جبر را گر جبر به جبری جبرا اختیارت . نداری دگر فرصت اختیار تا اختیار اختیارا کنی علیرضا فرجزاد -- گیاهان دارویی.... قسم16///بقیه کل مطالب  را در ادامه مطلب ببینید6

کاجيره
کاشتني و بياباني دارد .بيخ آن ارزش دارويي ندارد .اما سائيده برگ و برش مفيد است .
مزاج :گرم و خشک
خاصيت :روغنش تقريباً حکم روغن گزنه دارد و از آن ناتوان تر است .
اندام هاي غذا :براي معده خوب نيست ، شير را در معده پنير مي کند .
سينه :سينه را مي پالايد و صدا را صاف مي کند .
اندام هاي راننده :با انجير يا عسل بخورند بلغم سوخته را بيرون مي آورد . علاج قولنج است شهوت برانگيزد .روغنش شکم را روان مي سازد .
زهرها :برگ يا ثمر کاجيره بياباني را با هم بخورند پادزهر نيش کژدم است .
ديسقوريدوس گويد :اين گياه برگش دراز و خم شده و زبر و خاردار است . ساقه اش تقريباً به بلندي دو ذرع و بي خار است . بر سر ساق ها تاج هايي شبيه دانه زيتون هاي بزرگ است .گلش زعفراني و سفيد و قسمتي به سرخ رنگي مايل است و در خوراک مصرف مي شود .
مزاج :گرم و خشک است .
خاصيت :رساننده است و قبوضيتي معتدل دارد .
آرايش: لکه هاي سياه و لک و پيس را مي زدايد .
زخم :با سرکه بر (قوبا )بمالند مفيد است .
سر :کاجيره بياباني را با عسل مخلوط کنند و به دهان بچه بمالند زخم دهان را شفا مي دهد .
کبر
Cabr
دو نوع ثمر دارد يکي خرنوب شامي و ديگري که به خيار شبيه است .
بيخ آن تلخ و تند است . نوعي کبر هست که آن را کبر قلز مي گويند و به حدي تند است که تاول در دهان پديد مي آورد و لثه را آماس مي دهد . براي استفاده دارويي پوست بيخش از همه نافع تر است .
مزاج :همه انواعش گرم و خشک است .
خاصيت :تحليل برنده ، زداينده ، بازکننده ، بيخش تکه کننده ، لطافت بخش ، پاک کننده و باز کن است .پوستش تلخ و تند و گيرنده است .
ورم و جوش :بيخ و برگش خنازير را مي گدازد و سخت ها را نرم مي کند .
زخم و قرحه :پوست بيخش را بر زخم هاي پليد و چرکين بگذارند بهترين علاج است .
مفاصل :پوست بيخش در علاج بيماري اعصاب و درد سرين مفيد است و آبش را حقنه کنند در اين زمينه مفيد است .
براي دفع فلج و تخدير خوب است .چون گيرندگي دارد ، اندام ها را محکم مي کند و گسستگي سر و وسط ماهيچه ها را بهم جوش مي دهد .
سر:پوست بيخش را بجوند رطوبت هاي سر را جذب مي کند و سر درد سرد تسکين مي يابد .
آب آن را در گوش بچکانند کرم گوش را مي کشد .با دندان دردمند پوست بيخش را گاز بگيرند و به ويژه اگر پوست شاداب باشد درد بر طرف
مي شود .
سينه :نمک سودش داروي برنشيت است .
اندام هاي غذا :خوردنش همراه آب ، ضمادش که با آرد جو و غيره باشد ، و به ويژه پوست بيخ آن بهترين علاج طحال است .
اندام هاي دفعي :خلط نارسيده و غليظ را بيرون دهد . حيض را راه مي اندازد .کرم هاي ريز و درشت را از روده بيرون مي راند .داروي بواسير است .
شهوت انگيز است .نمک سودش قبل از غذا ملين است .
کبابه
ره آورد چين و قوتش به قوت روناس (فوه )شبيه است .
مزاج :گرم و خشک
خاصيت :باز کننده است و لطيف اما تا آن اندازه نيست که کار دارچين را انجام دهد .
زخم و قرحه :در علاج زخم گنديده که در اندام نرم باشد بسيار مفيد است.
سر:در مداواي زخم و جوش هاس گنديده دهان سودمند است.
سينه:در دهان گيرند صدا را صفا مي دهد.
اندام هاي غذا :راه بندان هاي کبد را به خوبي باز مي کند.
اندام هاي دفعي:مجراي بول را تنقيه مي نمايد.بول ريگي را بيرون
مي ريزد .سنگ کليه و مثانه را از بين مي برد.
کبيکه
ديسقوريدوس گويد چهار نوع است :
1 ـ برگش به برگ گشنيز شبيه و از آن پهن تر است .
2 ـ از نوع اولي بزرگتر و ريشه هايش ژرفا روتر است .
3 ـ بسيار کوچک و طلايي رنگ است .
4 ـ به نوع سوم شبيه ولي گلش سفيد شيري است .
مزاج :گرم و خشک
خاصيت :هر چهار نوعش گرم ، تند ، زخم آور ، زداينده ، پوست کن ، پوست گز و گدازنده است .
آرايش:برگ و شاخه اش قبل از آنکه خشک مي شوند در زدودن برص و سفيدي ناخن ، کم مويي بسيار مؤثرند و اثر مثبت دارند .
ورم و جوش :در برانداختن گري ، برکندن زگيل هاي ميخي ، و غده هاي آويزه اي ناشي از سرما بسيار داروي خوبي است .
