بادنجان
نياز به معرفي ندارد . تازه ترش سالم تر است و کهنه اش بد است و مزه و مزاج قليا را دارد .
مزاج :به عقيده ابن ماسرجويه سرد مزاج است . ليکن در حقيقت چون تلخي و تندي دارد گرمي و خشکي در درجه دوم غالب آمده است .
خاصيت :سبب سودا و انسداد مي شود .
آرايش : پوست را بد رنگ و سياه مي کند . رنگ را زرد مي گرداند . بادنجان کوچک همه پوست است و لکه هاي سياه صورت را سبب مي شود .
دمل و جوش :پديد آورنده ورم هاي سرطاني و سخت و جذام است .
اندام هاي سر : انسداد ، سردرد و جوشهاي دهان را بوجود مي آورد .
اندام هاي غذا : گرفتگي هايي براي کبد و طحال در بر دارد . اما اگر آن را با سرکه بپزند گرفتگي کبد را باز مي کند .
اندام هاي دفعي : باعث بواسير است ، وليکن اگر دنباله هاي بادنجان را در سايه خشک کنند براي دفع بواسير خوب است . بادنجان به رواني و قبضي شکم کاري ندارد .اما اگر در روغن بپزند روان کننده و اگر با سرکه بپزند قابض است .
بادام
نياز به معرفي ندارد .بادام از گردو کم روغن تر است اما گردو از بادام زود هضم تر است .
مزاج :بادام شيرين تقريباً در گرمي و تري معتدل است و کمي سوي تري مي گرايد .
بادام تلخ گرم و خشک است .
خاصيت :انگم درخت بادام تلخ گيرنده و گرمي بخش است . بادام عموماً زداينده و پاک کننده و بادکننده هست . ليکن بادام تلخ لطافت بخش است و زدايندگي بيشتر دارد و از اينرو در باز کردن قوي تر از بادام شيرين است
آرايش :بادام تلخ علاج لکه هاي سياه ،کک و مک ، اثرها و گرمي زدگي ها مي باشد .
ترنجيدگي رخساره را سر حال مي آورد.بيخ بادام تلخ را بپزند و بر لکه هاي سياه بگذارند بسيار مفيد است .خوردن بادام شيرين فربهي مي آورد .
ورم و جوش :بادام تلخ با آب انگور کهنه علاج شري است (آبله ريزهاي سرخ و آزار دهنده ).
قرحه :با عسل بر پوست بمالند مورچگي و ساعيه (ريز تر از مورچگي ) را علاج مي کند .با سرکه يا آب انگور کهنه داروي بيماريهاي ويروسي پوستي يا(پوست انداختن ) و تلخ از شيرين کاري تر است .
سر :بادام و به ويژه تلخ کوبيده و سائيده داروي درد گوش و صداها و وزوزگوش است .با بادام و آب انگور کهنه سر را بشويند رطوبت و سپوسه و شوره را از ميان بر مي دارد و خواب مي آورد .
چوب درخت بادام تلخ را بکوبند تا تمام نرم شود، آنگاه با سرکه و روغن گل مخلوط کنند و بر پيشاني ببندند سردرد از بين مي رود .روغن بادام تلخ هم داروي سردرد است .
چشم:تقويت ديد مي کند .
سينه :بادام تلخ با نشاسته گندم داروي خون بر آوردن است و در علاج سرفه مزمن و برنشيت و ذات الجنب مفيد است .
روغن بادام شيرين و قاوت بادام در علاج سرفه و خون برآوردن مفيد است .
اندام هاي غذا :بادام و به ويژه بادام تلخ راه بندان هاي کبد و طحال را باز مي کند .
بادام تلخ دهانه رگهاي دهان بسته را باز مي نمايد .
چغاله بادام که با پوست باشد ديرهضم است ،کم غذاست وخلطش خوب است .
چغاله را با پوست بخورند رطوبت معده را بر مي چيند .و اگر همراه شکر بخورند زود سرازير مي شود .
قاوت بادام شيرين بر معده گران است و زرداب را بوجود مي آورد .
اندام هاي دفعي :بادام تلخ راه بندان گرده را باز مي کند ،روغن بادام تلخ تنقيه کننده کليه و مثانه است و اگر با زنبق بخورند سنگ را خرد مي کند .
