاهی است کم توقع که در طیف وسیعی از آب و هوا در تمامی دنیا قابل کشت است حداقل دمای خاک برای کشت ذرت 10 درجه سانتیگراد و طیف حرارتی برای رشد و نمو این گیاه بین 15 تا 35 درجه سانتیگراد است. نور طول روز عامل تعیین کننده ای برای زراعت این گیاه نیست. در منطقه آستانه اشرفیه معمولا پس از برداشت ذرت دوباره به کاشت آن اقدام می کنند و برداشت خوبی نیز در این مرحله به دست می آورند. اگرچه ذرت را جزو گیاهان روز کوتاه طبقه بندی می کنند (تولید گل در روزهای کمتر از 12 ساعت روشنایی تسریع می شود)، ولی باید دانست که ارقام مختلف ذرت نسبت به طول مدت روشنایی عکس العمل های متفاوت نشان می دهد. خاک ذرت را در هر نوع خاکی می توان کشت کرد. مناسب ترین خاک برای این گیاه زمین های لوم نیمه سنگین، با زهکش خوب مواد آلی است. این گیاه نسبت به PH خاک زیاد حساس نیست و در زمین های با PH بین 5/5 تا 5/7 قابل کشت است. مناسب ترین PH برای این گیاه 6 تا 5/6 است. کود در زراعت ذرت از کود سبز و کود حیوانی استفاده می شود. در زمین های غنی از پتاس و فسفر به مقدار 150 تا 120 کیلو گرم ازت در یک هکتار طلب می کنند. کود ازت را به صورت سرک به مقدار 100 کیلو گرم قبل از کاشت و بقیه در زمان رشد گیاه و زمان تولید بلال به زمین می دهند. عملیات داشت تنک کردن: در صورتی که با ماشین کشت شده باشد، باید گیاه را در مرحله 4 یا 5 برگی تنک نمود 2.حذف پاجوش ها: معمولا ارقام دو رگه، یک ساقه ای هستند ولی تولید پاجوش ها یا ساقه های جانبی بستگی به عوامل جانبی دارد. 3. حذف سنبله ها: در بعضی از مناطق زارعین سنبله یا اندام های نر گیاه را پس از عمل تلقیح حذف کرده و معتقدند که با این عمل گیاه پیش رس می شودو یا اینکه اندامهای نر را به منظور تهیه علوفه استفاده می کنند در هر صورت این عمل باعث کاهش محصول می شود. زمان برداشت ذرت موقعی است چوب بلال زرد باشد و میزان ماده خشک دانه ها بین 23 تا 25 درصد باشد. بیماری های ذرت Maize (Corn) diseases توسعه بیماری وسعت و شدت بیماریهای انگلی ذرت بستگی به یک عامل بیماری زا، شرایط هوا و خاک و حساسیت میزبان دارد. هوای سرد مرطوب، بعضی از بیماری ها مانند سوختگی برگی و لکه چشمی را شدت می دهند. در حالیکه هوای خشک گرم سیاهک معمولی را تشدید می سازد.در خاکهای مرطوب و سنگین بیماری Crazy top شدید است. مصرف متعادل کود، ایجاد بوته های قوی کرده نسبت به برخی از بیماریها مقاومت زیادی دارند. پژمردگی باکتریایی استوارت Stewarts Bacterial Wilt گاهی این بیماری به نام سوختگی برگی استوارت یا باکتریوز ذرت نامیده می شود. علائم بیماری روی هیبریدهای ذرت بصورت پژمردگی سریع مشابه خشکی یا کمبود مواد غذایی یا حمله حشرات می باشد. روی برگها، خطوط سبز رنگ پریده تا زرد با حاشیه منظم یا موجی بوده که موازی با رگبرگها است که بزودی خشک و قهوه ای می شوند.باکتری در سیستم آوندی تا خوشه منتشر می شود. عامل بیماری باکتری1963، Erwinia stewartii (Smith) Dye عامل بیماری است که غیر متحرک، گرم منفی و میله ای بوده، به اندازه 2/2-9/0×8/0-4/0 میکرومتر می باشد. باکتری در بدن سوسک flea یا ندرتا از طریق بذر، زمستان گذرانی می کند و در ریشه، ساقه، برگ، غلاف، اندام گره زا، خوشه و بذر یافت می شود. اپیدمیولوژی مواد معدنی در حساسیت هیبریدهای ذرت نسبت به E.stewartii تاثیر می گذارد. مقدار زیاد ازت آمونیومی و فسفر حساسیت را به بیماری بالا می برد، در حالی که کلسیم و پتاسیم زیاد شدت آنرا می کاهد. حرارت زیاد بیماری را تشدید می سازد. لکه گاورس Holcus spot علایم بیماری به صورت لکه های گرد تا بیضوی به قطر 2 تا 10 میلیمتر روی برگهای پایینی ایجاد می شود که ابتدا سبز تیره و آب سوخته بوده بعدا سفید کرمی تا خرمایی شده، سپس خشک و قهوه ای می گردد و حاشیه ای اغلب قرمز تا قهوه ای دارد. لکه های بزرگتر ممکن است، به وسیله هاله زرد احاطه شوند. عامل بیماری (syn.P.holci (Kendrick) 1926) Pseudomonas syringae van Hall 1902 است. این باکتری زمستان را در بقایای محصول گذرانده و از طریق روزنه ها میزبان را آلوده می سازد. P.syringae برگهای چند گیاه مانند ارزن دم روباهی، ارزن مرواریدی (pearl)، سودان گراس، ذرت جارویی، جانسون گراس، و برخی از واریته های سورگم را مورد حمله قرار می دهد. سیاهک خوشه عامل بیماری علاوه بر ذرت روی سورگم قیاق و بعضی از علف های هرز مشاهده شده است. خاکهای خشک برای ایجاد آلودگی مناسبتر از خاکهای مرطوب است. علایم بیماری علائم وقتی که خوشه و اندام گرده زا تشکیل شود، ظاهر می گردد و در اثر کمبود ازت اهمیت پیدا میکند. اسپرم زایی قارچ در خوشه، اندام گرده زا و گاهی برگها انجام می شود. خوشه های سیاهک زرده گرد و بدون کاکل است، هرچند گاهی کاکل و تعدادی بذر می دهد. بوته هایی با اندام گرده زای آلوده ممکن است به شدت کوتوله بماند . در این حالت پنجه زنی زیاد متداول می شود و جوشهای روی برگها به صورت خطوط دراز و نازک اند. بوته های آلوده تولید پلن نمی کنند. علائم دیگر آلودگی کوتولگی، عقیم ماندن و فیلودی است. مبارزه و پیشگری برای کنترل این بیماری هیبرید ها و واریته های مقاوم کاشت می شود که غالب هیبریدهای آمریکا خیلی محتمل اند. ضدعفونی خاک با ترکیبات شیمیایی قبل یا موقع کاشت در مزارع تولید تولید بذر لازم است. بهداشت و تناوب زراعی نیز همراه با ضدعفونی بذر باید انجام شود. زنگ جنوبی Southern (Polysora) Rust جوشها قهوه ای روشن گرد تا بیضوی به طول 2-2/0 میلیمتر در سطح فوقانی برگ می باشند و در طبیعت به تراکم کمتر در سطح زیری برگ ایجاد می شود. جوشها در گلخانه به ندرت در سطح زیری به وجود می آید. تلیوسپورها گرد یا بیضوی قهوه ای شکلاتی تا سیاه بوده، نسبت به زنگ معمولی، مدت طولانی تری توسط اپیدرم پوشیده می شود. در این حالت برگهای ذرت زرد شده، می خشکد. پوسیدگی ساقه Stalk Rots پوسیدگی های پایه از مهمترین بیماری های ذرت در سراسر جهان است. شرایط محلی زود وقت روی این بیماریها تاثیر دارد و موجب تشکیل دانه می گردد ولی شرایط دیر وقت تاثیر سوء دارد.