زخم و قرحه :آب پز نيمه گرمش بر لکه هاي سياه مايل به سرخي (سعفه )مالند مفيد است .
سر :بيخ خشکيده اش از عطسه آورهاي قوي است .
گرد آن را بر دندان التهابي بمالند مفيد است .
کچوله
گونه اي از کف دريا است که جامد شده و به ني چسبيده است .چنان تند مزه است که به کار خوردن نمي آيد ، بعد از آنکه از تندي آن مي کاهند آنرا چون مرهم ماليدني به کار مي برند .
مزاج :بسيار گرم است .
خاصيت :مزاج سرد و تباه را به حالت طبيعي بر مي گرداند و استعمال آن تنها بايد از راه ماليدن خارجي باشد .
آرايش :لکه ها را از بين مي برد .
دمل و جوش :جوش هاي شري را درمان مي کند .
زخم و قرحه :در مداواي گري تر و اگزما مفيد است .
مفاصل :ضمادش در علاج بيماري اعصاب سودمند است .
کدو
مزاج :سرد و تر است .
خاصيت :در آب جوشيده اش بسيار کم غذا است . زود راهي مي شود .
افشره اش درد گرم گوش را آرام مي کند و به ويژه اگر با روغن گل باشد بهتر است . در علاج ورم مغزي و سرسام و تسکين درد گلو مفيد است .
نفس کش :قاوت کدو علاج سرفه و سينه دردي است که ناشي از گرما
باشد .اندام هاي غذا :آب پزش زائده هاي گرم را از معده مي لغزاند و مي راند .
افشره اش را در بيني کشند درد دندان تسکين مي يابد .کدو رفع تشنگي مي کند .
تب ها :در تب هاي بسيار شديد مفيد است .
کرفس
چند نوع است :کوهي ، بياباني و کاشتني
قوي ترين کرفس رومي کوهي است .
مزاج :گرم و خشک
خاصيت :بادبر ، بازکننده ، بندآمدني ها ، عرق آور و مسکن درد است . آرايش :کرفس بياباني از کم مويي ، ترک ناخن ها ، زگيل ها و ترک پوست ناشي از سرما داروي خوبي است .کرفس کاشتني دهان را خوشبو مي کند.
ورم و جوش :هرنوع از کرفس و به ويژه کرفسيي که نامش (سمرنيون )است ورم هاي بلغمي تازه بر آمده و ورم هاي سخت و گرم را تحليل مي برد .
زخم و قرحه : کرفس بياباني و به ويژه سمرنيون نامش چون ضماد شود پوست مي کند و از اين رو در علاج گري ، بيماري ويروسي و ساير زخم ها خوب است که آنها را بهبودي مي بخشد .
مفاصل :کليه اجزاء سمرنيون داروي بيماري اعصاب مي باشد .
سر :براي صرع خوب نيست صرع را بر مي انگيزاند ، مي گويند ريشه کرفس را بر گردن ببندند درد دندان آرام مي يابد ولي دندان شکن است .
سينه :کرفس و به ويژه سمرنيون در علاج سرفه ، برنشيت ، تنگ نفسي و دشواري نفس سودمند است .ضماد کرفس ورم گرم پستان را فرو مي نشاند.
چشم :در معالجه چشم درد کرفس کاشتني ضماد مي شود .
اندام هاي غذا :براي کبد و طحال مفيد است .باد گلو را تحريک مي کند زيرا تحليل برنده است زود هضم نيست .زودگذر نيست . تخم کرفس در علاج استسقاء مفيد است .کبد را مي پالايد و گرم مي نمايد .
بول و حيض را راه مي اندازد ، براي زن باردار خوب نيست .همه نوع هاي کرفس و همه اجزاء کرفس از تخم تا برگ و غيره براي پالايش کليه و مثانه و زهدان سودمند است .
تخم و برگش مسهل نيستند .ولي بيخش شکم را نرم مي کند .کرفس کوهي سنگ را خرد مي کند هر نوع کرفس و به ويژه سمرنيون بياباني از عسر بول رهايي مي دهد ، بچه دان را بيرون مي آورد .اگر هميشه کرفس بخورند و عادت هميشگي شود رطوبت سوزناک در زهدان پديد مي آيد .بعضي گفته اند : کرفس شهوت انگيز است و نبايد زن شيرده کرفس بخورد زيرا شهوت جنسي بر او غالب مي آيد و شيرش به تباهي مي گرايد .
کرفس رومي در علاج قولون و مثانه و کليه مفيد است و بادکردگي مقعد را فرو مي نشاند .
خوردن آبش براي استسقاء مفيد است .
تب ها :در تب هاي هر روزي مفيد است .
زهرها :بيخ سمرنيون بياباني بخورند پادزهر حشرات است .
کرفس کاشتني را با بيخش بپزند و بخورند پادزهر سم است و گزند حشرات را دفع مي نمايد .گزند مردار سنگ را از بين مي برد .اين دارو را با داروهاي ترکيبي پادزهر مخلوط مي کنند .
کسي که سم خورده اگر آش کرفس و عدس بخورد قي مي کند و سم را بيرون مي دهد .کسي که کرفس خورده اگر به نيش عقرب گرفتار آيد کارش دشوار است .
کرويا
درختش در ارمنستان و مملکت (قماعينا )بسيار است و در عربستان و هندوستان و غيره نيز يافت مي شود .کرويا ثمر اين رستني است .