بادام تلخ و روغن زنبق و روغن گل را ضماد کنند براي کليه مفيد است . بادام تلخ داروي درد ،ورم گرم ،سخت شدن و خفه شدن زهدان است .
علاج بي اختيري ادرار و درد گرده است .بادام تلخ را بردارند حيض را ريزش مي دهد .
بادام شيرين که زدايندگي دارد و بادام تلخ که از آن زداينده تر است و هر دو براي قولنج داروي خوبي هستند .
روغن بادام که از بادام جدا شود لطيف تر و سبک تر مي شود .
زهرها :براي گزيده سگ هار مفيد است .
بارهنگ
دو نوع از اين گياه موجود است :يکي بزرگ و ديگري کوچک .بارهنگ بزرگ سودمندتر است .
مزاج :خشک و تر است .
خاصيت :برگ به علت داشتن ماده آبي سرد گيرنده است و نزيف خون را بند مي آورد .
خشک آن گزنده نيست بلکه براي دمل هاي کهنه و نو بهترين علاج است .
ورم و جوش :در مداواي ورم گرم ، سوختگي ، مورچگي ، شري ، باد سرخ ، ورم هاي بيخ گوش و خنازير بسيار خوب است .
زخم و قرحه :براي معالجه زخم چرکي پليد ، آتش فارسي که ساري باشد ، قرحه هاي هميشگي ، زخم هاي گود ،از هر دارويي پيشي گرفته است .
بارهنگ مخلوط با گل اندلسي (قيموليا )و سفيداب را بر باد سرخ بگذارند شفا مي دهد .
مفاصل :ضماد بارهنگ را بر پاغر بگذارند بازدارنده سردي است و آماس را فرو مي نشاند .
سر :درد گرم گوش را تسکين مي دهد ،آب پز ببخش را در دهان بگردانند دندان درد را آرام مي کند .بارهنگ به جاي سلق (نوعي چغندر)در شورباي عدس بريزند و بخورند براي صرع مفيد است .
افشره برگ بارهنگ را در گوش بچکانند درد گوش تسکين مي يابد .
بيخ بارهنگ را بجوند و آبش را در دهان بگردانند علاج دندان درد است و زخم و جوش درون دهان را شفا مي دهد .
چشم :سرمه کش را به افشره بارهنگ بمالند و در چشم بکشند رمد را بر طرف مي نمايد .
نفس کش :بارهنگ را بجاي سلق در آش عدس بريزند براي برونشيت مفيد است .
تخم بارهنگ علاج خون برآوردن است .
اندام هاي غذا :بجاي سلق بارهنگ را با عدس بپزند در باز کردن راه بندان کبد ، درد گرده ،بيماري استسقا مفيد است .
اندام هاي دفعي :تخم بارهنگ را بخورند يا آبش را در وارد کردن به صورت(آمپول- شياف...)بکار ببرند براي زخم روده ، اسهال مراره اي مفيد است و خونريزي بواسيير بند مي آيد .
تب ها :گويند علاج تب سه گوش (تب نوبه )است .
زهرها :بارهنگ و نمک را برگزيده سگ هار بگذارند سودمند است .
بارهنگ آبي
مزاج :گرم و خشک است .
خاصيت :گويند هيجان را فرو مي نشاند .
اندام هاي دفعي :گويند در مداواي زخم روده ، پيچش و درد روده ، درد زهدان ، سودمند و ادرار بول و حيض مي کند و در علاج فتق مؤثر است .
زهرها :پادزهر خرگوش آبي و افيون و غيره است .
باقلا
باقلاچندين نوع است :آنچه ما مي شناسيم ، باقلاي مصري ، نبطي و هندي است .
باقلاي نبطي از همه قابض تر و مصري از همه رطوبتي تر است .
اگر باقلادير هضم و نفاخ نبود ، از لحاظ غذايي خوب از افشره جو کمتر نمي بود بلکه خوني که از باقلا پديد مي آيد از خوني که از افشره جو غليظ مي آيد پر مايه تر و قوي تر است .
بهترينش باقلاي سفيد و چاق است که کرم زده نباشد .