فشار های بعد از گل شامل سوختگی های برگی مختلف، ابری مفرط، تراکم گیاه، خشکی، تگرگ زدگی، کمی پتاسیم با زیادی ازت و زیانهای ناشی از حشرات، باعث کاهش فتوسنتز گیاه می شود. خسارت در مناطق حاره به بیش از 50 درصد می رسد که مربوط به پرنشدن خوشه ها یا شکستگی ساقه و افتادگی بوته است. پوسیدگی ذغالی علایم بیماری این بیماری معمولا در مرحله گیاهچه ای یا در بوته های نزدیک به کامل شدن اتفاق می افتد.علائم بیماری، به صورت لکه های قهوه ای و آب سوختگی روی ریشه ها بوده که بعدا سیاه می گردد و با کامل شدن بوته، قارچ ها به فاصله های بین گره های ساقه پیشروی می کند و باعث زسیدن زود هنگام و شکستن طوقه می شود. روی دستجات آوندی داخل ساقه ها، اسکلروتیوم های سیاه متعدد و به صورت ذغالی به وجود می آیند. این قارچ دانه ها را نیز آلوده می کند. عامل بیماری Macrophomina phaseolina مبارزه در نقاط و مکانهای آبیاری، این بیماری خفیف است زیرا خاک در مراحل بعد از گرده زایی مر طوب است عملیات مبارزه با پوسیدگی ساقه، در اثر دیپلودیا در این مورد هم موثر می باشد. آفات ذرت کرم طوقه بر (Agrotis segetum Schiff) کرم طوقه بر یکی از مهمترین آفات ذرت در مراحل اولیه رشد می باشد این آفت از ساقه، برگ و طوقه ذرت تغذیه کرده و با ایجاد حفره ای در طوقه، باعث قطع ریشه از ساقه شده، نهایتا به پژمردگی و نابودی بوته های جوان منجر می شود. این حشره زمستان را به صورت لارو سن آخر درون خاک به سر می برند. روشهای کنترل -اجرای عملیت زراعی پس از برداشت محصول، شامل نابود کردن بقایای گیاهی، شخم عمیق و دیسک و یخ آب زمستانه از موثر ترین روش های کنترل آن بوده. - شکار حشرات بالغ با استفاده از تله های نوری و فرمونی به منظور ردیابی و شکار جمعی آنها و همچنین ایجاد اختلال در جفت گیری - استفاده از طعمه مسموم: سبوس گندم و سوین 80 درصد به نسبت 3 درصد و پخش آن در هنگام غروب در مکانهای آلوده - در مواقعی که شرایط برای آفت مساعد است سم پاشی مزرعه با یک حشره کش فسفره کرم برگ خوار ذرت (Spodoptera exigua Hb) لاروهای این آفت در مرحله اول رشد بوته ذرت وحتی در مراحل رشد کامل بوته، با تغذیه برگها سبب ایجاد سوراخ در آنها می شود سپس وارد محل غلاف برگها شده و با تغذیه از آن، موجب خسارت می گردد. این آفت عمدتا در مراحل 2-4 برگی گیاه ذرت ظهور می کند. این آفت از آفات مهم ذرت تابستانه در استان خوزستان، کرمانشاه است. خسارت و فعالیت آفت از موقع بیرون آمدن گیاه جوان از خاک تا زمانی که ارتفاع ذرت به 50 سانتیمتر برسد با شدت و ضعف مختلف دیده می شود روشهای کنترل اجرای تناوب کشت با گیاهان غیر میزبان شخم عمیق: اجرای شخم زمستانه روی شفیره ها تلفات شدید ایجاد و از آلودگی سال بعد جلوگیری می کند کنترل علف های هرز تاخیر در کنترل علفهای هرز استفاده از دشمنان طبیعی: استفاده از زنبورهای پارازیتوئید استفاده از حشره کش هایی نظیر آندوسولفان 35 %، زولن 80% و مونوکلرو توفوس شپ پره تک نقطه ای ذرت (Mithimna loreyi Dup) لاروهای این آفت از برگها و گل های نر و ماده ذرت تغذیه می کند. فعالیت و تغذیه آن همزمان با فعالیت کرم ساقه خوار اروپایی و کرم بلال است. این آفت علاوه بر ذرت محصول زراعی دیگر از جمله برنج، گندم و بعضی از علف های هرز نظیر مرغ را نیز مورد حملخه قرار می دهد. لاروهای جوان از لبه برگهای ذرت تغذیه می کنند؛ ولی در سنین بالاتر تمامب پهنک برگ را مورد تغذیه قرار می دهد. این آفت زمستان را به صورت لارو و ندرتا شفیره در داخل خاک می گذراند. روشهای کنترل کنترل علف های هرز استفاده از تله نوری دشمنان طبیعی: زنبور پارازیت از خانواده Braconidae به نام Habrobracon hebetor ومگسهای خانواده Tachinidaeاست که پارازیتوئید مرحله لاروی میزبان هستند استفاده از سموم شیمیایی کرم ساقه خوار ذرت (Sesamia cretica Led ) لاروهای سن یک پس از خارج شدن از پوسته تخم یه صورت گروهی، با جویدن ساقه و قسمت های داخلی غلاف تغذیه خود را آغاز می کنند. تعدادی از آنها در ساقه نفوذ کرده و با ایجاد سوراخ های گرد، شروع به تغذیه از داخل ساقه می نمایند در نتیجه، استقامت ساقه های آلوده بسیار کم می شود، به طوری که با نسیم و باد می شکنند. این وضعیت در آلودگی های شدید اتفاق می افتد. لاروهای این آفت از غلاف برگ ذرت، گل های نر و ماده در پایه بوته تغذیه کرده و باعث پژمردگی می شود که در این حالت برگهای مرکزی به سهولت جدا می گردداین آفت یکی از آفات مهم کشت ذرت تابستانه در خوزستان است. روشهای کنترل استفاده از ارقام مقاوم کشت به موقع ذرت تابستانه: کاشت محصول باید حداکثر یک ماه پس از برداشت گندم انجام شود اجرای عملیات زراعی: شامل شخم، دیسک و خرد کردن بقایای ذرت بعد از برداشت محصول جهت کاهش جمعیت زمستان گذران آفت خودداری از کشت گندم پاییزه دیر کشت در مناطق ذرت کاری کنترل شیمیایی استفاده از زنبور پارازیتوئید Nixon Platytelenomus hylas و Habrobracon pintoi کرم بلال ذرت، خوشه خوار ذرت (Heliothis zea Boddie ) لاروهای این آفت، به طور اتفاقی از برگها، درون قیفها یا گل آذین های نر تغذیه می کنداما تغذیه اصلی آنها از کاکل و دانه های ذرت انتهای بلال است. لاروها بلافاصله پس از ظهور تغذیه خود را آغاز می کنند که علاوه بر خسارت مستقیم می توانند باعث آلودگی های ناشی از ورود پاتوژن ها به داخل اندام های مورد تغذیه شده و خسارت غیر مستقیم را سبب می شود. در سنین بالاتر قسمت انتهایی بلال را مورد حمله قرار داده و در لا به لای کاکل ذرت به فعالیت می پردازند.