آنچه ره آورد هندوستان و ارمنستان است و در کوبيدن سرسخت ، پر و متراکم است خوب است و در غير اين صورت ارزش ندارد .
قسم خوب کرويا بوي خون مي پراکند و مزه اش تند مايل به تلخي است .
مزاج :گرم و خشک
خاصيت :گرمي بخش ، خون به سوي پوست مي آورد ، گدازنده است و اندام هاي دروني را توان مي بخشد .
زخم و قرحه :با سرکه بر پوست بمالند علاج گري و بيماري ويروسي است .
مفاصل :در علاج درد عصب ، درد سرين ،دربيرون راندن بلغم ، در مداواي فلج و گرفتگي ماهيچه مفيد است .
سر :با آب بخورند علاج صرع است .
سينه :سرفه را آرام مي کند و سينه را مي پالايد .
اندام هاي راننده :علاج درد و پيچ روده و ضد کرم و کرم کدو است .
زهرها :پادزهر نيش کژدم و حشرات ديگر است .
کرم سرخ ، کرم خاکي
اندام هاي دفعي :اگر با روغن زيتون و موم و زرده تخم مرغ مخلوط شود و از ماده گدازنده گيش بکاهد و سخت نشود در مداواي درد زهدان ، کليه ، ادرار بول و حيض مفيد است .
اگر با زيره سياه قرد مانا باشد داروي بواسير است .
تب ها :علاج تب و لرز است .
زهرها :پادزهر حشرات موذي است .
کره
مزاج :گرم و تر و رطوبتش بيشتر است .
خاصيت :رساننده ، تحليل برنده و سست کننده است .
آرايش: اگر بدن را با کره آغشته کنند غذا مي دهد و فربه مي گرداند .
زخم و قرحه :در علاج زخم هاي پي مفيد است . زخم را پر و پاک مي نمايد .
سر :کره را با داروهاي زخم هاي پرده مغز ،ورم هاي بيخ گوش ، پره بيني ، دهان و لثه و جوش هاي زبان مخلوط مي کنند .لثه کودکان را کره بمالند دندان آسان تر بر مي آيد .
اندام هاي نفس :کره و اگر به ويژه با بادام و شکر باشد در علاج سرفه سرد و خشک ، ذات الجنب و ذات الريه مفيد است .
خون بر آوردن را سهل مي کند و مي رساند اگر با بادام و شکر باشد رسانندگي آن بيشتر است .کره به تنهايي در تنقيه کمتر اثر دارد و رسانندگي آن بيشتر است .اما اگر با شکر باشد تنقيه آن بيشتر از پخته آن است .
اندام هاي دفعي :کره ملين است و زيادش مسهل .براي علاج ورم هاي گرم و سخت روده ،زهدان و رگهاي بيضه حقنه کره سودمند است .
کره را با داروي خراج دهانه مثانه مخلوط مي کنند .
زهرها :بر مار گزيده بمالند سودمند است .
کرچک
خاصيت :تحليل برنده و ملين و روغنش از روغن زيتون ساده لطيف تر و لطافت بخش تر است .
آرايش:کوبيده کرچک زگيل را بر مي کند و لکه هاي سياه را مي زدايد .
ورم :برگ کرچک را بکوبند و با آرد جو مخلوط کنند ورم بلغمي را فرو مي نشاند .
زخم :روغن کرچک داروي زخم تر و گري است .
اندام هاي غذا :اگر سي دانه کرچک را بسايند و بخورند معده را بسيار سست مي گرداند .
سينه :تنها با سرکه بر پستان بگذارند ورم پستان فرو نشيند .
اندام هاي راننده :کرچک دانه را بکوبند و بسايند و بخورند بلغم و مراره و کرم را بيرون مي راند .
کسيلي
چوبک هايي است مانند (فوه )روناس و سياهي بر آن چيره است .
مزاج :گرم و تر است .
خاصيت :چسبنده است و در شکستن نيروهاي داروهاي گرم کار صمغ عربي را انجام مي دهد .
آرايش :فربهي بخش است و رنگ رخساره و پوست را زيبا مي کند .
کشوث
به شکل الياف و به ليف مکي مي ماند و بر خارها و درخت ها مي پيچد .
آبي برگ است و گلهاي کوچک و سفيد دارد .مزه اش تلخ گس است و تلخي چيره است .
مزاج :گرم و خشک
خاصيت :تنقيه مي کند .ريختني هاي لطيف را از رگ ها خارج مي نمايد . بر معده سنگيني مي کند ، زيرا قبض است .رگ ها را مي پالايد و هز زائده اي باشد بيرون مي آورد .افزاينده و لطيف است .
اندام هاي غذا :کشوث و به ويژه در روغن جوشيده اش معده را تقويت
مي کند .
اگر همراه سرکه بخورند سکسکه را تسکين مي دهد ،راه بندان هاي کبد و معده را باز مي نمايد و معده و کبد را تقويت مي نمايد . آب آن در بيماري يرقان بسيار مفيد است .
افشره کشوث بياباني را اگر بسايند و در آب انگور کهنه ريزند معده ناتوان را توان مي بخشد .
اندام هاي دفعي :پليدي هاي شکم بچه را در زهدان تنقيه مي کند ، زيرا تنقيه کننده رگ ها است .بول و حيض را راه مي اندازد .در تسکين پيچ و درد شکم و روده مفيد است .
آن را بردارند و خونريزي را بند مي آورد .