بدترينش باقلاي تازه و تر است و بهتر آن است که زياد در آب خيس شود و خوب بپزند و آن را همراه فلفل و نمک و شيره ي انگدان وسعتر و روغن هاي ديگر بخورند .
اما باقلاي هندي در اندازه اي ويژه تنها در داروهاي استفراغ و روان ساختن شکم بکار مي رود .
مزاج :تقريباً معتدل است و گرايش به سوي سردي و خشکي دارد .داراي رطوبتي بيش از لزوم است و بخصوص باقلاي تر بيش از خشک آن تر مزاج است .
باقلاي تربارطوبتي که دارد و با سردي که در آن هست مي تواند کشنده باشد . و آنهايي که مي پندارند سردي باقلا در درجه دوم است زياده روي کرده اند .
خاصيت :اندکي زداينده و بسيار نفاخ است . اگر خوب بپزند ولي نه همچون افشره جو باشد و در وقت پختن چندين بار آب آن را عوض کنند حالت بادزايي را از دست مي دهد .
اگر باقلا را پوست بکنند و مغزش را در ديگ بسايند و حرکت ندهند بادزايي آن کاهش مي يابد .
باقلاي در روغن جوشيده کم باد است وليکن دير هضم تر هم هست .
نپخته باقلا با پوست ، بادش بسيار است و شايد آرد آن کم بادتر باشد . باقلاي نبطي قابض است و پوستش از همه اجزايش قابض تر است و زداينده نيست .
باقلاي مصري از همه انواع باقلها قبض تر و زداينده تر است و گوشت سست ايجاد مي کند و خلط هاي غليظ مي آفريند . ولي بقراط باقلاي مصري را به خوبي تغذيه ستوده و آن را مايه بهبودي مي داند .
اگر باقلا را به دو نيم کنيم و بر جاي نزيف بگذاريم خون بند مي آيد .
اگر مرغي از باقلا تغذيه کند و کسي تخم آن مرغ را بخورد خوابهاي پريشان مي بيند .
باقلاخارش با خود مي آورد به ويژه باقلاي سبز بسيار خارش آور است .
آرايش :پوست باقلا را بر مو بگذارند نرم و نازک مي شود .
باقلا و به ويژه اگر با پوست باشد بهکلک و پيس را از صورت مي زدايد و لکه هاي سياه و نقطه ها را از بين مي برد و رنگ و روي را زيبا مي کند .
دمل و جوش :ضماد باقلا با آب انگور کهنه آماس بيضه را فرو مي نشاند .
زخم و قرحه :درعلاج قرحه ماهيچه مفيد است .
مفاصل :در مداواي ترنجيدن ماهيچه و ضماد آب پزش با پيه خوک در نقرس سودمند است .
سر :سردرد مي آورد و هر کس به سردرد مبتلا است از خوردن باقلا زيان مي بيند .
ماده اي سبز در اندرون باقلاي مصري هست که تلخ مزه است اگر آن را بکوبند و با روغن گل مخلوط کنند و در گوش دردمند بچکانند درد از بين مي رود .
چشم :باقلا را با عسل و شنبليله ضماد کنند و بر چشم بگذارند براي پژمردگي چشم و نقطه سرخ داخل چشم مفيد است .
باقلا با کندر و گل محمدي خشيکده و سفيده تخم مرغ ضماد شود داروي برآمدگي چشم است و به ويژه اگر کره چشم برآمده باشد .
اندام هاي تنفسي :براي سينه خوب است .داروي خون برآوردن و سرفه است .اگر باقلا را با عسل و آرد شنبليله مخلوط کنند آماس گلو و لوزتين را فرو مي نشاند .
ضمادش براي آماس پستان و پنير شدن شير در پستان داروي خوبي است .
اندام هاي غذا :دير هضم است ، زود سرازير مي شود و زود بيرون مي رود .علاوه بر اين سبب انسداد مي شود .باقلاي پوست نکنده را در سرکه بپزند مانع استفراغ مي شود .باقلاي هندي مؤثرترين عامل قي کردن است. اندام هاي دفعي :باقلا را با سرکه و آب بپزند اگر با پوست باشد داروي اسهال مزمن است .