تغذیه لاروها از بلال قبل از سفت شدن دانه ها صورت می گیرد. روشهای کنترل اجرای عملیات زمستانه برای نابود کردن شفیره ها در خاک استفاده از دشمنان طبیعی: زنبورهای تریکوگراما کنترل شیمیایی: باید قبل از ورود لاروها به داخل بلال انجام گیرد سپردار قهوه ای مرکبات Chrysomphalus dictyospermi این حشره از مهمترین آفات مرکبات در ایران است و علاوه بر انواع مرکبات به عده زیادی از گیاهان همیشه سبز از جمله چای ، شمشاد ، نخل ، برگ نو و حتی توت هم خسارت وارد می کنند.با توجه به سابقه درختان شمشاد در شمال ایران ، به نظر می رسد که این آفت از قرن ها پیش در ایران وجود داشته است. این آفت همراه با میوه و نهال های مرکبات به سایر نقاط کشور از جمله به تهران نیز راه یافته است . ولی فقط در گل خانه ها توانسته است مستقر گردد و در محیط آزاد ظاهراً به دلیل خشکی هوا و کمبود رطوبت نسبی نمی تواند بطور مدام فعال باشد.در سواحل دریای خزر این حشره در اکثر مناطق حتی گرگان دیده می شود. مشخصات و بیولوژی : سپر حشره ماده کامل ، بقطر 2 میلی متر ، مدور و در وسط کمی برجسته است ، رنگ سپر قهوه ای و در حاشیه خاکستری به نظر می رسد. جلد لاروی مرکزی و به رنگ قهوه ای روشن است.سپر پوره ها تیره تیره به نظر می رسند.سپر حشرات کوچک ، بیضی شکل و جلد لاروی کناریست ، حشره ماده کامل زرد رنگ و گلابی شکل است . L1 و L2 کاملاً مشخص و در قسمت خارج دارای یک دندانه کوچک می باشند.بین L1 ها و نیز بین L2L1 دو شانه نسبتاً بلند و با دندانه های مشخص دیده می شود.پارافیز ها به تعداد پنج جفت کیتینی و کشیده می باشند.روی L2 و L4 زائده های برگی شکل و دندانه دار به تعداد دو جفت در هر طرف دیده می شود.غده شاخکی در انتها دارای یک فرورفتگی است و یک موی حسی نسبتاً بلند در کنار آن دیده می شود. معمولاً این حشره از نظر مشابهت ممکن است با سپردار زرد یا قرمز اشتباه شود.ولی فرم گلابی شکل بدن حشره ماده در مقایسه با فرم قلوه ای شکل گونه های فوق الذکر تشخیص را آسان می سازد.سپردار قهوه ای مرکبات زمستان را به صورت پوره های سن 1 و 2 به سر میبرد.حشرات ماده در بهار به فعالیت خود ادامه داده و در اردیبهشت ماه شروع به تخم ریزی می کنند.گفته می شود این آفت هم به صورت پارتنوژنز و هم به صورت دو جنسی تولید مثل میکند.هر حشره ماده ممکن است تا 200 تخم بگذارد.تخم ها نارنجی رنگ ، کشیده و بطور مجتمع در زیر سپر حشره ماده دیده می شود.دوره انکوباسیون نسبتاً کوتاه و بندرت از یک یا دو روز تجاوز میکند.پوره ها زرد روشن ، پولک مانند و بیضی کشیده هستند که دارای شاخک وسه جفت پا می باشند.به علاوه سطح بدن آنها از موهای پراکنده پوشیده شده است.این حشرات پس از خروج از تخم در جستجوی محل مناسب برای تغذیه در سطح میوه و برگ حرکت میکنند و در اولین فرصت خرطوم خود را در نسج برگ فرو کرده و برای همیشه ثابت می مانند.پورها در این مرحله به سادگی به وسیله جریان هوا و یا به وسیله چسبیدن به بدن پرندگان و احیاناً حشرات گرده افشان بر روی درختان دیگر انتقال پیدا می کنند و گاهی به مسافت های خیلی دور برده می شوند.بدیهی است که میوه های آلوده ، پیوندک و نهال های پیوندی نیز در انتشار این آفت اثر قابل توجهی دارند. سپردار قهوهای مرکبات بیشتر بر روی برگ و میوه تمرکز دارد ولی روی سرشاخه ها و تنه به ندرت دیده می شود.در شرایط شمال ایران دوره زندگی یک نسل از این آفت 65 تا 70 روز است و قادر است 3 تا 4 نسل ایجاد کند.عمده خسارت این آفت مربوط به نسل های دوم و سوم می باشد.سپردار قهوه ای مرکبات نسبت به کمبود رطوبت و سرما به شدت حساس است و به همین لحاظ به ندرت در خارج از مناطق نیمه گرمسیری مرطوب می تواند بطور طبیعی زندگی کند. دشمنان طبیعی : کفشدوزک نقاب دار دولکه ای Chilocorus bipustulatus از پرداتور های مفید و موثر در کاهش جمعیت این آفت می باشند.حشرات کامل این کفشدوزک به فراوانی از حالات مختلف سپردار قهوه ای و سایر سپردار ها تغذیه می کنند. در بین حشرات انگل ، زنبور های خانواده Eulophidae از اهمیت قابل توجه ای برخوردارند.Aphythis chrysomphali ، به خصوص زیر گونه mazandranica در کنترل جمعیت این آفت بسیار موثراند.بغیر از گونه مذکور A.maculicornis ، Prospaltella ، Aspidiotiphagus citrina در تقلیل جمعیت این آفت دارای اهمیت قابل توجه ای می باشند.بعلاوه Fusuriume juruanum از میکروارگانیسم هایی است که این حشزه را پارازیته می کند.گونه دیگری که در غرب هندوستان و ایالات متحده آمریکا و بعضی دیگر از مناطق دنیا انتشار دارد Selenaspidus aticulatus می باشد که به سپردار قهوه ای بسیار شباهت دارد.در این گونه سر سینه از شکم به نحوه بارزی جداست.گفته می شود که منشاء آن از آفریقا بوده است .این گونه در ایران وجود ندارد. کنترل شيميايي: مبارزه شيميايي بايد زماني باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پورههاي از زير سپر خارج شده باشند. 1) آزينفوس متيل(گوزاتيون) EC20% به نسبت 2 در هزار 2) اتيون EC47% به نسبت 1/5 درهزار 3) اتريمفوس(اکامت) EC50% به نسبت 1در هزار 4) کلرپيريفوس(دورسبان) EC40.8%به نسبت 1/5- 1 درهزار 5) روغن امولسيون شونده O 80% به نسبت 0.5 درصد مبارزه زمستانه: اين مبارزه اغلب در مورد گونههايي عمل ميشود که حشره به صورت پوره و يا حشره کامل ميباشد. اين روش در مورد شپشکهاي زير خانواده Lecaninae که داراي بدن بدون محافظ ميباشند خيلي مؤثر است (مانند شپشک سياه زيتون). سمپاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغنپاشي سموم روغني (Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام ميشود (روغنهاي زمستانه داراي هيدروکربن اشباع کمتري هستند). مبارزه شیمیایی با شپشک های مرکبات: فرمول سم حاوی: مالاتیون امولسیون 60% یا اتیون امولسیون 47% 200 سی سی دیتان یا زینب 200 سی سی تریون یا تترادیفون 200 سی سی روغن ولک یا سیترول 1 لیتر 2 نوبت سمپاشی در طول سال : 1- اوایل تابستان ( بعد از گلدهی و شروع رشد میوه) 2- اواخر تابستان (اواخر شهریور ماه) سپردار قهوه ای مرکبات Chrysomphalus dictyospermi این حشره از مهمترین آفات مرکبات در ایران است و علاوه بر انواع مرکبات به عده زیادی از گیاهان همیشه سبز از جمله چای ، شمشاد ، نخل ، برگ نو و حتی توت هم خسارت وارد می کنند.