در روغن جوشيده اش قبوضيت مي دهد و رطوبت هاي زهدان را پاک
مي کند .
تب ها :آزمايش شده است که تخم و آبش بهترين علاج تب هاي کهنه است .
کشنيز
جالينوس فرمايد قوتي که در تر و خشک گشنيز است قوتي مرکب است چيرگي با خاکي تلخ و آبي نيم گرم است و کمي گسي دارد که کمي گيرنده شده است .
مزاج :گرم و خشک
خاصيت :گيرندگي و تخدير دارد . افشره آن با شير هر ضرباتي را تسکين مي دهد .
ورم و جوش :علاج ورم گرم است . گشنيز با آبگوشت ساده ، سرکه ، روغن گل ، عسل و روغن زيتون علاج (شري ) و آتش فارسي است .
گشنيز همراه با آرد باقلا ، يا قاوت ، آرد نخود خنازير را تحليل مي برد . اگر بجاي گشنيز افشره اش باشد همين تأثير را دارد .
سر :سرگيجه يا صرع که از بخار مراره اي يا بلغمي منشاء گرفته باشند چاره اش با گشنيز است .زيرا گشنيز بخار سر را دفع مي نمايد و به همين سبب است که اگر کسي صرعش ناشي از بخار معده است گشنيز در خوراکش مي ريزند و زياد به وي مي خورانند .گشنيز تر يا خشک ذهن را مشوش
مي نمايد .گشنيز تر خواب آور است و خون دماغ را بند مي آورد .پاشيدن گرد خشکيده اش يا مزمزه کردن با افشره اش زخم داخل دهان را علاج
مي کند .
چشم :تيرگي چشم پديد مي آورد .افشره اش را در چشم بچکانند و به ويژه اگر همراه با شير پستان زن باشد پرش و ضربان چشم را تسکين
مي دهد.
ضماد برگش بر چشم ، چشم را از مواد سيلاني محفوظ مي دارد .
نفس کش :علاج حفقان گرم است . گشنيز با آب بارهنگ بخورند خون برآوردن را قطع مي کند .
اندام هاي غذا :دير هضم است . معده گرمي دار را توان مي بخشد . در روغن جوشيده اش مانع استفراغ است .
تخمش در روغن بجوشد قبض است .گويند تخمش باسيکي کرم هاي دراز را بيرون مي آورد گشنيز تر با عسل و روغن زيتون ورم گرم رگ هاي بيضه را فرو مي نشاند .
تر و خشک گشنيز قوت جماع را کاهش مي دهد .
زهرها :زياد آن کشنده است . آدمي را به چنان غمي دچار مي سازد که غش مي کند و دق مرگ مي شود .
کف مريم
شکل آن به کف دست مي ماند .قسمي با دو رنگ زرد و سفيد ، قسمي ديگر زردرنگ و گرد رنگ و بدون سپيدي مي باشد .سخت و کمي شيرين است . در آب کردن زوائد سخت ، بسيار مؤثر است .
مفاصل :در علاج بيماريهاي مربوط به اندام هاي عصبي سودمند است .
اندام هاي سر :مخصوصاً درمان ديوانگي است .
کف دريا
کف دريا پنج نوع است :
1 ـ ابري شکل و تندبو و بويش به بوي مشک ساييده مي ماند که اين نوع پرمايه است و در کنار آب پيدا مي شود .
2 ـ ابري شکل و سبک و دراز و نرم است و بوي جل وزغ را مي دهد .
3 ـ گلرنگ
4 ـ بنفش رنگ که اين دو نوع سبک و کم مايه و به پشم چرکين شباهت دارند .
5 ـ به شکل قارچ است و رويه اش صاف و طرف اندروني زبر و هيچ بويي ندارد .
مزاج : گرم و خشک
خاصيت : پليدي ها را پاک مي کند ، زداينده وسوزنده است . کف درياي گلرنگ از ساير انواع آن لطيف تر است .
آرايش :سوخته کف دريا و به ويژه سوخته گلرنگ آن داروي کم مويي است . گويند کف درياي قارچي را براي ستردن مو و درمان لکه هاي سياه استعمال مي کنند .
سر :کف دريا عموماً دندان ها را استوار مي کند و صاف آن در جلا دادن دندان ها کاري تر است .
دمل و جوش :کف درياي صاف ورم هاي ميخي را علاج کند و گلرنگش داروي خنازير است .
زخم و قرحه :کف دريا عموماً و به ويژه دو نوع ابري آن در علاج گري چرکين و انواع بيماري ويروسي مفيد هستند .
مفاصل : اگر کف گلرنگ را با موم و روغن گل مخلوط کنند داروي نقرس است .
اندام هاي غذا : گلرنگش براي طحال و استسقاء سودمند است .
اندام هاي دفعي : کف گلرنگ علاج دشواري بول و درد گرده است و سنگ مثانه را بيرون مي آورد .
کلم
يکي از سبزيجات مشهور است .
مزاج :بيخ کلم از برگش تر مزاج تر و کلم وحشي از کاشتني گرم و خشک تر است .
خاصيت :رساننده و نرمي بخش است و اگر پخته شود و آب اولش را بريزند ملين است .
خاکستر شاخه هايش بسيار خشکاننده است و براي تسکين دردها مفيد است .
ماده غذائيش کم و از عدس مرطوب تر است . نم برگ هايش هم خوب
نيست .ورم و جوش : کلم بياباني و دريايي و کاشتني سخت ها را نرم مي کنند . اگر برگ کلم بياباني با کاشتني را خوب بکوبند و تنها با قاوت ضماد کنند علاج ورم گرم بلغمي و باد سرخ و شري است .