در مداواي خراش روده مفيد است و به ويژه باقلاي نبطي بيشتر مؤثر است و قاوت آن هم همين کنش را دارد .قاوت چنانکه هست يا شوربا شود فرقي نمي کند .
ضماد باقلا ورم رگ هاي بيضه را فرومي نشاند و به ويژه اگر با آب انگور کهنه بپزند کمترين مقدار باقلاي هندي خورده شود اسهال مي آورد .
بدل مرجان
مشهور است .سنگي است که از دريا بيرون مي آورند و به رنگهاي سرخ ، سياه و سفيد يافت مي شود .
مزاج :سرد و خشک است .
خاصيت :گيرنده است و نزيف راباز مي دارد .خشکندگي آن بيشتر از گيرندگي و بسيار خشکاننده است .
زخم و قرحه :گوشت زيادي را از بين مي برد .
چشم :چشم را جلا مي دهد و تقويت مي کند و به ويژه اگر سوخته آن را شستشو دهند مؤثرتر است .رطوبت هاي چشم را بر مي مکد و اثر قرحه هاي چشم را از بين مي برد و در مداواي (دمعه )مفيد است .
اندام هاي تنفسي :در باز داشتن خون بر آوردن و در بيرون راندن خون مؤثر است و در اين باره سيال آن همان تأثير را دارد .و به ويژه سوخته شسته آن که ازجمله داروهاي تقويت قلب و تسکين خفقان قلب بشمار مي آيد. اندام هاي غذا : محلول آن در علاج آماس طحال مفيد است .
اندام هاي دفعي :داروي زخمهاي روده است .
برباله
اين گياه داراي ساقه بزرگ و گره دار و ناصاف و شبيه فريز است . تخم زيادي دارد .خوشبو است و زبان را مي خارد . اين گياه در ميان برگهايش و نزديک ساقه گل هاي بنفش رنگي توليد مي کند که شبيه گل بنگ است هرچه خوشبوتر باشد بهتر است .ساقه هاي آن از اجزاي ديگرش مفيدترند .قوت آن با قوت سوسن زرد برابر و از اذخر قوي تر است .
مزاج :اين گياه گرم و خشک است و شهرت دارد که گرمي آن بيشتر از خشکي است .
خواص درماني :تمامي اجزاي اين گياه در باز کردن و تسکين دردهاي دروني مفيد است به ويژه خيسانده آن .
مفاصل :اسارون و به ويژه خيسانده آن در مورد بيماري اعصاب(سياتيک) درد مزمن سرين بسيار مؤثر است .
چشم :اين گياه در معالجه ستبري قرنيه مفيد است .
اندام هاي تغذيه : بر باله در معالجه بند آمدگي هاي کبد و سخت شدن اين عضو بسيار مفيد و در مداواي يرقان نيز مفيد است .
اندام هاي دفعي : برباله با تقويت مثانه و کليه به دفع بول کمک مي کند . داراي خاصيت مسهل است .
برغست (قنابري )
مزاج :گرم است .
خاصيت :لطيف ،زداينده ، تکه کننده
آرايش :لکه هاي سياه و بهک را مي زدايد و بدون شک خوردنش يا ضماد گذاشتنش بهترين برنده وضح (لکه هاي سپيد صورت )است ، که در ظرف چند روز اين کار را مي کند .اين دارو را عرب ها مي شناسند .
زخم و قرحه :ضماد برگش زخمهاي چرکي پستان را علاج است .
سر :آبش را به بيني بکشند رطوبت هاي غليظ را علاج مي کند .
نفس کش :شش را مي پالايد و راه بندان ها را باز مي کند .
اندام هاي غذا :راه بندان هاي کبد و طحال را باز مي نمايد .
اندام هاي راننده :آبش شکم را روان مي سازد ،ضماد برغست بواسير و درد و پيچش روده را باز مي دارد و سفتي زهدان را نرم مي کند و کيموس هاي غليظ را بيرون مي راند .
زهرها :برغست پادزهر همه حشرات موذي است .
برچسبها: گیاهان دارویی, قسمت 19, بقیه کل مطالب را در ادامه مطلب ببین
نياز به معرفي ندارد . تازه ترش سالم تر است و کهنه اش بد است و مزه و مزاج قليا را دارد .