با توجه به سابقه درختان شمشاد در شمال ایران ، به نظر می رسد که این آفت از قرن ها پیش در ایران وجود داشته است. این آفت همراه با میوه و نهال های مرکبات به سایر نقاط کشور از جمله به تهران نیز راه یافته است . ولی فقط در گل خانه ها توانسته است مستقر گردد و در محیط آزاد ظاهراً به دلیل خشکی هوا و کمبود رطوبت نسبی نمی تواند بطور مدام فعال باشد.در سواحل دریای خزر این حشره در اکثر مناطق حتی گرگان دیده می شود. مشخصات و بیولوژی : سپر حشره ماده کامل ، بقطر 2 میلی متر ، مدور و در وسط کمی برجسته است ، رنگ سپر قهوه ای و در حاشیه خاکستری به نظر می رسد. جلد لاروی مرکزی و به رنگ قهوه ای روشن است.سپر پوره ها تیره تیره به نظر می رسند.سپر حشرات کوچک ، بیضی شکل و جلد لاروی کناریست ، حشره ماده کامل زرد رنگ و گلابی شکل است . L1 و L2 کاملاً مشخص و در قسمت خارج دارای یک دندانه کوچک می باشند.بین L1 ها و نیز بین L2L1 دو شانه نسبتاً بلند و با دندانه های مشخص دیده می شود.پارافیز ها به تعداد پنج جفت کیتینی و کشیده می باشند.روی L2 و L4 زائده های برگی شکل و دندانه دار به تعداد دو جفت در هر طرف دیده می شود.غده شاخکی در انتها دارای یک فرورفتگی است و یک موی حسی نسبتاً بلند در کنار آن دیده می شود. معمولاً این حشره از نظر مشابهت ممکن است با سپردار زرد یا قرمز اشتباه شود.ولی فرم گلابی شکل بدن حشره ماده در مقایسه با فرم قلوه ای شکل گونه های فوق الذکر تشخیص را آسان می سازد.سپردار قهوه ای مرکبات زمستان را به صورت پوره های سن 1 و 2 به سر میبرد.حشرات ماده در بهار به فعالیت خود ادامه داده و در اردیبهشت ماه شروع به تخم ریزی می کنند.گفته می شود این آفت هم به صورت پارتنوژنز و هم به صورت دو جنسی تولید مثل میکند.هر حشره ماده ممکن است تا 200 تخم بگذارد.تخم ها نارنجی رنگ ، کشیده و بطور مجتمع در زیر سپر حشره ماده دیده می شود.دوره انکوباسیون نسبتاً کوتاه و بندرت از یک یا دو روز تجاوز میکند.پوره ها زرد روشن ، پولک مانند و بیضی کشیده هستند که دارای شاخک وسه جفت پا می باشند.به علاوه سطح بدن آنها از موهای پراکنده پوشیده شده است.این حشرات پس از خروج از تخم در جستجوی محل مناسب برای تغذیه در سطح میوه و برگ حرکت میکنند و در اولین فرصت خرطوم خود را در نسج برگ فرو کرده و برای همیشه ثابت می مانند.پورها در این مرحله به سادگی به وسیله جریان هوا و یا به وسیله چسبیدن به بدن پرندگان و احیاناً حشرات گرده افشان بر روی درختان دیگر انتقال پیدا می کنند و گاهی به مسافت های خیلی دور برده می شوند.بدیهی است که میوه های آلوده ، پیوندک و نهال های پیوندی نیز در انتشار این آفت اثر قابل توجهی دارند. سپردار قهوهای مرکبات بیشتر بر روی برگ و میوه تمرکز دارد ولی روی سرشاخه ها و تنه به ندرت دیده می شود.در شرایط شمال ایران دوره زندگی یک نسل از این آفت 65 تا 70 روز است و قادر است 3 تا 4 نسل ایجاد کند.عمده خسارت این آفت مربوط به نسل های دوم و سوم می باشد.سپردار قهوه ای مرکبات نسبت به کمبود رطوبت و سرما به شدت حساس است و به همین لحاظ به ندرت در خارج از مناطق نیمه گرمسیری مرطوب می تواند بطور طبیعی زندگی کند. دشمنان طبیعی : کفشدوزک نقاب دار دولکه ای Chilocorus bipustulatus از پرداتور های مفید و موثر در کاهش جمعیت این آفت می باشند.حشرات کامل این کفشدوزک به فراوانی از حالات مختلف سپردار قهوه ای و سایر سپردار ها تغذیه می کنند. در بین حشرات انگل ، زنبور های خانواده Eulophidae از اهمیت قابل توجه ای برخوردارند.Aphythis chrysomphali ، به خصوص زیر گونه mazandranica در کنترل جمعیت این آفت بسیار موثراند.بغیر از گونه مذکور A.maculicornis ، Prospaltella ، Aspidiotiphagus citrina در تقلیل جمعیت این آفت دارای اهمیت قابل توجه ای می باشند.بعلاوه Fusuriume juruanum از میکروارگانیسم هایی است که این حشزه را پارازیته می کند.گونه دیگری که در غرب هندوستان و ایالات متحده آمریکا و بعضی دیگر از مناطق دنیا انتشار دارد Selenaspidus aticulatus می باشد که به سپردار قهوه ای بسیار شباهت دارد.در این گونه سر سینه از شکم به نحوه بارزی جداست.گفته می شود که منشاء آن از آفریقا بوده است .این گونه در ایران وجود ندارد. کنترل شيميايي: مبارزه شيميايي بايد زماني باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پورههاي از زير سپر خارج شده باشند. 