زخم و قرحه :زخم را بهم مي آورد .سرايت زخم پليد را باز مي دارد .با سفيده تخم مرغ در بريدگي بگذارند مفيد است . با نمک مخلوط شود آتش فارسي را بر مي کند و در مداواي گري چرکين سودمند است .
مفاصل :داروي لرزش است . با شنبليله ضماد نقرس است . آب پزش را بر مفاصل بمالند درد از بين مي رود . با آرد شنبليله و روغن کنجد ضماد نقرس باشد مفيد است .
سر : داروي سپوسه و شوره است . افشره اش را به بيني کشند سر را مي پالايد .زبان را خشک مي گرداند ، خواب آور است . رنگ و رو را صفا مي دهد .
چشم :با اينکه در داروهاي سرمه اي وارد است ولي خود به خود تم چشم مي آورد .
سينه :افشره يا آب پزش را با سرکه غرغره کنند علاج خفگي است .
کلم خوردن صدا را صاف مي نمايد .کلم را بجوند و آبش را بمکند صدابريدگي از بين مي رود .
اندام هاي غذا : براي معده بد است . افشره اش همراه آب انگور کهنه براي طحال و يرقان سودمند است .جزء تمام سفيدش دير هضم است . برگ خام کلم را با سرکه بخورند براي بيماران طحال مفيد است .
اندام هاي دفعي :بول و حيض را ريزش مي دهد . تخم کلم با آب لوبيا گرگي داروي کرم است .شکوفه اش حيض را به راه مي اندازد . خاکستر بيخش سنگ را خرد مي کند . کلم بحري که شوري و تلخي دارد ملين است و اگر با گوشت چرب باشد مسهل است .
برگش را بر جاي درد گرم روده بمالند مفيد است .
ديسقوريدوس گويد :اگر کمي در آب بجوشد و بخورند مسهل است . اگر دوباره آن را در آب بجوشانند و بخورند قبوضيت مي آورد .
افشره کلم را با بيخ زنبق و نطرون مخلوط کنند اسهال آور است .
تخم کلمي که تنها در مصر مي رويد داروي کرم است .
زهرها : افشره کلم همراه آب انگور کهنه پادزهر نيش مار است و براي سگ هار گزيده هم خوب است . تخم کلم مصري را يکي از پادزهرها شمرده اند.
کمات
ديسقوريدوس گويد : بيخي است گرد و بي ساقه و بي برگ ، به رنگ خاکي پنبه آسا .
آنچه از زمين هاي ريگ زار است و بوي بد ندارد خوب و تر آن بهتر از خشک است .
خاصيت :بسيار غليظ است .
مفاصل : براي فلج خطر دارد .
سر :بيم سکته در بر دارد .
چشم :آبش ديده را جلا مي دهد .
اندام هاي غذا :دير هضم و آزار دهنده و بر معده سنگين است .
اندام هاي دفعي :سبب قولنج و بي اختياري ادرار مي شود .
کنجد
از هرتخمي چرب تر است و همين است که زود تغييرمي يابد و فاسد
مي شود.
بعضي گويند روغن کنجد تنها براي بيماران سودايي مفيد است چون گرمي و تري مي افزايد .
جرمش از روغنش قوي تر است .
خاصيت :گرمي اش معتدل ، چسبنده ، نرم کننده ، سستي بخش و در روغنش غلظتي هست .کنجد روغن جوشيده کم زيان تر از کنجد عادي
است .
آرايش :خوردن کنجد و روغن کنجد ، ماليدن روغن کنجد و به ويژه افشره ساقه و برگش مو را دراز مي کند و سوزني (نازک )را از بين مي برد .
آس را در روغن کنجد بجوشانند مو را از ريزش نگاه دارد و ريشه مو را تقويت مي کند و سخت مي گرداند .
ورم :ورم گرم را نرم مي کند .
زخم و قرحه :علاج سوختگي است . روغن کنجد را با آب آلو و آب مويز مي خورند ، خارش بلغمي و خوني از بين مي رود .
مفاصل :ضماد کنجد ستبري عصب را سرحال مي آورد .
سر :روغن کنجد مخلوط با عطر گل سردرد بسيار گرم و سوزان را تسکين مي دهد .
افشره بوته کنجد داروي (ابريه )سوزني است .
چشم :ضماد کنجد التهاب و آماس چشم را فرو نشاند .
سينه :در علاج تنگ نفسي و برنشيت مفيد است .
اندام هاي غذا :دل بهم آور است . براي معده بد است ، زود سير گرداند و اشتهاي خوراک از بين ببرد .دير هضم است و اندام هاي دروني را سستي مي دهد .
تشنگي آور است .غذايي بسيار چرب مي دهد . کنجد پوست کنده دير سرازير مي شود ، اگر با پوست باشد زودتر از پوست کنده به معده مي رسد .
براي قولون مفيد است .کنجد خيس شده در آب در ريزش دادن حيض بسيار قوي است .اگر کنجد را در آب خيس کنند و با تخم خشخاش و تخم کتان بخورند آب پشت را فزوني مي دهد و شهوت انگيز است .
زهرها :پادزهر مار شاخدار است .
کنجده
صمغ گياه خارداري است که در ايران مي رويد . نوعي از آن تلخ و نوع ديگر آن کمي تلخ است .
بهترين نوع انزروت نوعي است که رنگش مايل به زرد است و به کندر شبيه است .