مزاج :به عقيده ابن ماسرجويه سرد مزاج است . ليکن در حقيقت چون تلخي و تندي دارد گرمي و خشکي در درجه دوم غالب آمده است .
خاصيت :سبب سودا و انسداد مي شود .
آرايش : پوست را بد رنگ و سياه مي کند . رنگ را زرد مي گرداند . بادنجان کوچک همه پوست است و لکه هاي سياه صورت را سبب مي شود .
دمل و جوش :پديد آورنده ورم هاي سرطاني و سخت و جذام است .
اندام هاي سر : انسداد ، سردرد و جوشهاي دهان را بوجود مي آورد .
اندام هاي غذا : گرفتگي هايي براي کبد و طحال در بر دارد . اما اگر آن را با سرکه بپزند گرفتگي کبد را باز مي کند .
اندام هاي دفعي : باعث بواسير است ، وليکن اگر دنباله هاي بادنجان را در سايه خشک کنند براي دفع بواسير خوب است . بادنجان به رواني و قبضي شکم کاري ندارد .اما اگر در روغن بپزند روان کننده و اگر با سرکه بپزند قابض است .
بادام
نياز به معرفي ندارد .بادام از گردو کم روغن تر است اما گردو از بادام زود هضم تر است .
مزاج :بادام شيرين تقريباً در گرمي و تري معتدل است و کمي سوي تري مي گرايد .
بادام تلخ گرم و خشک است .
خاصيت :انگم درخت بادام تلخ گيرنده و گرمي بخش است . بادام عموماً زداينده و پاک کننده و بادکننده هست . ليکن بادام تلخ لطافت بخش است و زدايندگي بيشتر دارد و از اينرو در باز کردن قوي تر از بادام شيرين است
آرايش :بادام تلخ علاج لکه هاي سياه ،کک و مک ، اثرها و گرمي زدگي ها مي باشد .
ترنجيدگي رخساره را سر حال مي آورد.بيخ بادام تلخ را بپزند و بر لکه هاي سياه بگذارند بسيار مفيد است .خوردن بادام شيرين فربهي مي آورد .
ورم و جوش :بادام تلخ با آب انگور کهنه علاج شري است (آبله ريزهاي سرخ و آزار دهنده ).
قرحه :با عسل بر پوست بمالند مورچگي و ساعيه (ريز تر از مورچگي ) را علاج مي کند .با سرکه يا آب انگور کهنه داروي بيماريهاي ويروسي پوستي يا(پوست انداختن ) و تلخ از شيرين کاري تر است .
سر :بادام و به ويژه تلخ کوبيده و سائيده داروي درد گوش و صداها و وزوزگوش است .با بادام و آب انگور کهنه سر را بشويند رطوبت و سپوسه و شوره را از ميان بر مي دارد و خواب مي آورد .
چوب درخت بادام تلخ را بکوبند تا تمام نرم شود، آنگاه با سرکه و روغن گل مخلوط کنند و بر پيشاني ببندند سردرد از بين مي رود .روغن بادام تلخ هم داروي سردرد است .
چشم:تقويت ديد مي کند .
سينه :بادام تلخ با نشاسته گندم داروي خون بر آوردن است و در علاج سرفه مزمن و برنشيت و ذات الجنب مفيد است .
روغن بادام شيرين و قاوت بادام در علاج سرفه و خون برآوردن مفيد است .
اندام هاي غذا :بادام و به ويژه بادام تلخ راه بندان هاي کبد و طحال را باز مي کند .
بادام تلخ دهانه رگهاي دهان بسته را باز مي نمايد .
چغاله بادام که با پوست باشد ديرهضم است ،کم غذاست وخلطش خوب است .
چغاله را با پوست بخورند رطوبت معده را بر مي چيند .و اگر همراه شکر بخورند زود سرازير مي شود .
قاوت بادام شيرين بر معده گران است و زرداب را بوجود مي آورد .
اندام هاي دفعي :بادام تلخ راه بندان گرده را باز مي کند ،روغن بادام تلخ تنقيه کننده کليه و مثانه است و اگر با زنبق بخورند سنگ را خرد مي کند .