1) آزينفوس متيل(گوزاتيون) EC20% به نسبت 2 در هزار 2) اتيون EC47% به نسبت 1/5 درهزار 3) اتريمفوس(اکامت) EC50% به نسبت 1در هزار 4) کلرپيريفوس(دورسبان) EC40.8%به نسبت 1/5- 1 درهزار 5) روغن امولسيون شونده O 80% به نسبت 0.5 درصد مبارزه زمستانه: اين مبارزه اغلب در مورد گونههايي عمل ميشود که حشره به صورت پوره و يا حشره کامل ميباشد. اين روش در مورد شپشکهاي زير خانواده Lecaninae که داراي بدن بدون محافظ ميباشند خيلي مؤثر است (مانند شپشک سياه زيتون). سمپاشي زمستانه اواخر زمستان به صورت روغنپاشي سموم روغني (Volk) پس از سپري شدن اوج سرماي زمستان و قبل از بيداري درختان انجام ميشود (روغنهاي زمستانه داراي هيدروکربن اشباع کمتري هستند). مبارزه شیمیایی با شپشک های مرکبات: فرمول سم حاوی: مالاتیون امولسیون 60% یا اتیون امولسیون 47% 200 سی سی دیتان یا زینب 200 سی سی تریون یا تترادیفون 200 سی سی روغن ولک یا سیترول 1 لیتر 2 نوبت سمپاشی در طول سال : 1- اوایل تابستان ( بعد از گلدهی و شروع رشد میوه) 2- اواخر تابستان (اواخر شهریور ماه) جاروک لیموترش به گزارش دكتر طهماسبي رييس موسسه تحقيقات گياهپزشكي كشور محققين موسسه تحقيقات گياهپزشكي كشور در مراكز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استانهاي فارس و هرمزگان با همكاري مركز تحقيقات ويروس شناسي موفق به انتقال فيتوپلاسماي عامل بيماري جاروك ليموترش (Candidatus phytoplasma aurantifolia) توسط زنجرك (Hishimonus phycitis) شدند و اين حشره را به عنوان ناقل بيماري معرفي نمودند مبارزه جدي با بيماري جاروي جادوگر در مركبات! 50 طرح تحقيقاتي براي مبارزه با بيماري جاروي جادوگر مركبات در كشور در دست اجراست. نام انگليسي اين بيماري Witches Brooms ميباشد. مدير كميته برنامه جامع مديريت بيماري جاروي جادوگر گفت: مهمترين اين طرحها شناسائي و توليد ارقام مقاوم ليموترش و جايگزيني درختان ديگر بجاي آن با 700 ميليون تومان هزينه است. محسن مردي افزود: اين بيماري سال 77 به استان هرمزگان وارد شده و هم اكنون 15 هزار درخت ليموترش در 3000 هكتار از باغهاي استان هرمزگان آلوده به اين بيماري است. در صورت پيشرفت بيماري تا 5 سال آيند درخت ليمويي در استان باقي نمماند. وي گفت: اين بيماري هماكنون در درختان ليموترش استانهاي هرمزگان، سيتان و بلوچستان و كرمان ديده شده و استانهاي بوشهر و فارس را هم تهديد ميكند. سالانه بيشاز 200 هزار تن ليموترش از 19 هزار هكتار باغهاي هرمزگان برداشت ميشود. منبع: واحد مركزي اخبار بيماري خطرناك جاروك ليموترش يا جاروي جادوگر مركبات بوسيله نوعي موجود ذرهبيني بسيار ريز تك سلولي به نام فايتوپلاسما بوجود ميآيد. اين بيماري قرنطينهاي موجب كاهش كميت و كيفيت ميوه و در نهايت باعث مرگ تدريجي درختان آلوده ليموترش ميگردد. عامل بيماري داراي خصوصيات زير ميباشد: 1) اندازه آن بسيار ريز است و فقط پس از رنگ آميزي بوسيله ميكروسكوپ ديده ميشود. 2) نوعي انگل اجباري است كه فقط درون نسخ زنده گياه رشد ميكند و تغذيه آن از شيره گياهي و جذب مواد غذائي مورد نياز گياه باعث گرسنگي، ضعف و مرگ تدريجي گياه ميشود. 3) اين موجود ذرهبيني به همراه شيره گياهي در سرتاسر اندامهاي درخت ليموترش از ريشه و ساقه تا برگها و گل و ميوه پخش ميشود و در مدت چند روز خيلي سريع تكثير ميشود و ميليونها عامل بيماري شبيه خودش توليد ميكند. 4) اين فيتوپلاسما يك پوسته 3 لايهاي نفوذ ناپذير دارد كه در برابر انواع سموم و آنتيبيوتيكها كاملا مقاوم است. حالت جارویی نوک شاخه Witches' Broom بنابراين بيماري جاروك ليمو ترش ويروسي نيست اما عامل آن خيلي ريز و در مقابل سموم شيميايي مقاوم است و بوسيله نوعي حشره كوچك كه شيره گياهي را مي مكد به گياهان سالم منتقل مي گردد، از اين نظر به بيماريهاي ويروسي بسيار شبيه است ضمنا اين بيماري از طريق خاك و ريشه و يا بوسيله بذر و دانه ليمو ترش منتقل نميشوداين بيماري در طبيعت علاوه بر انواع ليموترش، در گريپفروت، بكرايي(تلخو) و بالنگ(ترنج) بعضي از پايههاي مركبات و تعدادي از علفهاي هرز در باغ مركبات هم آلودگي ايجاد ميكند اما خوشبختانه درختان پرتقال و نارنگي به اين بيماري دچار نميشوند. گياه انگل سس (با نام محلي آسمون كته)، پيوندك و نهالهاي پيوندي از مهمترين راههاي انتقال بيماري جاروك به درختان حساس ميباشند. نوعي حشره به نام زنجرك احتمالاً مهمترين ناقل اين بيماري محسوب ميشود كه در باغات مركبات هرمزگان به فراواني وجود دارند. مبارزه با اين بيماري: براساس خصوصيات عامل بيماري محل زندگي ميكروب مذكور در گياه، مقاومت آن در برابر سموم و روشهاي انتقال بيماري، مبارزه با بيماري جاروك ليموترش متكي به روشهاي پيشگيري و از بين بردن گياهان آلوده ميباشد كه در چند گام بسيار مهم بصورت زير بايستي اجرا شود. به هرحال علميترين و اقتصاديترين روشها براي كمكردن منابع آلودگي و كاستن از خسارت بيماري شامل ارقام و تيپهاي محلي مقاوم و همچنين ريشهكني و از بين بردن درختان آلوده، بلافاصله پس از مشاهده علايم و نشانههاي بيماري، حتي فقط در يك شاخه آنها ميباشد. گام اول: جلوگيري از كاشت ارقام حساس ليموترش و ساير مركباتي كه به بيماري جاروك مبتلا ميشوند. در عوض براي احداث باغ جديد مركبات بايد از نهالهاي گواهي شده و عاري از بيماري با پايههاي مقاوم و ارقام غيرحساس استفاده كرد. توصيه ميشود بدون مشاوره و نظارت كارشناسان خبره نهالي در زمين كاشته نشود. گام دوم: با كنترل و وارسي دقيق نهالها، پايهها و پيوندكها بايد از ورود و خروج هرگونه نهال آلوده جلوگيري نمود. مشاوره با كارشناسان گياهپزشكي دراين زمينه الزامي خواهد بود. گام سوم: مراقبت، سركشي و بازبيني مداوم و منظم درختان بصورت هفتگي و يا ماهانه بسيار ضروري است. باتوجه به علايمي كه به صورت كاملاً آشكار در اثر ايم بيماري در ليموترش بروز ميكند ميتوان بيماري را رديابي نمود. دقت زياد و سرعت عمل در اين گام، موفقيت كشاورز را تضمين مينمايد. بهتر است درختان بازديد شده با برنامهريزي قبلي علامتگذاري و مشخص شوند. گام چهارم: با مشاهده هرگونه علايم مشكوك به هرجاي درخت، بايد بلادرنگ و خيلي سريع براي شناسايي و تشخيص بيماري اقدام كرد. حضور مستقيم كارشناسان گياهپزشكي براي تأييد بيماري درختان كاملاً ضروري است. در اين زمينه همياري دوجانبه باغداران گرامي و مروجان و كارشناسان، شانس موفقيت را چندبرابر ميكند. گام پنجم: حتماً محلول پاشي روي سرتاسر درختهاي آلوده و چند درخت اطراف آن با استفاده از سموم حشرهكش نفوذي و يا سيستميك قوي و با نظارت مروجين و