مزاج :برخي گفته اند که اين گياه گرم و خشک است .
ابن جريج گويد :«انزروت در ايران و (لوردجان )مي رويد و بسيار گرم است » .
خاصيت درماني :اين گياه خاصيت ترميم کنندگي دارد و بدون سوزش
است .از اين رو لبه زخم را بهم مي آورد و جوش مي دهد . در مرهم ها نيزبکار مي رود .
انزروت ، تنگ شده ، سد کننده ، رساننده و تحليل برنده است .
آرايش :خوردن زياد و مداوم انزروت براي همه به ويژه براي پيران موجب ايجاد طاسي سر مي گردد .
دمل و جوش :ضماد انزروت تمام دمل ها را تسکين مي دهد .
زخم و قرحه ها :انزروت گوشت تباه زخم را تحليل مي برد . زخمهاي آبدار را بهبود مي بخشد و شکستگي در «زبرده »را التيام مي دهد . براي اين منظور نيروي تحليل برنده انزروت و نيروي تحليلي که در ريشه آن است مورد استفاده قرار مي گيرد که خشکاننده است .
اندام هاي سر :اگر فتيله آغشته به عسل را در انزروت کوبيده بگذارند و بعد آن را در گوش دردناک فرو کنند درد گوش در مدت چند روز قطع مي شود .
چشم :اگر انزروت را به ويژه با شير خر پرورش دهند در معالجه رمد ، ژفک چشم ،ريزش اشک و بيرون آوردن خاشاک از چشم مفيد است .
اندام هاي دفعي :انزورت بلغم خام و غليظ را به ويژه بلغمي که در سرين و مفاصل وجود دارد دفع مي کند .
کنگر
به خارخسک مي ماند ، ليکن از آن سفيدتر است و خار بلندتر دارد .برگ آن به برگ هل شبيه است ليکن نازک تر و سفيد تر است .
ساقه اش به دو گز مي رسد .گلش ارغواني رنگ و دانه اش به دانه کاجيره شبيه و از آن مدورتر است .
تخم آن گرم و لطيف است و بعضي گفته اند بسيار گرم است .
خاصيت درماني :در کنگر بطور عموم و به ويژه در تخم آن قوتي تحليل برنده و بازکننده موجود است .نزيف را بند مي آورد و در گيرندگي معتدل است .
دمل و جوش :از خاصيت گيرندگي و گدازندگي که در آن هست در علاج ورم هاي بلغمي مفيد است و بيخ و ساير اجزاء آن را بر ورم مي گذارند . بيخش بسيار مؤثر است .
مفاصل :از گيرندگي معتدل که با تحليل بردن همراه است در علاج ترنجيدگي سودمند است .
هرگاه جنبش ماهيچه هاي کودک بر وفق مراد نباشد تخم کنگر مي خورند .
اندام هاي سر :با افشره آن مزمزه کنند درد دندان تسکين مي يابد .
سينه :کنگر و به ويژه بيخ آن در علاج خون آمدن از سينه مفيد است .
اندام هاي غذا :ناتواني معده را بر طرف مي نمايد و انسداد را باز مي کند .
کنگر و به ويژه بيخ آن در علاج اسهال مزمن و اسهال واگير مفيد است و ضمناً مدر است .
تب ها :در مداواي تب هاي بلغمي دراز مدت ، تب هايي که ناشي از ضعف معده باشند و کليه تب هاي کهنه سودمند است .
زهرها :کنگر را بجوند و بر جاي نيش عقرب گذارند سم را بر مي کشد . خوردم تخم آن درمان گزند حشرات موذي است .
کنگر فرنگي بياباني
دارويي است کرماني و از ايران است .
مزاجش گرم است و لطيف .
کنيلا
تخم هايش ريگ مانند و سرخ است که از سرخي ورس کمتر است .
مزاج :گرم و خشک
خاصيت :بسيار گيرنده است .
اندام هاي راننده :مي گويند چه بخورند يا بمالند کرم و کرم کدو را بيرون مي آورد .
کندر
صمغي است از شهري که يونانيان آن شهر را کندر مي خوانند .
گاهي کندر را از شهري مي آورند که نامش (مرباط ) است .
بهترين نوع کندر قسم نر و سفيد رنگ و مدور شده اش است که اگر بشکند ميانش زرد طلايي رنگ چسبيده است .
مزاج :خود صمغ کندر گرم و خشکاننده است .
پوست صمغ کمي از صمغ سردتر و خشکاننده تر است .
خاصيت :در کندر قبضي بسيار کم است .رساننده است و سوزشي براي گوشت در بر ندارد .نزيف خون را بند مي آورد و اگر زياد از لازم به کار رود خون را مي سوزاند .
دود کندر در قبضي و خشکيدن از همه قوي تر است .
آرايش :کندر با عسل مخلوط شود و بر کژدمه بگذارند خوب مي شود .
پوست کندر علاج آثار زخم است .
کندر مخلوط با سرکه و روغن زيتون را بر جايي که درد مرکب دارد بمالند سودمند است .درد مرکب دردي را مي گويند که برجستگي هاي زگيل مانند از پوست برآيد و احساسي مثل جاي پاي مورچه بر بدن حس مي شود .
ورم و جوش :مخلوط با قيموليا و روغن گل علاج ورم گرم پستان است .
کندر در ضمادهاي تحليل برنده ورم دروني مفيد است .
زخم و قرحه :بهترين خوب کننده زخم هاي تازه است .