بادام تلخ و روغن زنبق و روغن گل را ضماد کنند براي کليه مفيد است . بادام تلخ داروي درد ،ورم گرم ،سخت شدن و خفه شدن زهدان است .
علاج بي اختيري ادرار و درد گرده است .بادام تلخ را بردارند حيض را ريزش مي دهد .
بادام شيرين که زدايندگي دارد و بادام تلخ که از آن زداينده تر است و هر دو براي قولنج داروي خوبي هستند .
روغن بادام که از بادام جدا شود لطيف تر و سبک تر مي شود .
زهرها :براي گزيده سگ هار مفيد است .
بارهنگ
دو نوع از اين گياه موجود است :يکي بزرگ و ديگري کوچک .بارهنگ بزرگ سودمندتر است .
مزاج :خشک و تر است .
خاصيت :برگ به علت داشتن ماده آبي سرد گيرنده است و نزيف خون را بند مي آورد .
خشک آن گزنده نيست بلکه براي دمل هاي کهنه و نو بهترين علاج است .
ورم و جوش :در مداواي ورم گرم ، سوختگي ، مورچگي ، شري ، باد سرخ ، ورم هاي بيخ گوش و خنازير بسيار خوب است .
زخم و قرحه :براي معالجه زخم چرکي پليد ، آتش فارسي که ساري باشد ، قرحه هاي هميشگي ، زخم هاي گود ،از هر دارويي پيشي گرفته است .
بارهنگ مخلوط با گل اندلسي (قيموليا )و سفيداب را بر باد سرخ بگذارند شفا مي دهد .
مفاصل :ضماد بارهنگ را بر پاغر بگذارند بازدارنده سردي است و آماس را فرو مي نشاند .
سر :درد گرم گوش را تسکين مي دهد ،آب پز ببخش را در دهان بگردانند دندان درد را آرام مي کند .بارهنگ به جاي سلق (نوعي چغندر)در شورباي عدس بريزند و بخورند براي صرع مفيد است .
افشره برگ بارهنگ را در گوش بچکانند درد گوش تسکين مي يابد .
بيخ بارهنگ را بجوند و آبش را در دهان بگردانند علاج دندان درد است و زخم و جوش درون دهان را شفا مي دهد .
چشم :سرمه کش را به افشره بارهنگ بمالند و در چشم بکشند رمد را بر طرف مي نمايد .
نفس کش :بارهنگ را بجاي سلق در آش عدس بريزند براي برونشيت مفيد است .
تخم بارهنگ علاج خون برآوردن است .
اندام هاي غذا :بجاي سلق بارهنگ را با عدس بپزند در باز کردن راه بندان کبد ، درد گرده ،بيماري استسقا مفيد است .
اندام هاي دفعي :تخم بارهنگ را بخورند يا آبش را در وارد کردن به صورت(آمپول- شياف...)بکار ببرند براي زخم روده ، اسهال مراره اي مفيد است و خونريزي بواسيير بند مي آيد .
تب ها :گويند علاج تب سه گوش (تب نوبه )است .
زهرها :بارهنگ و نمک را برگزيده سگ هار بگذارند سودمند است .
بارهنگ آبي
مزاج :گرم و خشک است .
خاصيت :گويند هيجان را فرو مي نشاند .
اندام هاي دفعي :گويند در مداواي زخم روده ، پيچش و درد روده ، درد زهدان ، سودمند و ادرار بول و حيض مي کند و در علاج فتق مؤثر است .
زهرها :پادزهر خرگوش آبي و افيون و غيره است .
باقلا
باقلاچندين نوع است :آنچه ما مي شناسيم ، باقلاي مصري ، نبطي و هندي است .
باقلاي نبطي از همه قابض تر و مصري از همه رطوبتي تر است .
اگر باقلادير هضم و نفاخ نبود ، از لحاظ غذايي خوب از افشره جو کمتر نمي بود بلکه خوني که از باقلا پديد مي آيد از خوني که از افشره جو غليظ مي آيد پر مايه تر و قوي تر است .
بهترينش باقلاي سفيد و چاق است که کرم زده نباشد .
بدترينش باقلاي تازه و تر است و بهتر آن است که زياد در آب خيس شود و خوب بپزند و آن را همراه فلفل و نمک و شيره ي انگدان وسعتر و روغن هاي ديگر بخورند .