كارشناسان براي كشتن حشرات مكنده (بخصوص حشرات ريزي به نام زنجرك) انجام گيرد. اين كار حتماً و اكيداً بايستي پيش از ريشهكني درختان آلوده انجام شود. به اين ترتيب حشراتي كه ميكروب را در بدن خود پرورش ميدهند ميميرند و فرصتي براي انتقال و پخشكردن آن در باغها و مناطق اطراف نخواهند داشت. اصولاً محلولپاشي با حشرهكشهاي نفوذي به صورت منظم و دورهاي (3 تا 4 بار در سال) در باغات مركبات توصيه ميشود. گام ششم: بدون شك و قبل از اينكه فرصت از دست برود بايستي با نظارت دقيق باغداران و كارشناسان منطقه درخت آلوده را ريشهكن كرد و در صورت امكان سوزاند، هرگز نبايد به قطع كردن يك شاخه آلوده قانع شد زيرا بيماري در چنين درختي تمام قسمتهاي زيرزمين و هوايي درخت را كاملاً آلوده كرده و آن درخت به منبعي از ميليونها ميكروب بيماريزا تبديل شده است. ضمناً با قطعكردن يك شاخه، حشرههاي ناقل تحريك ميشوند و از شيره آلوده آن بيشتر تغذيه ميكنند. ريشهكني در كوتاهترين زمان ممكن و تا آخرين درخت آلوده بايد ادامه يابد. گام هفتم: بازبينيهاي مجدد و مكرر جاي درختان ريشهكن شده و حذف و از بين بردن ريشهها و تنههاي آلودهاي كه احتمالاً دوباره رشد ميكنند بسيار مهم است. بسيار اتفاق افتاده است كه پس از ريشهكني باغ آلوده به حال خود رها ميشود شاخههاي آلوده جديد دوباره روي تنه و ريشههايي كه در خاك باقي مانده است رشد ميكنند و حشرات مكنده با تغذيه از شيره آلوده و بيمار، بيماري را بيشتر از قبل در باغات و مناطق اطراف پراكنده مينمايند. گام هشتم: همزمان با عمليات پيشگيري، رديابي و ريشهكني، بايستي علفهاي هرز درون و يا اطراف باغ ليموترش (چه باغ آلوده و چه باغ سالم) را حذف و نابود سازيم زيرا در بسياري موارد اينگونه علفهاي هرز منبعي از ميكروب عامل بيماري هستند. رعايت بهداشت باغ براي مبارزه با انواع آفات و بيماريها به خصوص بيماريهاي ويروسي و شبه ويروسي، حياتي و الزامي است. در همين ارتباط حذف گياه انگل سس از روي درختان مركبات كاملاً ضروري است. گام نهم: تقويت غذايي درختان مركبات سالم و غيرآلوده با استفاده از كودهاي آلي (كود پوسيده حيواني) و كودهاي معدني (شيميايي) بخصوص كودهاي داراي پتاسيم و عناصر ريزمغذي (مانند آهن، منيزيم، منگنز، مس، كلسيم و گوگرد و ...) براي افزايش مقاومت گياه در برابر بيماري از اهميت و جايگاه ويژهاي برخوردار است و تأثير آن از نظر علمي به اثبات رسيده است. همزمان آبياري منظم و برنامهريزي شده درختان بويژه به روشهاي تحت فشار توصيه ميگردد. زگیل سیاه نخل خرما date palm false smut(Graphiola leaf spot) بیماری با نامهای دیگری چون زنگ زگیلی خرما و سیاهک دروغی درخت خرما نیز میشناسند. بیماری در اکثر نقاط دنیا دیده میشود. در کشورهایی که درصد رطوبت نسبی هوای آنها بالا می باشد مانند نیجریه، کشورهای مدیترانهای و کشورهای عربی شیوع دارد. درایران دربلوچستان، مازندران و میناب گزارش شده است. قارچ عامل بیماری Graphiola phoenicis است از راستهی ustilaginales که دارای تلیوسپور و بازیدیوسپور میباشد. بازیدیوسپورها باعث ایجاد آلودگی میشوند. تلیوسپور میتواند بروی برگ دوام بیاورد. قارچ به قسمتهای مختلف برگ، برگچهها و رگبرگهای اصلی حمله میکند و یکسری جوشهای برجسته(هاگینه) و کوچکی را بوجود میآورد. جوشهای سیاه و بسته mm3-1 قطر دارند؛ که در دوسمت برگچه و محوربرگ تشکیل میشود. کنترل 1- سمپاشی با زینب و بنومیل قبل از پراکنش اسپورها 2- هرس برگهای آلوده و سوزاندن آنها 3- کاهش رطوبت باغ 4- رقم مقاوم مخصوصا واریته Kustaury بیماری های فیزیو لوژیک گوجه فرنگی پوسیدگی گلگاه گوجه فرنگی : Blossom End Rot علائم اولیه پوسیدگی گلگاه شامل لکه های آب سوخته روی گلگاه میوه های رسیده یا در نزدیکی آن است . این لکه ها به سرعت رشد می کنند و ممکن است به هم بپیوندند و نواحی آسیب دیده وسیعی را بوجود بیاورند. به علت خشک و چروک شدن بافت ، سطح زخمها چروکیده و چرمی و به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه در می آید. قسمتهای آسیب دیده معمولا مورد حمله پاتوژنهای ثانویه قرار می گیرند که باعث پوسیدگی نرم و فساد میوه می گردند. در برخی مواقع بافتهای داخلی بیرنگ شده و متلاشی می گردند بی آنکه علائم قابل مشاهده ای در سطح میوه وجود داشته باشد. پوسیدگی گلگاه عارضه ای است که با کمبود موقتی کلسیم موجود در گیاه مرتبط است و با تغییرات رطوبتی خاک تشدید می شود . اگر میزان آب محدود باشد، رشد گیاه کند می شود و متعاقبا جذب مواد غذایی نیز کاهش می یابد. این موضوع باعث کاهش غلظت کلسیم در گیاه می گردد زیرا کلسیم توسط جریان آب در گیاه جابجا می شود. به همین دلیل بخشهایی از گیاه که سریع تر تعرق می کنند، بیشترین میزان کلسیم را دریافت می نمایند.این نواحی معمولا برگهای بزرگ هستند که به خاطر اندازه شان تعرق زیادتری دارند. به این ترتیب میوه های در حال رشد، کمترین میزان کلسیم مورد نیاز خود را دریافت می کنند. استرس های رطوبتی ای که حتی در نتیجه پژمردگی های جزئی گیاه بوجود می آید، برای ایجاد کمبود کلسیم کافی است. زمانی که رطوبت به حد مناسب می رسد، گیاه رشد طبیعی خود را از سر می گیرد. ولی جذب کلسیم هنوز کند است و گیاهی که به سرعت در حال بزرگ شدن است، کلسیم کافی برای رشد خود دریافت نمی کند. کاربرد کودهای نیتروژنه به صورت آمونیوم نیز مستقیما بر جذب کلسیم در گیاه گوجه فرنگی تاثیر می گذارد و باعث کاهش جذب کلسیم و تجمع آن در بافتهای برگ گوجه فرنگی می گردد. در ضمن قطع شدن ریشه ها نیز باعث این عارضه می شود. میزان انتشار عارضه پوسیدگی گلگاه را می توان با فراهم کردن رطوبت یکنواخت در مزرعه ( مثلا با استفاده از مالچ که هم باعث کنترل علفهای هرز می شود و هم مزرعه نیازی به کلتیواتور زدن پیدا نمی کند که