زخم هاي ساري را از سرايت باز مي دارد .
کندر باپيه اردک داروي بيماري ويروسي است .کندر و پيه خوک علاج زخم هاي لبه اي و ترک هاي ناشي از سرماست .زخم هاي سوختگي را بهبود مي بخشد .
سر :هوش و فکر را تقويت مي کند .بعضي مردم را نصيحت مي کنند که هميشه ناشتا آب خيسانيده آن را بخورند . اما زياد خوردنش سر درد مي آورد .کندر با نطرون مخلوط باشد و سر را با آن بشويند سپوسه و شوره را از بين مي برد .اگر کندر را با آب انگور کهنه در گوش بچکانند درد گوش تسکين مي يابد .
کندر با زفت مخلوط باشد يا همراه روغن زيتون يا آميزه شير شود و بر صدفه ي گوش بمالند ترک ها را بهبودي مي بخشد .
خون دماغ حجاب مغزي را قطع مي کند .
در دردهاي گوش ناشي از کوبيدگي بسيار سودمند است .
چشم :زخم هاي چشم را پر مي کند و خوب مي نمايد . ورم مزمن چشم را مي رساند .
دود کندر ورم گرم چشم را بهبود مي بخشد .جريان رطوبت هاي چشم را بند مي آورد .
زخم هاي پليد چشم را درمان مي کند .چرک و خون زير قرنيه را پاک مي کند .
کندر يکي از داروهاي بسيار با ارزش براي ناخته سرخ کهنه شده چشم است . در علاج جوش سرطاني چشم مفيد است .
نفس کش و سينه :کندر مخلوط با قيموليا و روغن گل ورم گرم پستان تازه زاييده را خوب مي کند .
يکي از داروهاي قصبت الريه بشمار مي آيد .
اندام هاي غذا :کندر استفراغ را بند مي آورد .پوست کندر معده را قوي مي گرداند ، از سستي باز مي دارد و از هر قسم ديگر کندر براي معده گرمي رسان تر است و در گوارش مفيدتر .
پوست کندر براي بهم آوردن معده سست از هر چيز بهتر است .
اندام هاي دفعي :از بي اشتهايي و فساد معده جلوگيري مي کند .
خونريزي زهدان و مقعد را بند مي آورد .
زخم هاي پليد مقعد را از سرايت کردن باز مي دارد .بشرطي که از کندر فتيله سازنده و در مقعد داخل کنند .
تب ها :در مداواي تب هاي بلغمي مفيد است .
زهر :اگر کندر زياد با آب انگور يا با سرکه بخورند سم است .
کور گندم
گلي است سبک وزن و به چوبک اشنان شبيه است .
بهترينش آن است که از سرزمين بربر مي آورند و هر آنچه ره آورد رقه است خوب نيست .
مزاج :تر و سرد است .
خاصيت :خشکاننده است و رطوبتي هم دارد .
گويند خونريزي را بند مي آورد .
آرايش:بسيار چاقي مي دهد .
کوشنه
ديسقوريدوس گويد :سه نوع کوشنه هست : يکي عربي که سفيد ، سبک ، خوشبوي و مايل به زردي است . دومي از هند است که سياه و به شکل خيار چنبر است .
سومي از سوريه آيد که سم است و رنگ چوبش به رنگ چوبي شبيه است که آن را (تند بو )گويند .
قسم خوبش کوشنه عربي سفيد ،تازه ، پرمايه ، درشت و رنگ نباخته است که زبان را بگزد و بتراشد .
مزاج :گرم و خشک
خاصيت :آنقدر تلخي و تندي و حرارت دارد که زخم مي آورد .
آرايش :با آب و عسل بر پوست بمالند لکه هاي سياه را بر مي دارد .
زخم و قرحه :زخم مي آورد . آنچه تلخ است زخم ترشح دار را مي خشکاند .
سر :در علاج بيماري (ليثرغس )مفيد است .
سينه :داروي سينه درد است .
اندام هاي راننده :خوردنش يا بوسيله ي قيف دود بر کشيدنش بول و حيض را ريزش مي دهد .
کرم کدو و کرم هاي ديگر را بيرون مي آورد . غريزه جنسي را تقويت مي کند .آن را بردارند يا بخورند يا در آب پزش بنشينند درد زهدان را درمان مي کند و با آب انگور کهنه بخورند شکم را روان مي سازد .
از آنجا که داراي رطوبتي زائد و بادآور است در تقويت جنسي مؤثر است .
تب ها :با روغن زيتون مخلوط کنند و بر تن بمالند در تب لرز مفيد است .
زهرها :کوشنه را با خاراگوش همراه آب انگور کهنه بنوشند پادزهر نيش مار و ساير حشرات موذي است .

کهربا
صمغي است همانند سندروس .در شکستن نازک و شکسته اش به رنگ مايل به زردي و سفيدي است و بعضي نوع آن به مايل به سرخرنگي است .
کاه و خشکه گياه را بسوي خود مي کشاند و از اينرو آن را کهربا يعني رباينده کاه ناميده اند .
مزاج :گرم و خشک
خاصيت :خونريزي را از هر کجا باشد بند مي آورد .
ورم و جوش :گويند کهربا را بر ورم گرم ببندند سودمند است .
سر :خون دماغ را بند مي آورد . ماده آبکي که از سر به سوي ريه سرازير مي شود با کهربا قطع مي شود .
چشم :از داروهاي چشم است .