اما باقلاي هندي در اندازه اي ويژه تنها در داروهاي استفراغ و روان ساختن شکم بکار مي رود .
مزاج :تقريباً معتدل است و گرايش به سوي سردي و خشکي دارد .داراي رطوبتي بيش از لزوم است و بخصوص باقلاي تر بيش از خشک آن تر مزاج است .
باقلاي تربارطوبتي که دارد و با سردي که در آن هست مي تواند کشنده باشد . و آنهايي که مي پندارند سردي باقلا در درجه دوم است زياده روي کرده اند .
خاصيت :اندکي زداينده و بسيار نفاخ است . اگر خوب بپزند ولي نه همچون افشره جو باشد و در وقت پختن چندين بار آب آن را عوض کنند حالت بادزايي را از دست مي دهد .
اگر باقلا را پوست بکنند و مغزش را در ديگ بسايند و حرکت ندهند بادزايي آن کاهش مي يابد .
باقلاي در روغن جوشيده کم باد است وليکن دير هضم تر هم هست .
نپخته باقلا با پوست ، بادش بسيار است و شايد آرد آن کم بادتر باشد . باقلاي نبطي قابض است و پوستش از همه اجزايش قابض تر است و زداينده نيست .
باقلاي مصري از همه انواع باقلها قبض تر و زداينده تر است و گوشت سست ايجاد مي کند و خلط هاي غليظ مي آفريند . ولي بقراط باقلاي مصري را به خوبي تغذيه ستوده و آن را مايه بهبودي مي داند .
اگر باقلا را به دو نيم کنيم و بر جاي نزيف بگذاريم خون بند مي آيد .
اگر مرغي از باقلا تغذيه کند و کسي تخم آن مرغ را بخورد خوابهاي پريشان مي بيند .
باقلاخارش با خود مي آورد به ويژه باقلاي سبز بسيار خارش آور است .
آرايش :پوست باقلا را بر مو بگذارند نرم و نازک مي شود .
باقلا و به ويژه اگر با پوست باشد بهکلک و پيس را از صورت مي زدايد و لکه هاي سياه و نقطه ها را از بين مي برد و رنگ و روي را زيبا مي کند .
دمل و جوش :ضماد باقلا با آب انگور کهنه آماس بيضه را فرو مي نشاند .
زخم و قرحه :درعلاج قرحه ماهيچه مفيد است .
مفاصل :در مداواي ترنجيدن ماهيچه و ضماد آب پزش با پيه خوک در نقرس سودمند است .
سر :سردرد مي آورد و هر کس به سردرد مبتلا است از خوردن باقلا زيان مي بيند .
ماده اي سبز در اندرون باقلاي مصري هست که تلخ مزه است اگر آن را بکوبند و با روغن گل مخلوط کنند و در گوش دردمند بچکانند درد از بين مي رود .
چشم :باقلا را با عسل و شنبليله ضماد کنند و بر چشم بگذارند براي پژمردگي چشم و نقطه سرخ داخل چشم مفيد است .
باقلا با کندر و گل محمدي خشيکده و سفيده تخم مرغ ضماد شود داروي برآمدگي چشم است و به ويژه اگر کره چشم برآمده باشد .
اندام هاي تنفسي :براي سينه خوب است .داروي خون برآوردن و سرفه است .اگر باقلا را با عسل و آرد شنبليله مخلوط کنند آماس گلو و لوزتين را فرو مي نشاند .
ضمادش براي آماس پستان و پنير شدن شير در پستان داروي خوبي است .
اندام هاي غذا :دير هضم است ، زود سرازير مي شود و زود بيرون مي رود .علاوه بر اين سبب انسداد مي شود .باقلاي پوست نکنده را در سرکه بپزند مانع استفراغ مي شود .باقلاي هندي مؤثرترين عامل قي کردن است. اندام هاي دفعي :باقلا را با سرکه و آب بپزند اگر با پوست باشد داروي اسهال مزمن است .
در مداواي خراش روده مفيد است و به ويژه باقلاي نبطي بيشتر مؤثر است و قاوت آن هم همين کنش را دارد .قاوت چنانکه هست يا شوربا شود فرقي نمي کند .
ضماد باقلا ورم رگ هاي بيضه را فرومي نشاند و به ويژه اگر با آب انگور کهنه بپزند کمترين مقدار باقلاي هندي خورده شود اسهال مي آورد .
بدل مرجان
مشهور است .سنگي است که از دريا بيرون مي آورند و به رنگهاي سرخ ، سياه و سفيد يافت مي شود .
مزاج :سرد و خشک است .
خاصيت :گيرنده است و نزيف راباز مي دارد .خشکندگي آن بيشتر از گيرندگي و بسيار خشکاننده است .
زخم و قرحه :گوشت زيادي را از بين مي برد .
چشم :چشم را جلا مي دهد و تقويت مي کند و به ويژه اگر سوخته آن را شستشو دهند مؤثرتر است .رطوبت هاي چشم را بر مي مکد و اثر قرحه هاي چشم را از بين مي برد و در مداواي (دمعه )مفيد است .
اندام هاي تنفسي :در باز داشتن خون بر آوردن و در بيرون راندن خون مؤثر است و در اين باره سيال آن همان تأثير را دارد .و به ويژه سوخته شسته آن که ازجمله داروهاي تقويت قلب و تسکين خفقان قلب بشمار مي آيد. اندام هاي غذا : محلول آن در علاج آماس طحال مفيد است .
اندام هاي دفعي :داروي زخمهاي روده است .
برباله
اين گياه داراي ساقه بزرگ و گره دار و ناصاف و شبيه فريز است . تخم زيادي دارد .خوشبو است و زبان را مي خارد . اين گياه در ميان برگهايش و نزديک ساقه گل هاي بنفش رنگي توليد مي کند که شبيه گل بنگ است هرچه خوشبوتر باشد بهتر است .ساقه هاي آن از اجزاي ديگرش مفيدترند .قوت آن با قوت سوسن زرد برابر و از اذخر قوي تر است .
مزاج :اين گياه گرم و خشک است و شهرت دارد که گرمي آن بيشتر از خشکي است .
خواص درماني :تمامي اجزاي اين گياه در باز کردن و تسکين دردهاي دروني مفيد است به ويژه خيسانده آن .
مفاصل :اسارون و به ويژه خيسانده آن در مورد بيماري اعصاب(سياتيک) درد مزمن سرين بسيار مؤثر است .
چشم :اين گياه در معالجه ستبري قرنيه مفيد است .
اندام هاي تغذيه : بر باله در معالجه بند آمدگي هاي کبد و سخت شدن اين عضو بسيار مفيد و در مداواي يرقان نيز مفيد است .
اندام هاي دفعي : برباله با تقويت مثانه و کليه به دفع بول کمک مي کند . داراي خاصيت مسهل است .
برغست (قنابري )
مزاج :گرم است .
خاصيت :لطيف ،زداينده ، تکه کننده
آرايش :لکه هاي سياه و بهک را مي زدايد و بدون شک خوردنش يا ضماد گذاشتنش بهترين برنده وضح (لکه هاي سپيد صورت )است ، که در ظرف چند روز اين کار را مي کند .اين دارو را عرب ها مي شناسند .
زخم و قرحه :ضماد برگش زخمهاي چرکي پستان را علاج است .
سر :آبش را به بيني بکشند رطوبت هاي غليظ را علاج مي کند .
نفس کش :شش را مي پالايد و راه بندان ها را باز مي کند .
اندام هاي غذا :راه بندان هاي کبد و طحال را باز مي نمايد .
اندام هاي راننده :آبش شکم را روان مي سازد ،ضماد برغست بواسير و درد و پيچش روده را باز مي دارد و سفتي زهدان را نرم مي کند و کيموس هاي غليظ را بيرون مي راند .
زهرها :برغست پادزهر همه حشرات موذي است .
برچسبها: گیاهان دارویی, قسمت 19, بقیه کل مطالب را در ادامه مطلب ببین
تاريخ : پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ | ۱۰:۵۷ ب.ظ | نویسنده : Biyoteknoloji araştırmacı Ali Reza Faraj |
.: Weblog Themes By Pichak :.