ریشه ها در اثر آن آسیب ببینند ) و عدم مصرف زیاده از حد کودهای ازته کاهش داد. البته واریته های مختلف گوجه فرنگی از نظر حساسیت با هم بسیار تفاوت دارند. هیچکدام از واریته های حاضر تحمل کافی نسبت به این عارضه ندارند تا بتوان از آنها به عنوان یک راه کنترلی استفاده کرد. در ضمن گزارش شده است که اسپری به موقع میوه و شاخ وبرگ گوجه فرنگی با محلول رقیق شده کلرید کلسیم و تکرار آن، مانع از پوسیدگی گلگاه گوجه فرنگی می شود. آفتاب سوختگی : Sunscald علائم آفتا ب سوختگی ابتدا روی گوجه فرنگی های کال دیده می شود. این علائم به صورت بروز نواحی سفید یا برنزه روشن روی میوه هایی است که در معرض آفتاب قرار گرفته اند. نواحی تغیییر رنگ یافته چروک خورده و فرورفته اند و اغلب با یک هاله زرد رنگ احاطه شده اند. این نواحی معمولا در قسمت بالای میوه ، جایی که بیشتر در معرض آفتاب قرار می گیرد، دیده می شوند. عارضه آفتاب سوختگی در بوته هایی که برگهای پایینی آنها دراثر Septoria یا Early Blight . از بین رفته اند، و میوه ها به شدت در معرض نور خورشید قرار گرفته اند، دیده می شود. بخشهای آسیب دیده میوه ممکن است توسط پاتوژن های ثانویه مورد حمله قرار گیرند. کنترل : مراقب باشید که در موقع برداشت یا هرس کردن، میوه ها در معرض نور مستقیم خورشید قرار نگیرند. داربست ها را طوری بببندید که میوه ها در معرض خورشید نباشند. استفاده از قارچکش ها و مبارزه با بیماری های برگی از نابود شدن برگها جلوگیری می کند. از کلتیوار هایی استفاده کنید که پوشش برگی مناسبی دارند. Catfacing علائم این عارضه به صورت نواحی فرو رفته و دندانه دار در قسمت گلگاه میوه است. گاهی خود میوه نیز بدشکل شده و به صورت قلوه ای شکل یا اشکال دیگر در می آید. این عارضه وقتی به وجود می آید که دمای هوا در طول گلدهی و تشکیل میوه کمتر از ۱۰ درجه سانتیگراد شود. این دما باعث می شو د که گرده افشانی کامل صورت نگیرد. در برخی مواقع گرمای زیاده از حد، آسیبهای ناشی ازبرخی علف کشها مثل D ـ ۴و۲ و تغییرات رطوبت خاک باعث catfacing می شود. در ضمن نیتروژن زیاد نیز باعث تشدید این عارضه می گردد. بروز catfacing به نوع کلتیوار گوجه فرنگی نیز بستگی دارد و در کلتیوارهای قدیمی بیشتر است. در ضمن کلتیوارهایی که میوه درشت تری دارند، حساس ترند. ترک های رشد: Growth Cracks در گیاه گوجه فرنگی دو نوع ترک رشدی دیده می شود : متحدالمرکز و شعاعی . ترکهای رشدی متحدالمرکز باعث بوجود آمدن ترکهای دایره ای شکل در انتهای میوه می شوند ولی ترکهای شعاعی از انتها به طرف خارج گسترش می یابند. این عارضه هنگام رسیدن میوه ظاهر میشود. این ترکها غالبا وقتی بوجود می آیند که شرایط مختلفی مثل نوسانات زیاد دما و رطوبت باعث تغییر شدید سرعت رشد می گردد. باران های شدیدی که پس از آب و هوایی خشک به وقوع می پیوندند، باعث بوجود آمدن ترکهای شعاعی در اکثر کلتیوارهای گوجه فرنگی می شوند. توانایی تحمل کلتیوارهای گوجه فرنگی نسبت به ترک خوردن متفاوت است و بستگی به استحکام و قابلیت انبساط ( strechability) پوست میوه دارد. کلتیوارهای بسیار حساس موقعی که میوه هنوز سبز است، ترک می خورند و کلتیوارهایی که تا حدودی مقاومند غالبا تا مراحل بعدی ترک نمی خورند. هر چه میوه زودتر ترک بخورد، ترکهای عمیق تر ی در آن بوجود می آید. نیتروژن زیاد و پتاسیم کم در ترک خوردن میوه ها نقش دارند و بنابراین فراهم کردن مواد غذایی مناسب، آبیاری منظم و کافی باعث کاهش احتمال ترک خوردن میوه ها می گردد. Puffiness میوه هایی که دچار این عارضه می شوند، تا حدودی پف کرده و زاویه دارند. حفرات داخل میوه، در صورت وجود، فاقد ماده ژلاتینی به میزان طبیعی اند و میوه بافت متراکمی ندارد. این عارضه در نتیجه گرده افشانی ناقص، کوددهی ضعیف و یا عدم تشکیل دانه به طور کامل بوجود می آید که غالبا ناشی از دمای پایین است. مشابه عارضه قبلی، نیتروژن زیاد و کمبود پتاسیم نیز باعث این مشکل می شوند. برخی از کلتیوارها نسبت به این عارضه حساس تراز بقیه هستند. رسیدن لکه دار : Blotchy Ripening در این عارضه بخشی از میوه به علت عدم تلقیح مناسب به خوبی نمی رسد. آب و هوای سرد باعث شیوع این عارضه می شود و کمبود آب یا مقدار زیاده از حد آن نیز باعث تشدید ان می گردد. علائم به شکل لکه های زرد رنگ یا سفیدی است که بافت زیر آن سخت باقی می ماند. نواحی آسیب دیده هم معمولا در بخش بالائی میوه ( Stem End ) هستند. این عارضه ممکن است با علائم ناشی از ویروس موزائیک توتون اشتباه شود. این بیماری در کلتیوارهای قدیمی شایع تر است. پیچیدگی برگ: Leaf Roll پیچیدگی برگ نوعی عارضه فیزیو لوژیک است که در اثر آب و هوای سرد و بارانی ایجاد می شود. این عارضه باعث پیچ خوردن برگهای پایینی به سمت بالا وضخیم و چرمی شدن آنها می گردد. پیچیدگی برگ اثری روی رشد گیاه و میزان محصول نمی گذارد و نیازی به مبارزه با آن نیست. عوارض ناشی از علف کشها علف کشها می توانند باعث بد شکل شدن شاخ و برگ گوجه فرنگی شوند. بوته های گوجه فرنگی به ویژه به D ـ ۴و۲ حساس هستند . علف کشهاباعث خم شدن برگها به سمت پایین، فنجانی و ضخیم شدن آنها می شوند. برگهای تازه باریک و پیچ خورده اند و به طور کامل توسعه نمی یابند. میوه ها ممکن است دچار catfacing شوند و نرسند. در ضمن در اثر بادبردگی ( drift ) هم ممکن است علف کشهایی که برای کنترل علفهای هرز چمنی به کار می روند، روی گیاه زراعی رفته و عوارض آشکار گردند. بخارات ناشی از علف کشها هم ممکن است گیاه را تا چند روز پس از کاربرد علف کشها تحت تاثیر قرار دهند. علف های چیده شده ای که قبلا علف کش روی آنها استفاده شده نیز نباید به عنوان مالچ درمزارع گوجه فرنگی به کار روند. اگر آسیب های وارد شده جزئی باشند، گیاه قادر به رشد و ترمیم خود خواهد بود. در ضمن گیاهان آسیب دیده باید به طور مرتب و کامل آبیاری شوند. علائم بیماری: علائم این بیماری به صورت پژمردگی و سبز خشک شدن کل بوته ظاهر می شود. گاهی در اندامهای هوایی هیچگونه علائمی دیده نمی شود ولی در غده ها آثار بیماری به صورت سیاه شدن آوندها مشاهده می گردد. چنانچه غده آلوده برش داده شود ترشحات باکتری به صورت قطرات سفید رنگی از آوندها خارج می شوند. غالباﹰ در ناحیه چشم غده ها مواد چسبنده ای خارج می شود که باعث چسبیدن خاک به محل آلودگی می شود. عامل بیماری زا در گیاهان گوجه فرنگی، توتون و بادمجان نیز ایجاد بیماری می کند. عامل بیماری: عامل بیماری باکتری Ralstonia solanacearum می باشد. عامل بیماری زا در غده های آلوده سیب زمینی و علف های هرز مزرعه سیب زمینی زمستان گذرانی می کند. مبارزه: الف) کاشت بذر سالم در زمینهای غیر آلوده ب) برقراری تناوب زراعی 5 ساله با استفاده ازگیاهان غیر میزبان ج) مبارزه با علفهای هرز مزارع سیب زمینی علائم بیماری: دو نوع علائم از این بیماری به نامهای جرب سطحی و جرب عمیق بر روی غده های سیب زمینی دیده می شوند. در جرب سطحی ابتدا اندازه لکه ها کوچک است ولی بعد لکه ها به هم متصل شده و به رنگ قهوه ای و چوب پنبه ای در آمده و سطح زیادی از پوست غده را می پوشانند. در جرب عمیق زخمهای فرورفته ای در غده ها ایجاد می شوند. ارقام پوست نازک به این بیماری حساس تر هستند. عامل بیماری بر روی چغندر، کلم، هویج، بادمجان، پیاز، ترب، شلغم و اسفناج نیز بیماریزا می باشد. عامل بیماری: عامل بیماری باکتری Streptomyces scabies می باشد. عامل بیماری زا مدتهای طولانی در خاک زنده مانده و از طریق غده های آلوده، آب، باد و ادوات کشاورزی آلوده به سایر نقاط انتقال می یابد. مبارزه: الف) کاشت بذر سالم در زمینهای غیر آلوده ب) برقراری تناوب زراعی با استفاده از سویا و یونجه ج) تنظیم pH خاک بین 5 تا 3/5 د) تنظیم دوره های آبیاری ه) کاشت ارقام مقاوم علائم بیماری: علائم معمولا از اواسط تا اواخر فصل بر روی بوته های سیب زمینی ظاهر می شوند. علائم بیماری به صورت پژمردگی و پیچیدگی برگها در یک طرف بوته و زردی بافتهای بین رگبرگی دیده می شوند. زردی برگها معمولا از پائین بوته شروع شده وبه طرف بالا پیشرفت می کند. برگهای بوته آلوده به تدریج خشک شده و به ساقه آویزان باقی می مانند. آوندهای چوبی در ریشه، ساقه و علی الخصوص در طوقه تغییر رنگ داده و به رنگ قهوه ای در می آیند. عامل بیماری: این بیماری توسط سه گونه قارچی Fusarium eumarti٬Fusarium oxysporum و Fusarium avenaceum ایجاد می شود. مبارزه: الف) برقراری تناوب زراعی با استفاده از غلات ب) جلوگیری از زخم شدن غده ها در زمان برداشت ج) جمع آوری بقایا و انهدام آنها د) کاشت بذر سالم و ضد عفونی شده ه) تنظیم دوره های آبیاری علائم بیماری: بر روی برگها علائم به صورت لکه های قهوه ای رنگ با دوایر متحدالمرکز موجی و با حواشی کلروتیک دیده می شوند. لکه ها به سرعت توسعه پیدا کرده و ممکن است تمام اندامهای هوایی گیاه حالت سوخته به خود گیرند. در غده ها علائم به صورت لکه های سیاه فرورفته و با حواشی مشخص دیده می شوند. بافت زیر لکه ها قهوه ای رنگ شده و به حالت اسفنجی در می آید. عامل بیماری: عامل بیماری قارچ Alternaria solani می باشد. مبارزه: الف) کاشت بذر سالم و ضد عفونی شده ب) برقراری تناوب 2 تا 3 ساله ج) جمع آوری بقایا و انهدام آنها د) سمپاشی بوته های دارای علائم با استفاده از سموم قارچکش مسی علائم بیماری: علائم معمولا یک ماه بعد از انبار کردن غده ها به صورت لکه های قهوه ای بر روی غده ها به ویژه در محل زخمها دیده می شوند. به تدریج پوست روی لکه فرورفته و چروکیده شده و غده ها به حالت مومیایی در می آیند. غده ها در طول دوره انبار کردن به این بیماری حساس تر می باشند. توسعه بیماری در رطوبت نسبی بالای 70 درصد و حرارت 15 تا 20 درجه سریعتر صورت می گیرد. استفاده ازکودهای فسفره از پیشرفت بیماری می کاهد ولی استفاده بی رویه از کودهای پتاسه و ازته در مزرعه باعث حساسیت غده ها می گردد. این بیماری یکی از بیماریهای مهم سیب زمینی بوده و بیش از 20 درصد سیب زمینی هایی که در بازار به فروش می رسند به صورت پنهان و آشکار به این بیماری مبتلا هستند. عامل بیماری: این بیماری توسط دو گونه قارچی Fusarium solaniوFusarium roseumایجاد می شود. مبارزه: الف) جلوگیری از زخم شدن غده ها در زمان برداشت ب) ضد عفونی غده های بذری با استفاده از سموم قارچکش ج) جداکردن غده های آلوده و سالم در انبار ج) ضد عفونی انبار د) تهویه مناسب و حفظ دمای انبار در درجه حرارت 4 تا 7 درجه سانتی گراد علائم بیماری: علائم بیماری در روی غده سیب زمینی نیز به صورت تشکیل اسکلروت های سیاه رنگی است که سطحی بوده و با آب شسته نمی شوند. زمانی که غده های آلوده به اسکلروت در خاکهای مرطوب کاشته شوند جوانه های روی غده می میرند و یا در رشد آنها وقفه ایجاد می شود. در روی ساقه هایی که از غده آلوده می رویند زخم ایجاد می شود. علائم این بیماری در مزرعه به صورت کوتولگی بوته، ارغوانی شدن برگها، پیچیدگی و زردی برگها در بوته های آلوده دیده می شوند. مناسبترین حرارت برای جوانه زنی اسکلروت ها 23 درجه میلی گراد است. این بیماری علاوه بر سیب زمینی بسیاری از گیاهان زراعی دیگر از جمله حبوبات، گیاهان روغنی، پنبه و کلم را نیز آلوده می کند. عامل بیماری: عامل بیماری قارچ Rhizoctonia solani می باشد. مبارزه: الف) کاشت غده های سالم و عاری از اسکلروت ب) ضد عفونی غده های بذری با استفاده از سموم قارچکش ج) عدم کشت سیب زمینی به مدت 3 تا 4 سال در زمینهای آلوده
برچسبها: شانکرها, Cytopora, یاری رسان شما, کرم سیب
.: Weblog Themes By Pichak :.