سينه :نيم مثقال کهربا را با آب سرد بخورند تپش قلب را آرام مي بخشد و بهترين علاج خون برآوردن است .
اندام هاي غذا :بندآورنده استفراغ است . مواد بد را از معده دور مي سازد .با مصطکي مخلوط باشد معده را تقويت مي کند .
اندام هاي دفعي :خونريزي زهدان و مقعد را قطع مي کند .بي اشتهايي را از بين مي برد .




































خواص گياهان دارويي حروف(ل-م)


«ل »
لادن
گياهي است که نامش قاسوس مي باشد .شبنمي که بر اين گياه مي نشيند از ماده اي که در گياه است تأثير مي پذيرد و از ماده تراوشي و شبنم چيزي پديد مي آيد که بوي خوش دارد .
بزها وقتي در چراگاه به اين گياه مي رسند و از آن مي چرند و گردن به گياه مي سايند اين ماده به مو وپشم آنها مي چسبند و مردم آن را جدا مي کنند و اين جدا شده را لادن مي نامند .خالص آن لادني است که به موهاي بالايي چسبيده و گرد و خاک نديده است .بهترين نوعش لادن چرب و سنگين و زود رنگ قبرسي است که بوي خوش دارد و ريگ در آن نفوذ نکرده است و در روغن تمامش مي گدازد و هيچ دردي بجا نمي گذارد اما لادن سياه قير مانند خوب نيست .
مزاج :گرم و خشک
خاصيت :بسيار لطيف ، کمي قبض ، رساننده رطوبت هاي متراکم که به اعتدال آنها را تحليل مي برد .نيرويي جذب کننده و گرمي بخش در آن هست که دهانه رگها را باز مي کند و مسکن درد است .
آرايش: لادن و به ويژه اگر با روغن آس و آب انگور کهنه باشد از لطافتش که ژرفا رواست مواد تباه زير پوست را تحليل مي برد و پوست را از آلايش گوشتخوار پاک مي کند و سبب رويش
مو ،افزوني مو و تراکم مو مي شود .زيرا ماده سازگار با مو را به سوي پوست و رستنگاه مو مي کشاند .در اوايل طاس شدن و برا ي جلوگيري از ريزش و کم شدن موي سر بسيار مفيد است .
زخم و قرحه :زخم هاي وخيم و صعب العلاج را خوب مي کند .
سر :لادن مخلوط با روغن گل را در گوش بچکانند ، درد تسکين مي يابد . از داروهاي ضد سردرد و تپش مي باشد .
نفس کش :خوردنش داروي سرفه است .
اندام هاي دفعي :فرزجه از لادن ورم و زخم را از بين مي برد .
اگر با آب انگور غليظ کهنه خورده شود شکم را بند مي آورد و بول را ريزش مي دهد .
لاجورد
قوتش همان قوت صمغ گياه بدران و کمي از آن ضعيف تر است .
مزاج :گرم و خشک
خاصيت :گزنده ، گنداننده ، زداينده همراه تندي و کمي گيرندگي . مي سوزاند و زخم مي آورد .
آرايش :زگيل ها را از بين مي برد .
چشم :رويشگاه موي مژه را به بهترين حالت در مي آورد . موي مژه را زياد مي کند .
سينه :درمان نفس بريدگي ناشي از خستگي است .
اندام هاي دفعي :بخورند يا بردارند ريزش ملايم به بول مي دهد ، داروي درد گرده است .
لاک
شيره گياهي است که به مر شبيه است .لاک بوي خوش دارد و بايد در استعمال آن مواظب باشند .
آرايش :بسيار لاغر کننده است .
نفس کش :در تپش قلب مفيد است .
اندام هاي غذا : تقويت کبد مي کند و در علاج يرقان و استسقا و درد کبد سودمند است .
لايه
بهترين و سالم ترين دردي لايه آب انگور غليظ و کهنه و سپس هر آنچه شبيه است . دردي سرکه بسيار تند و قوي است .بايد آن را بعد از خشک کردن ساييده و چون سوزاندن کف دريا سوزاند .يعني بايد آن را در پارچه گل اندود يا در ديگ گذاشت تا بسوزد .
بايد آن قدر بسوزد تا سفيد رنگ گردد و گردي لطيف گردد .
هر نوع دردي که کهنه نباشد براي نفع دارويي بايد سوزانده شود و آنگاه به کار برده شود . دردي کهنه از قوتش کم شده است و نياز به سوختن ندارد . بايد دردي را در ظرف هاي ويژه نگاهداري کنند که هوا نزند و گاهي دردي را همچون توتيا شستشو مي دهند .
خاصيت :دردي سرکه قوي ترين دردي ، زداينده و جمع کننده است . سوخته آن سوزنده است و با نيروي ديگري که در آن وجود دارد مي گنداند .
آرايش:دردي سوخته با صمغ درخت صنوبر سپيدي ناخن را از بين مي برد .
دمل و جوش :دردي ناسوخته به تنهايي داروي التهاب ورم است و اگر با آس باشد التهاب را فرو نشاند و جوش هايي را که چرک ندارند علاج مي نمايد. سينه :دردي ناسوخته سيلان مواد را از معده مانع مي شود .
دردي ناسوخته ضماد شود و از خارج بر رحم بگذارند نزيف حيض را باز مي دارد .



برچسب‌ها: گیاهان دارویی, 16, قسمتAraşdırma, Bio

تاريخ : پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ | ۱۱:۵۶ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |